گنجور

رباعیات

 
امیر معزی
امیر معزی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع کشته شدم و نداشتی ماتم من مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ن» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | د | ر | ز | ش | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

شمارهٔ ۱: گر سینه بخست شاه سنجر ما را

شمارهٔ ۲: بیقدرکند رخ تو لالستان را

شمارهٔ ۳: ای تاخته از جهان جهانبانان را

شمارهٔ ۴: شاها ادبی کن فلک بد خو را

شمارهٔ ۵: شاها همه تدبیر صواب است تو را

شمارهٔ ۶: جاوید شها عز و شرف باد تو را

شمارهٔ ۷: مهرست ظفر نگین فرمان تو را

شمارهٔ ۸: خورشید چو بیند ای ملک رای تورا

شمارهٔ ۹: خورشید فلک سجده برد رأی تو را

شمارهٔ ۱۰: ای شاه چو بیند آسمان رای تو را

شمارهٔ ۱۱: بر خلق توراست پادشاهی ملکا

شمارهٔ ۱۲: در زلف تو آویخته دلبندی ها

ب

شمارهٔ ۱۳: ای جام تو آب و آتش ناب شراب

شمارهٔ ۱۴: تا شاه نشاط دجله کردست امشب

ت

شمارهٔ ۱۵: کوه از صف ترکان ملک ‌گردد پست

شمارهٔ ۱۶: ای شاه زمین بر آسمان داری تخت

شمارهٔ ۱۷: ای داده به تو خدای جاه پدرت

شمارهٔ ۱۸: بر خاک سر کوی تو ای عشق پرست

شمارهٔ ۱۹: تا شاه گشاده دست بر تخت نشست

شمارهٔ ۲۰: این ابر که دُرّ شاهوار آوردست

شمارهٔ ۲۱: گر خصم نخواست از حسد کار توراست

شمارهٔ ۲۲: گر نور مه و روشنی شمع توراست

شمارهٔ ۲۳: شاها همه آشوب ز بدخواه تو خاست

شمارهٔ ۲۴: شاها اثر صبوح کاری عجب است

شمارهٔ ۲۵: ای شاه به دولت از جهان بهر توراست

شمارهٔ ۲۶: ای شاه زمانه بخت پیروز تو راست

شمارهٔ ۲۷: رخشنده چو مهرست ضمیری که تو راست

شمارهٔ ۲۸: با لشکر عشق تو مباهات خوش است

شمارهٔ ۲۹: علم تو زعلم خضر و آصف بیش است

شمارهٔ ۳۰: آن ابر که خاطرش به خاطر برق است

شمارهٔ ۳۱: هر چند که بر زمانه فرمان من است

شمارهٔ ۳۲: مخلوق فراوان است الله یکی است

شمارهٔ ۳۳: دولت‌ که همه جهان به‌سنجر دادست

شمارهٔ ۳۴: نور ملک ای ملک به نام تو درست

شمارهٔ ۳۵: آتش تیغی و تا به محشر تف توست

شمارهٔ ۳۶: ای شاه دل روشن تو جوشن توست

شمارهٔ ۳۷: ای یار چو روزگار یار من و توست

شمارهٔ ۳۸: دولت ‌که تو را داد به من زایل نیست

شمارهٔ ۳۹: تا دین باشد به جز یکی یزدان نیست

شمارهٔ ۴۰: بیدادی و فتنه در جهان آیین نیست

شمارهٔ ۴۱: در عشق توام امید بهروزی نیست

شمارهٔ ۴۲: در راه نسا ای ملک پاک سرشت

شمارهٔ ۴۳: آن‌کس‌که چراغ مهر تو در بر یافت

شمارهٔ ۴۴: تا از برم آن یار پسندیده برفت

شمارهٔ ۴۵: ای شاه فلک یاد تو را نوش گرفت

شمارهٔ ۴۶: گر یابد زهره آگهی از نامت

شمارهٔ ۴۷: ای راحت جان ما ز دو مرجانت

د

شمارهٔ ۴۸: از تیغ چو آب تو به رزم آتش زاد

شمارهٔ ۴۹: خالق همه اقبال خلایق به تو داد

شمارهٔ ۵۰: باکم ز منی پای تو اندر گل باد

شمارهٔ ۵۱: هرگز دل تو به هیچکس شاد مباد

شمارهٔ ۵۲: گیتی ملکا جز به تو آباد مباد

شمارهٔ ۵۳: هر کار که هست جز به‌ کام تو مباد

شمارهٔ ۵۴: ای ناصر دین ناصر تو یزدان باد

شمارهٔ ۵۵: دلها همه در زلف تو آویخته باد

شمارهٔ ۵۶: ایزد ملکا سعادت جم به تو داد

شمارهٔ ۵۷: تا دولت تو به گرد گردون گردد

شمارهٔ ۵۸: ای از همه خسروان چو افریدون فرد

شمارهٔ ۵۹: ای صدر جهان هرکه می‌کین تو خورد

شمارهٔ ۶۰: عشقت صنما به روی‌ زردم دارد

شمارهٔ ۶۱: جانی‌که زمهر توست نقصان نبرد

شمارهٔ ۶۲: تا عصمت ایزدت نکوخواه نکرد

شمارهٔ ۶۳: ایزد که بنای دولتت عالی کرد

شمارهٔ ۶۴: چون شاه جهان کمان کشیدن گیرد

شمارهٔ ۶۵: هر تیر که شاه تیر گیر اندازد

شمارهٔ ۶۶: ای شاه زمین فلک سریرتو سزد

شمارهٔ ۶۷: سلطان علم عدل به هر عالم زد

شمارهٔ ۶۸: من با تو بتا نفس نمی‌یارم زد

شمارهٔ ۶۹: چون شاه سرای پرده بر هامون زد

شمارهٔ ۷۰: هر شب که وصال یار دلبر باشد

شمارهٔ ۷۱: گر نعمت دشمنت ز حد بیرون شد

شمارهٔ ۷۲: تا فتح تو تاریخ مسلمانی شد

شمارهٔ ۷۳: چون شاه سوی تخت سرافراز آمد

شمارهٔ ۷۴: چون رخ بگشاد آن نگار دلبند

شمارهٔ ۷۵: گر ابر به جود خویشتن را چو تو خواند

شمارهٔ ۷۶: از هیبت تو به روم کفار نماند

شمارهٔ ۷۷: در عشق تو ای صنم مرا رای نماند

شمارهٔ ۷۸: ای شاه بنای ملک محکم به‌تو ماند

شمارهٔ ۷۹: در عشق تو زیر و بم هم‌آواز منند

شمارهٔ ۸۰: تیراندازان همه گرو در بستند

شمارهٔ ۸۱: خصمان تو لاف سپر زرد زدند

شمارهٔ ۸۲: چون باز خیال تو پر و بال زند

شمارهٔ ۸۳: هر شب که رهی فال ز روی تو زند

شمارهٔ ۸۴: ترکان ملک با خرد و باهوشند

شمارهٔ ۸۵: خصمان ملک چو جغد در ویرانند

شمارهٔ ۸۶: گر بر فلک از تاجوران راه کنند

شمارهٔ ۸۷: ای شاه تورا ماه نگین خواهد بود

شمارهٔ ۸۸: تا چند دل تو چشمهٔ نور بود

شمارهٔ ۸۹: از عمر شبی به‌ کام دل دوشم بود

شمارهٔ ۹۰: حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود

شمارهٔ ۹۱: هرکس که سزای افسر وگاه بود

شمارهٔ ۹۲: هر بزم که کردی همه بهروزی بود

شمارهٔ ۹۳: دجله ملکا زمان زمان بفزاید

شمارهٔ ۹۴: خرگه زند وکارکسی نگشاید

شمارهٔ ۹۵: سلطان جهان برکیارق باید

شمارهٔ ۹۶: از درگه تو ملوک را تاج آید

شمارهٔ ۹۷: شاها چو دلت در صف تدبیر آید

شمارهٔ ۹۸: چون آتش خاطر مرا شاه بدید

ر

شمارهٔ ۹۹: حوران سپاهت ای شه شیر شکر

شمارهٔ ۱۰۰: دست مَلِک ملوکِ عالم‌ْ سنجر

شمارهٔ ۱۰۱: چون بر دل و سر نهم دو دست ای دلبر

شمارهٔ ۱۰۲: ای رفته ز خانه مدتی سوی سفر

شمارهٔ ۱۰۳: چون نرگس اگر نهیم در خاکستر

شمارهٔ ۱۰۴: هستند به بزمت ای شه شیر شکار

شمارهٔ ۱۰۵: شاها خردت هست به می خوردن یار

شمارهٔ ۱۰۶: ای دشمن تو به قبضهٔ قهر اندر

شمارهٔ ۱۰۷: هرگز نشوم من از بت و باده صبور

شمارهٔ ۱۰۸: ای شاه کجا گرم کنی بارهٔ بور

شمارهٔ ۱۰۹: خستی دل من به غمزه ای بدر منیر

ز

شمارهٔ ۱۱۰: گر بخت بلند خواهی و عمر دراز

شمارهٔ ۱۱۱: از کوی تو تا کوی من ای شمع طراز

شمارهٔ ۱۱۲: چون چشم تو بر دلم شود تیر انداز

ش

شمارهٔ ۱۱۳: از جور قد بلند و موی پستش

شمارهٔ ۱۱۴: شاهی که به رزم کاویان داشت درفش

شمارهٔ ۱۱۵: در عشق تو بی‌روان نَوان بودم دوش

شمارهٔ ۱۱۶: دستور و شهنشه از جهان رایت خوش

شمارهٔ ۱۱۷: نشناخت ملک سعادت اختر خویش

ق

شمارهٔ ۱۱۸: چون ابر کف تو بیند ای خسرو شرق

شمارهٔ ۱۱۹: تا دید زمانه در دلم غایت عشق

شمارهٔ ۱۲۰: چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق

ک

شمارهٔ ۱۲۱: ای کرده همه جهان ز ناپاکان پاک

گ

شمارهٔ ۱۲۲: سقای ملک گرفت چنگ اندر چنگ

ل

شمارهٔ ۱۲۳: ای تیغ تو با قوت مریخ و زحل

م

شمارهٔ ۱۲۴: از روضهٔ حسن تو نگاری رسدم

شمارهٔ ۱۲۵: ای سیمبر از عشق تو در رشته شدم

شمارهٔ ۱۲۶: هر شب غم تو به مه اشارت‌کُنَدَم

شمارهٔ ۱۲۷: ای یار شبی که بی‌رخت بگذارم

شمارهٔ ۱۲۸: گرچه دل و سینه‌ کان گوهر دارم

شمارهٔ ۱۲۹: هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم

شمارهٔ ۱۳۰: گه سرو بلند حله بوشت خوانم

شمارهٔ ۱۳۱: ای‌ گوی زَنَخ سخن ز کویت ‌گویم

شمارهٔ ۱۳۲: مستم ملکا و هر چه اکنون‌گویم

ن

شمارهٔ ۱۳۳: چشم من و چشم آن بت تنگ دهان

شمارهٔ ۱۳۴: تیغ ملک شرق خداوند جهان

شمارهٔ ۱۳۵: هر شاه که داشت دولت و بخت جوان

شمارهٔ ۱۳۶: نه با منی ار چه همنشینی با من

شمارهٔ ۱۳۷: رفتی و به یک بارگرفتی کم من

شمارهٔ ۱۳۸: بگرفت شها قضای بد دامن من

شمارهٔ ۱۳۹: ای چرخ‌کمر مبند برکینه من

شمارهٔ ۱۴۰: نازید به گرز گاوسار افریدون

شمارهٔ ۱۴۱: گر حاجب و چاوش تو ای ناصر دین

شمارهٔ ۱۴۲: ای شاه زتو تخت همی نازد و زین

شمارهٔ ۱۴۳: ای حیدر و جمشید به شمشیر و نگین

شمارهٔ ۱۴۴: ای شاه جهان دو گوشهٔ روی زمین

شمارهٔ ۱۴۵: ای برده به شمشیر همه ملک تگین

شمارهٔ ۱۴۶: زین فتح‌ که‌ کرد شاه در کشور چین

و

شمارهٔ ۱۴۷: خصمی‌که ستم بود همه همت او

شمارهٔ ۱۴۸: سروی‌که بنفشه برگل آمد بر او

شمارهٔ ۱۴۹: خصمی‌که بر او فسوس کرد اختر او

شمارهٔ ۱۵۰: ای نور مه از جمال رخسارهٔ تو

شمارهٔ ۱۵۱: ای کرده سپهر و اختران یاری تو

شمارهٔ ۱۵۲: ای شاه چو آسمان کمان داری تو

ه

شمارهٔ ۱۵۳: خورشید بر آسمان نپیماید راه

شمارهٔ ۱۵۴: دارند همه شگفت میران سپاه

شمارهٔ ۱۵۵: خصمان تو رسم بد نهادند همه

شمارهٔ ۱۵۶: ای پیش تو حاسدانت‌ را سنگی نه

ی

شمارهٔ ۱۵۷: پروین و ستارگان گردون پیمای

شمارهٔ ۱۵۸: افروخته دولت شه عالم رای

شمارهٔ ۱۵۹: ای رایت و رای تو همایون چو همای

شمارهٔ ۱۶۰: شاها در فتح بر تو بگشاد خدای

شمارهٔ ۱۶۱: دامی که در آن دام شکارم کردی

شمارهٔ ۱۶۲: ای عشق تو عمرم به کران آوردی

شمارهٔ ۱۶۳: از بهر جمال چهرهٔ همچو پری

شمارهٔ ۱۶۴: در بر ملکا دل توانگر داری

شمارهٔ ۱۶۵: ای باخته عشق در جهان با دگری

شمارهٔ ۱۶۶: هر سال به‌کار ملک بیدار تری

شمارهٔ ۱۶۷: هر دم زا‌دمی‌ا خجسته دیدار تری

شمارهٔ ۱۶۸: زاهد نکند توبه به زهد ای ساقی

شمارهٔ ۱۶۹: خور گوید کاشکی که زرین تنمی

شمارهٔ ۱۷۰: ای شاه نگویمت که چون گردونی

شمارهٔ ۱۷۱: این مجلس شاه و گل‌فشان اندروی

شمارهٔ ۱۷۲: لبیک دهد بخت چو آواز دهی

شمارهٔ ۱۷۳: یار از غم من خبر ندارد گویی

شمارهٔ ۱۷۴: ای ماه کمان شهریاری گویی