گنجور

غزل شمارهٔ ۹۰

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق تو ز اختیار بیرون است

وصل تو ز انتظار بیرون است

چون با تو نهم قرار وصلت

چون کار تو از قرار بیرون است

مرغی که دراوفتد به دامت

هر لحظه ز صد هزار بیرون است

جان‌های عزیز را درین درد

سرگشتگی از شمار بیرون است

زان برد غم تو روزگارم

کز گردش روزگار بیرون است

آنجا که حساب کار عشق است

از پردهٔ پرده‌دار بیرون است

بیکار مباد هیچ‌کس لیک

کار تو ز وسع کار بیرون است

هرچ آن تو نهی به حیله برهم

جمله ز حساب یار بیرون است

ای دل ره یار گیر کین راه

از زحمت تخت و دار بیرون است

در عالم عشق کار عطار

از شیوهٔ فخر و عار بیرون است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. نوشته:

مفعول مفاعلن فعولن
عشق تو ز اختیار بیرونست..

👆☹

فرشید برزگر نوشته:

سلام بر ادیبان ارجمند
وزن این غزل عطار، در مصاریع اول و دوم با مصاریع زوج، یکسان نیست و وزن نوشته شده هم کلا اشتباه است.
برای رفع این اشکال و تناقض، واژه‌ی “است” باید از پایان تمام مصاریع زوج و مصرع اول حذف شود تا وزن پیشنهادی جناب نادر عزیز، با وزن غزل منطبق شود.

عشق تو ز اختیار بیرون
وصل تو ز انتظار بیرون
مفعول مفاعلن فعولن

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.