گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۵

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای به خود زنده مرده باید شد

چون بزرگان به خرده باید شد

پیش از آن کت به قهر جان خواهند

جان به جانان سپرده باید شد

تا نمیری به گرد او نرسی

پیش معشوق مرده باید شد

نخرد نقشت او نه نیک و نه بد

همه دیوان سترده باید شد

مشمر گام گام همچو زنان

منزل ناشمرده باید شد

زود شو محو تا تمام شوی

که تو را رنج برده باید شد

ره به آهستگی چو شمع برو

زانکه این ره سپرده باید شد

همچو عطار اگر نخواهی ماند

نرد کونین برده باید شد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.