گنجور

شمارهٔ ۶۹

 
امیر معزی
امیر معزی » قصاید
 

تاج دنیا و دین خداوند است

در همه کارها خردمندست

در خراسان و در عراق امروز

کیست کاو را به زهد مانندست

چر‌خ را با بقای دولت او

تا جهان است عهد و سوگندست

عقل او را قیاس نتوان کرد

کس نداند که عقل او چندست

چشم دین روشن از سعادت اوست

چشم او روشن از دو فرزندست

آن یکی داوری است قلعه‌گشای

وین دگر خسروی عدو بندست

نازش هر دو پادشاه بدوست

هر دو را مادر و خداوندست

بنده تشریف او همی خواهد

که به مدحش‌گهر پراکندست

خیر او از جهان‌گسسته مباد

که نکوکار و نیک پیوندست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام