گنجور

شمارهٔ ۳۳

 
عارف قزوینی
عارف قزوینی » تصنیفها
 

گو به ساقی، کز ایاغی، ترکن دماغی

زان شرابی که شب مانده باقی

ای نگارا، می گسارا، ما را بیاور

شمعی و شهدی اندر اطاقی

چرخ پرکین، دهر پر شور، هرگز ندارد

جز دو رنگی و رسم نفاقی

خیر عشاق، جمع مشتاق، چرا ندارید

شوری و شوقی و اشتیاقی

منزل یار، جای اغیار شد، برآرید

نالۀ الفراق الفراق الفراقی

از فراقش شد دلم خون، مطرباگو

به آواز ترک و حجاز و عراقی

من همیشه می ستایم ماه و مهرم

در کسوف و در خسوف و در محاقی

التفاتی کن به حالم ور نه از آن

در جهان بر زنم احتراقی

چرخ گردون دور وارون هرگز ندارد

بهر آزادگان جز نفاقی

ای وطن ما جمله از دل برکشیدیم

نالۀ الفراق الفراق الفراقی

در غیابت شد فراقت در مجلس ما

آتش افروز جان های باقی

چون نگریم خون نگریم کز صلح جویان

هیچ نامانده غیر از نفاقی

گو به عارف تعزیت باد بهر ایران

خوش به لحن حجاز و عراقی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن کرامتی » ۱۸۶ تصنیف قدیمی ۱ » بیات اصفهان ۱۴

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.