گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۵۹

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

نه عبادت‌، نه ریاضت کردم

باده‌ها خوردم و عشرت کردم

میهمان‌ کرمی بود خیال

با فضولی دو دم الفت کردم

هر چه زین مایده‌ام پیش آمد

نعمتی بودکه غارت کردم

خلق در دیر و حرم تک زد و من

دل آسوده ن‌بارت‌کردم.

گردم از عرصهٔ تشویش گذشت

آنسوی حشر قیامت‌کردم

خاک را عرش برین نتوان‌کرد

ترک خود رایی همت ‌کردم

عافیت تشنهٔ بیقدری بود

سجده بر خاک مذلت کردم

آگهی رنج پشیمانی داشت

عیبها در خور غفلت‌کردم.

بی ‌دماغ من ما و نتوان زیست

تن زدم‌، خواب فراغت کردم

شوق بی‌مقصد و، دل بی‌پروا

خاک بر فرق ندامت کردم

تا شدم منحرف از علم و عمل

سیرکیفیت رحمت کردم

مغفرت مزد معاصی بوده‌ست

کیست فهمد که چه خدمت‌ کردم

هیچم ازکرده و ناکرده مپرس

یاد آن چشم مروت‌ کردم

هرچه از دست من آمد بید‌ل

همه بی‌رغبت و نفرت‌کردم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نور فرزام نوشته:

در بیت چهارم، آمده که:
خلق در دیر و حرم تک زد و من
دل آسوده ن‌بارت‌کردم

همین مصراع دوم آن را اینگونه« دل آسوده زیارت کردم» چون متن صحیح آن همین است، من در شرحی که بر برخی ابیات غامض بیدل زیر عنوان« کلید عرفان» توسط قندی‌آغا نوشته شده خواندم این مصراع را با واژه‌ی زیارت آورده است. سپاس!

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.