گنجور

شمارهٔ ۱۹۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد

به جز دامان صحرا کاش دامان دگر باشد

چو آیی در دلم، هر داغش آتشخانه‌ای بینی

گلی دارم که هر برگش گلستان دگر باشد

ندانم کز کدامین چاک پیراهن برآرم سر

که هر چاک گریبانم، گریبان دگر باشد

نیندازد به سویم تیر کز حرمان پیکانش

به دل هر لحظه زهرآلود پیکان دگر باشد

دلی دارم که چون سیماب اگر صد پاره‌اش سازی

پی بسمل‌شدن هر پاره را جان دگر باشد

دگرگون است احوالم عجب دارم که چون قدسی

دلم را طاقت یک روزه حرمان دگر باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام