گنجور

شمارهٔ ۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

شام خطت گرفته ز صبح آفتاب را

زان روز خوش نمانده جهان خراب را

بر نام هیچ‌کس رقم روز خوش نبود

خواندیم هر دو رو ورق آفتاب را

بی‌غم نفس نمی‌کشم و جای عیب نیست

گر دردکش به لای برآرد شراب را

از سوختن منال چو بردی به غم پناه

نسپرده کس به شعله امانت کباب را

ساغر مدد ز باطن مینا طلب کند

صبح است پیر و پیش قدم آفتاب را

قدسی دلم خلل نپذیرد ز حادثات

نتوان خراب کرد سرای خراب را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام