گنجور

 
بیدل دهلوی
 

نفس را بعد ازین در سوختن افسانه می‌سازم

چراغی روشن از خاکستر پروانه می‌سازم

به فکر گوهر افتاده‌ست موج بیقرار من

کلید شوق از آرام بی‌دندانه می‌سازم

خیال مصرع یکتایی‌اش بی‌پرده می‌گردد

به مضمونی‌ که خود را معنی بیگانه می‌سازم

نی‌ام آیینه اما در خیالش صنعتی دارم

که تا نقش تحیر می‌کشم بتخانه می‌سازم

سرا پا خار خارم سینه چاک طرهٔ یارم

به جسمم استخوان تا صبح‌ گردد شانه می‌سازم

محبت در عدم بی‌نشئه نپسندد غبارم را

همان‌گرد سرت می‌گردم و پیمانه می‌سازم

رم لیلی نگاهان ‌گرد تعمیر جنون دارد

چو وحشت در سواد چشم آهو خانه می‌سازم

عقوبتها گوارا کرد بر من بی پر و بالی

قفس چندان‌که تنگی می‌نماید دانه می‌سازم

دما‌غ طاقتی ‌کو تا توان ‌گامی ز خود رفتن

سرشکی ناتوانم لغزشی مستانه‌ می‌سازم

سر و برگ تسلی دیده‌ام وضع‌ عبارت را

برای یکمژه خواب اینقدر افسانه می‌سازم

به‌کام عشرتم گر واگذاری حاصل امکان

دو عالم می‌دهم برباد و یک دیوانه می‌سازم

مبادا بیدل آن‌گنجی‌که می‌گویند من باشم

مرا هم روزگاری شد که با وبرانه می‌سازم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Saki badri در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۴ نوشته:

یکی از مصرع های این شعر در کتاب (نقدبیدل)اثر صلاح الدین سلجوقی چنین امده است
به کام عشرتم گر واگذارد گردش دوران
دوعالم میدهم برباد و یک دیوانه میسازم

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.