گنجور

شمارهٔ ۲۰۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد

بیا تا آفتابم از سر دیوار برگردد

چنان از خوی او شد برطرف آیین پیوستن

که با هم سربه‌سر ننهاده خط، پرگار برگردد

ز بس طبع جفا نازک شد از همراهی خویت

چو گل پهلو زند بر خار، نیش خار برگردد

به نوعی روی دل سوی تو آوردم که می‌ترسم

سوی دل مردمان دیده را رفتار برگردد

غمش در خاطر از بس مانده، ترسم خرمی گردد

که بر شاخی چو ماند میوه‌ای بسیار، برگردد

سخن زان غمزه گویا بر زبان دارد، که قدسی را

نفس آید سلامت بر لب و افگار برگردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام