گنجور

شمارهٔ ۱۵

 
ازرقی هروی
ازرقی هروی » رباعیات
 

چیزی که دویست و بیست صد افزونست

یک نیمۀ او هجده بود این چونست ؟

این آن داند که از خرد قارونست

نی دانش نا اهل و خسان دونست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

این معما پاسخی دارد و آن پاسخ چیست؟

👆☹

محسن،۲ نوشته:

سعید جان
چیزی که دویست و بیست صد افزونست
یک نیمۀ او هجده بود این چونست ؟
،،
طرح معما از قدیم بسیار مورد توجه بوده و این یکی از آنهاست که با گمراه کردن و انحراف فکر ، خواننده را نادان شمرده.
وقتی عدد ۱۸ نیمی از عدد مورد نظر باشد ، معلوم است که ۳۶ که دوبرابر آن است را با عدد دیگری در هم آمیخته تا خواننده را به فکر فرو برد،
می گوید : چیزی که از ۱۰۰تا۲۲۰ بیشتر است، یعنی ۲۲۰۰۰باضافه ی ۳۶ =۲۲۰۳۶
ما ۳۶ را به عدد دویست و بیست صد افزودیم
امید که دوستان راه حلهای دیگری بیاورند

👆☹

ناصر نوشته:

محسن خان
البته این عدد مربوط میشود به طرز خواندن {چیزی که دویست و بیست صد افزونست}
ولی هر جور بخوانی و عددی به دست بیاوری باید آنرا با عدد ۳۶ جمع کنی ، همانطور که شما گفتید
ماشاالله

👆☹

بابک چندم نوشته:

چیزى که دویست (دو است) -> ٢
و بیست صد افزون است (بیست صد برابر آن است ) -> دو دهم ٢/.
٢/. - ٢ -> ١.٨ یا هجده صدم x ٢ -> سى وشش صدم -> ٣.٦
محسن جان،
سال نو بر شما و عزیزانت مبارک باد.
ولى برادر یک همچنین حساب و کتابى را جاى دیگرى هم آوردى، حال و دماغش بود برایت در همان حاشیه توضیح خواهم داد…
تا آنزمان سرت شاد

👆☹

بابک چندم نوشته:

پى نوشت و تصحیح،
بیست صد -> بیست صد(م) یا همان دو دهم
مى گوید که این بیست صدم افزون (اضافه، زیاده) است و مى باید از دو کم شود نتیجه -> ٨./١ یا همان هجده صدم
که x ٢ مى شود -> سى وشش صدم
در ضمن این صد(م) نیز افزون (اضافه، زیاده) است، پس کنار مى رود و از سى وشش صدم مى ماند سى وشش و نیمى از آن -> هجده
( ٣٦ به اشتباه تایپ شده بود ٣.٦)
“افزون” دو بار استفاده مى شود، یکى براى تفریق و دوم براى نفى یا کنار زدن…

👆☹

ناصر نوشته:

بابک خان
بیست صد است نه ” بیست صدم“ یعنی ۲۰ تا ۱۰۰
به این بیت فردوسی توجه کن :
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای
آیا میتوان گفت دو هفتم؟

👆☹

بابک چندم نوشته:

@ ناصر
به گمانم در “سبک شناسى، نثر فارسى” اثر محمد تقى بهار بود که چگونگى آنرا توضیح مى دهد…
براى نمونه :
دو سه -> دو سوم
سه دو-> سه دوم
(کدام یک از سه جلد را یادم نیست)
در این بیت که شما از فردوسى آوردى:
” ابر ده و دو، هفت شد کدخداى”…
ده و دو -> ١٠+٢= ١٢ برج فلکى
هفت-> هفت سیاره
در اینجا دو و هفت ربطى به یکدیگر ندارند!!! که بتوان گفت دو هفتم…

👆☹

ناصر نوشته:

پس به احترام ملک
ما هم می گوییم
بیست صد = بیست صدم
دو هفت = دو هفتم
دو سه= دو سوم
سه دو =سه دوم
زنده باشی

👆☹

ناصر نوشته:

اینجا ، دو هفت است ، نه ، دو و هفت
توجه کن
زمانی پر اندیشه شد زال زر

برآورد یال و بگسترد بر

وزان پس به پاسخ زبان برگشاد

همه پرسش موبدان کرد یاد

نخست از ده و دو درخت بلند

که هر یک همی شاخ سی برکشند.
ده و دو = ۱۰+ ۲= ۱۲

👆☹

بابک چندم نوشته:

دوست عزیز،
براى شما توضیح کافى دادم که!
ده و دو -> ١٢ برج فلکى
هفت -> هفت اختر (که کدخداى ١٢ برج شدند)…
آنگونه که شما مى خوانى:
ده و دو هفت -> ١٠ و ٢x٧
آنزمان این ١٠ و ١٤ به چه اشاره مى کنند؟؟؟ -> هیچ
اگر هم که (به اشتباه) آنرا ده و دو= ١٢ و در عین حال دو هفت=١٤ بخوانى باز هم ١٢ و ١٤ به چیزى اشاره نمى کنند…
از بابت همین هم براى شما بین دو و هفت یک کاما آوردم، که متوجه شوى ده و دو یک عدد است یعنى ١٢، و عدد هفت جداى از آن است… که اشاره به ١٢ برج و هفت اختر است…

👆☹

بابک چندم نوشته:

این توضیح نیز شاید ثمربخش باشد:
این نحوه خوانش نمرات از زبان پارسى میانه (پهلوى ساسانى) مى آید که در فارسى دَرى (زبان و زمان و مکان این شاعر در هرات و خراسان) همچنان پاى برجا بوده…
در فارسى نو (زبان ما در هزار الى هزار و صد یا دویست سال گذشته) تغییرات بسیارى روى داده، که اینهم یکى از آنان است…

👆☹

ناصر نوشته:

بابک خان
سپاسگزارم

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام