گنجور

شمارهٔ ۱۴۹

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

فلک گشته سرگشتهٔ کوی او

بود روی عالم همه سوی او

همی می رسد بر مشام دلم

ز گل خاصه از اهل دل بوی او

مه و مهر بین بر کمیت فلک

شب و روز اندر تکاپوی او

نه آغاز پیدا نه انجام و هست

تمامی یکی پرتو روی او

شمیم جنان چیست با نگهتش

کجا طوبی و قد دلجوی او

تو و کوثر و سبحهای پارسا

من و جام و زنّار گیسوی او

بدین ضعف کردیم آهنگ عشق

دل و خسته و زور بازوی او

رخم زرد و مویم سفید اشک سرخ

سیه روز و سودائی از موی او

ز اسرار گر سر برد نیست باک

دو گیسوش چوگان سرم گوی او



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

دریای سخن