گنجور

شمارهٔ ۱۸۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

محفل دردی طلب، از سیر شهر و کو چه سود

سر به پای شعله نه چون شمع، از زانو چه سود

وصل شیرین کی به زور آید به دست کوهکن

قوت طالع بخواه از قوت بازو چه سود

زلف لیلی صید دلهای پریشان می‌کند

این که مجنون می‌کند بر سر پریشان مو چه سود

اجتماع می‌کشان بی طره ساقی مباد

حلقه مستان جدا زان حلقه گیسو چه سود

زخم قدسی کی فریب مرهم راحت خورد؟

عاشقان را درد مطلوب است از دارو چه سود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام