گنجور

بخش ۱۳

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد
 

چنین دادخوانیم بر یزدگرد

وگرکینه خوانیم ازین هفت گرد

اگر خود نداند همی کین و داد

مرا فیلسوف ایچ پاسخ نداد

وگر گفت دینی همه بسته گفت

بماند همی پاسخ اندر نهفت

گرهیچ گنجست ای نیک رای

بیار ای و دل را به فردا مپای

که گیتی همی بر تو بر بگذرد

زمانه دم ما همی‌بشمرد

در خوردنت چیره کن برنهاد

اگر خود بمانی دهد آنک داد

مرا دخل و خرج ار برابر بدی

زمانه مرا چون برادر بدی

تگرگ آمدی امسال برسان مرگ

مرا مگر بهتر بدی از تگرگ

در هیزم و گندم و گوسفند

ببست این برآورده چرخ بلند

می‌آور که از روزمان بس نماند

چنین تا بود و برکس نماند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

جواد نوشته:

خط هشتم: تگرگ آمد امسال بر سان مرگ مرا مرگ بهتر بودی از تگرگ

👆☹

جواد نوشته:

با پوزش ،در حاشیه قبلی، بجای بدی بودی نوشتم. مرا ببخشد.

👆☹

شمس الحق نوشته:

تصحیح بالا صحیح است ، بیت زیر نیز در حافظۀ حقیر موجود است که در جوانی از نسخه چاپی شاهنامه بایسنغری [اگردرست نوشته باشم] بیادگار دارم :
نماندم نمکسود و گندم نه جو / نه چیزی پدیدست تا جودرو
جودرو = هنگام دروی جو

👆☹

فرخ نوشته:

سطر آخر، بند دوم باید چنین باشد تا قافیه درست در بیاید:
چنین بود تا بود و بر کس نماند.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.