گنجور

غزل شمارهٔ ۳

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

نقاب سنبل تر برشکن تجلّی را

بسوز زآتش عارض حجاب تقوی را

به باد رایحهٔ زلف عنبرین برده

هزار دفتر تعلیم و درس و فتوی را

تسلی دل عاشق به جز جمال تو نیست

جمال خویش برو جلوه ده تسلی را

لبت خلاصهٔ انفاس عیسوی دارد

دمی به ما بنما معجزات عیسی را

دوای دیدهٔ من کن ز سرمه قدمت

که آن غبار به از توتیاست اعمی را

به هر چه حکم کنی بر سرم خریدارم

مطیع رای توام همچو بنده مولی را

ز بهر شورش مجنون صبا پریشان کن

شکنج طرّهٔ آشفته‌کار لیلی را

ز نقش خامه صورت نگار ابن حسام

برند اهل حقایق رموز معنی را

صفای عالم باقی کسی به دست آرد

که پشت پای زند زخرفات دنیی را

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی از شیراز نوشته:

تسلی دل عاشق به جز جمال تو نیست
به جمال خویش جلوه ده جلوه تسلی را

دمت خاصهٔ انفاس عیسوی دارد
دمی بنما بما معجزات عیسی را

👆☹

مهدی از شیراز نوشته:

جمال تو تسلی جز بهر دل عاشق نیست
به جمال خویش جلوه نما جلوه تسلی را

دمت جزخاصهٔ انفاس عیسوی نیست
به دمی بنما، معجزات عیسی را

👆☹

مهدی از شیراز نوشته:

صفای عالم باقی کسی به دست آرد

که پشت پای زند خرافات دنیا را

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید