گنجور

شمارهٔ ۲۰۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

عجب قیدی‌ست عشق سخت بنیاد

مبادا گردنی زین قید، آزاد

همین دانم که کارم رفته از دست

نمی‌دانم که کارم با که افتاد

ز غم مردم، که چون من کشته گردم

که خواهد خواست عذر تیغ جلاد؟

ز بس ویرانه‌جویی، بعد مردن

ز خاکم خانه نتوان کرد بنیاد

نهد در سینه، دل بر پای غم، رو

شناسد صید آنجا قدر صیاد

مرا گر خانه ویران کرد، شاید

که گردد آسمان را خانه‌آباد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام