1. با سلام و درود
    رشته بنده ادبیات نیست اما به اشعار کهن علاقه وافر دارم! این نکته را می خواستم عرض کنم که به نظر این حقیر مصرع “گر پس از این دمی چنان یابم قدر دانمش” از نظر وزنی با دیگر مصرع های هم قافیه، همسان نیست. لطفا بررسی بفرمایید.
    با سپاس فراوان

    Comment by بیژن — شهریور ۹, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۵۵ ق.ظ

  2. با بیژن موافقم. شاید لازم است جور حاصی خوانده شود. مثلا گر پس از این دمی چنان یابم و قدر دانمش

    Comment by الف لیل — بهمن ۱۱, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۵۳ ب.ظ

  3. درود بر همگان

    در خواندن مصراعی که می گویید کافی است پس از مکث از پس واژه “چنان”، باقی ” یابم (و) قدر دانمش” خوانده شود. صد البته وزن شعر استاد سخن همواره برقرار و درست است.

    لذت وقت‌های خوش، قدر نداشت پیش من
    گر پس از این دمی چنان… یابمُ قدر دانمش

    Comment by امین افشار — اسفند ۸, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۱ ب.ظ

  4. درود
    کسی میتونه معنی یکی مونده به آخرو شرح بده؟ تا ز جهان جهانمش منظور چیست؟ سپاس

    Comment by نیلوفر — بهمن ۶, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۳۶ ق.ظ

  5. نیلوفر بزرگوار
    جهانمش یعنی «جهانم او را»، یعنی «او را بجهانم».
    از مصدر جهاندن، صورت متعدی فعل جهیدن.
    ز جهان جهانمش به زبان ساده یعنی او را بکشم.
    به طور خلاصه و ساده بیت میگه: «عشق تو گفته بود که سعدی آرزوی منو داره و تا نکشمش دست از عاشقی برنمیداره.»
    البته در بیت بعد هم به همین موضوع اشاره میکنه و میگه دشمنانم که نمیتونن منو بکشن، ولی این که داره از روی لطف میکشه نمیتونم مانعش بشم.

    Comment by ... — بهمن ۶, ۱۳۹۵ @ ۲:۳۳ ب.ظ

  6. خانم نیلوفر گرامى،
    جهانمش از جهاندن مى آید که مى شود به جهش درآوردن، پراندن…
    تا ز جهان جهانمش یعنى تا من از جهان به پروازش در آورم ؛ من از جهان بپرانمش…

    Comment by بابکى دیگر، — بهمن ۶, ۱۳۹۵ @ ۸:۱۰ ب.ظ

  7. سپاس از شما دوستان گرامی ^_^

    Comment by نیلوفر — بهمن ۶, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۲۱ ب.ظ

  8. همایون شجریان مصرع اول بیت دوم را اینگونه میخواند:

    قوت شرح عشق تو نیست زبان ، خامه را
    یعنی بعد از زبان مکث میکند که به نظر من باید زبان خامه را به دنبال هم خواند… یعنی حرف ن کسره دارد
    مثل این بیت خواجه حافظ:
    زبان خامه ندارد سر بیان فراق
    وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق

    Comment by مسعود — اسفند ۲, ۱۳۹۵ @ ۷:۴۵ ق.ظ

  9. دوستانی که به وزن یک مصرع ایراد گرفتن…
    ایرادشون به جا هست…
    اما باید دونست که این غزل از غزلیات قدیم شیخ هست … یعنی غزلیاتی که در سنین حدود ۱۸تا ۲۲سالگی شیخ سروده شدن…
    یعنی تخته مشق تمرین شیخ برای شاعر شدن در حجره های نظامیه ی بغداد و به تعبیر استاد زرین کوب تحفه هایی برای طلاب نظامیه…
    طبیعتا هیچ کس از اول کار استاد نبوده اما شیخ ما در همین سنین این غزل رو سروده که به تحقیق از ناب های خیلی از شعرای زبردست بهتره.
    بعد از غزلیات قدیم بدایع و بعد از اون طیبات که ناب های شیخ رو تشکیل میده و در اخر خواتیم شیخ در اوج دوران پختگی و پیری …

    Comment by محمد — اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۷ ق.ظ

  10. @بیژن @محمد:
    در تأیید جناب افشار وزن مصرع یاد شده صحیح است فقط دارای سکتهٔ عروضی است.
    در وزن شعر فارسی می‌توان «فعلن» را به «فع لن» تبدیل کرد.
    اغلب این اتفاق در آخر مصرع‌ها می‌افتد به همین دلیل متوجه آن نمی‌شویم. در اینجا استثنائا سکته در میانهٔ مصرع اتفاق افتاده و به قول جناب افشار به جای «یابم و» آمده «یابم» که با اطلاع از قاعدهٔ یاد شده اشکالی بر این مصرع وارد نیست.

    Comment by حمیدرضا محمدی — خرداد ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۹ ق.ظ

  11. لذت وقت‌های خوش قدر نداشت پیش من
    گر پس از این دمی چنان یابم قدر دانمش

    دوستانی چند، نیمه دوم این بیت را ثقیل یافته و در باب آن نظراتی اظهار داشته اند که هر کدام بجای خود قابل تامل است، هر چند که همگی در نهایت به بن بستی محتوم رسیده اند.

    نویسنده این سطور علت رسیدن و ماندن در این بن بست و بن بستهای دیگر را محصول دو ویژگی ایرانی میداند که جای پای خود را در طی قرون و اعصار، در این جامعه بر جای نهاده اند.

    اولی فقدان دقت و انضبا ط بر اثر تقدیر گرایی مفرط و
    دومی غفلت از خرد فردی و تبعیت کورکورانه از مرشد است.

    میگویم: میخواهم از دیوان سعدی رونویسی کنم، ” انشاءالله ” بی غلط خواهد شد !
    و اگر کسی گفت که این رونوشت غلط داشت، میگویم: تقدیر نمیخواست که بی غلط باشد!

    فرض کنیم که نیمه دوم بیت بالا، به علت همین بی انظباتی فطری، غلط رونویسی شده است.

    اما چون ما آنرا از ” شیخ اجل ” میدانیم، حاضر نیستیم به هیچ قیمتی از تبعیت او سرپیچی کنیم، حتی اگر خودش ” سکته ” کرده باشد!

    حتی اگر وا ضح باشد که: ” همه چیز را همگان دانند “.

    بیت یاد شده میتوانست با توجه به روح گفته سعدی چنین و با توجه به گفته بالا، واقعا از خود او باشد:

    لذت وقت‌های خوش، قدرنداشت پیش من
    گر برسد بدست من دوباره، قدر دانمش

    Comment by ناظر — مهر ۴, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۰ ق.ظ

  12. ناظر گرامی
    اگر به نوشته جناب امین افشار نظری بیندازید،
    خواهید دید خوانش آن خالی از اشکال است.
    پیشنهاد سرکار هم آهنگی وقت و دم را از میان بر میدارد.

    Comment by بی سواد — مهر ۵, ۱۳۹۶ @ ۳:۰۳ ق.ظ

  13. بیسواد نازنین

    ” همه چیز را همگان دانند “

    Comment by ناظر — مهر ۵, ۱۳۹۶ @ ۴:۲۷ ب.ظ

  14. ایراد دوستان به وزن مصرع دوم وارد است و این ایراد ناشی از کتابت است که توسط ناس خان همتون ایجاد شده است به نظر من بیت به احتمال زیاد بدین صورت بوده
    لذت وقت های خوش ،قدر نداشت پیش من
    گر پس از این دمی چنان ،یافته قدر دانمش

    Comment by رحیم سینایی — مهر ۶, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۱ ب.ظ

  15. ایراد دوستان به وزن مصرع دوم وارد است به نظر من این ایراد ناشی از بی دقتی ناس خان متن در اعصار گذشته می باشد وبه احتمال زیاد بیت به این صورت بوده است :
    لذت وقت های خوش ، قدر نداشت پیش من
    گر پس از این دمی چنان یافته قدر دانمش

    Comment by رحیم سینایی — مهر ۶, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۶ ب.ظ

  16. رحمی به حال ما کم سوادها هم بکنید, گیج شدم از حاشیه نویسی دوستان که زحمت کشیدند, کسی معنی کامل شعر را بنویسد لطف بزرگی به ما میکند.

    Comment by Elena — مهر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۶:۱۵ ق.ظ

  17. ۱-چه کنم که دستم به جان نمیرسد تا آن را بر تو افکنم آخر به کدامین کس میتوان دل بست تا آن را از تو پس بگیرم.
    نه میتوانم خودکشی کنم نه خدا جانم را می ستاند و نه تو آخر به کی شکایت کنم آی مردم
    مو که افسرده حالم چون ننالم/شکسته پر و بالم چون ننالم

    Comment by 7 — مهر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۶ ق.ظ

  18. ۲-هر چه پیش آید هل تا خوش آید کجا بروم؟چاره در بیچارگی است ماندن و جان کندن
    بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
    به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مجالی
    نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
    چه غم اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی

    Comment by 7 — مهر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۲ ق.ظ

  19. بیت ۷ که دوستان بر آن ایراد گرفته اند به قول ادیبان الحاقی است:
    لذت وقت‌های خوش قدر نداشت پیش من
    گر پس از این دمی چنان یابم قدر دانمش
    نسخه پی دی اف که من دارم:
    تن به قضا سپرده ام پای رضا فشرده ام
    ور بروم کجا روم چاره جز این ندانمش

    ۳-خروش و ولوله من سراسر جهان را فرا بگیرد تو ایمن و آسوده ای حتی اگر آسمان هم از داد و مقال من به ستوه آید ای بیغم

    Comment by 7 — مهر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۲۹ ق.ظ

  20. ۴-اشک و آهم همیشه برقرار است(اشکم به مشکم بند است) با این همه آتش عشق تو چنان سوزان و سرکش است که اشک و آه سردم بر آن کارگر نیست
    ۵-ترچمه نمیخواهد
    ۶-زلف تو چون عمر من است باشد دراز بینمش(پیر بشم انشاالله-عجب رندانه) و لب آتشین تو جان من است باشد که چان به لب شوم(عجب رندانه)

    Comment by 7 — مهر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۹ ق.ظ

  21. نیست زمام کام دل در کف اختیار من
    گر نه اجل فرارسد زین همه وارهانمش
    افسار اسب سرکش دل در دست و به اختیار من نیست و گر نه مرگ فرا رسد رهاندنش میسر نیست.تنها مرگ میتواند اسب مرا رام کند

    Comment by 7 — مهر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۳ ق.ظ

  22. عشق تو گفته بود هان! سعدی و آرزوی من
    بس نکند ز عاشقی تا ز جهان جهانمش
    عشقت به من گفته بود آهای چنان پر رو شده ای که مرا میخواهی؟انگار تا جانت را ز چهان نجهانم دست بردار نیستی

    پنجه قصد دشمنان می‌نرسد به خون من
    وین که به لطف می‌کشد منع نمی‌توانمش
    مانع آنم که به دست و پنجه دشمنان کشته شوم اما در این میان کسی است که به مهر مرا میکشد و مانعش نمیشوم(نمیتوانم بشوم)

    Comment by 7 — مهر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۵۵ ق.ظ

  23. دوست عزیز “۷″ بسیار سپاسگزارم بابت وقتی که گذاشتید .

    Comment by Elena — مهر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۰ ب.ظ

  24. با سلام
    من ترجمه این شعر به انگلیسی رو از کجا میتونم پیدا کنم، کسی میتونه راهنمایی کنه؟ به دنبال ترجمه دقیق نیستم، همین که مفهوم کلی ابیات رو برسونه کافیه

    Comment by حسین — آذر ۲, ۱۳۹۶ @ ۲:۵۶ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره