گنجور

 
فرخی سیستانی
 

نوبهارآمدو بشکفت بیکبار جهان

بر سر افکندزمین هر چه گهر داشت نهان

تاز خواب خوش بگشاد گل سوری شم

لاله سرخ ببندد همی از خنده دهان

پرنیانها و پرندست کشیده همه باغ

عاشقان گاه بر این سایه دوان گاه بر آن

اندر آن هفته که بگذشت جهان پیر نمود

وندر این هفته جوانست کران تابه کران

من شنیدم که به ایام جوان پیر شود

نشنیدم که به یک هفته شود پیر جوان

من نگویم که می سرخ حلالست و مباح

گر بودورنه من این لفظ نیارم به زبان

گویم ار هرگز خواهی خوری امروز بخور

که دگر باره بدین روز رسیدن نتوان

خیز تا بر گل نو کوزگکی باده خوریم

پیش تا از گل ما کوزه کند دست زمان

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.