1. کلمه آخر این شعر اصلا در شان سعدی نیست.

    Comment by عرفان — اسفند ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۳:۳۷ ب.ظ

  2. گوز در اینجا به معنای گردو است که معرب آن جوز است

    Comment by طبا — اسفند ۲۹, ۱۳۸۹ @ ۹:۱۴ ق.ظ

  3. اگر هم به آن معنی معروف بود، باز هم مشکلی نبود. چنانکه سعدی، مولوی و … حتی کلمات مستهجن را استفاده کرده اند. واقع گرایی از شؤون شعرای برجسته است.

    Comment by فرهاد — فروردین ۲, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۰۹ ب.ظ

  4. بیت سوم رانفهمیدم

    Comment by زهراجمالی — اسفند ۲۴, ۱۳۹۰ @ ۱:۰۳ ب.ظ

  5. بیت اخر نامفهومه

    Comment by زه — اسفند ۲۴, ۱۳۹۰ @ ۱:۱۰ ب.ظ

  6. جناب طبا درست نوشته اند گوز به معنای گردوست.
    یاد بیتی دیگر از سعدی افتادم که مثل همین بیت برای بیان امر غیر ممکن از مثال گنبد و گردو استفاده کرده:
    پرتو نیکان نگیرد آنکه بنیادش بد است
    تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است

    Comment by مهدی — شهریور ۶, ۱۳۹۱ @ ۲:۲۸ ب.ظ

  7. گوز در اینجا به معنی گوژ، کوژ وخمیده است.فردوسی این کلمه را بااین معنی فراوان بکار برده است مثلا:
    همیشه تو را جاودان باد روز به شادی وبدخواه را پشت گوز.
    والبته باجوز فرق دارد زیرا ج در جوز فتحه دارد ولی این کلمه هماهنگ با قافیه سایر ابیات غزل صدای کشیده “او”دارد

    Comment by قاسم فطری — بهمن ۲۳, ۱۳۹۱ @ ۳:۴۸ ب.ظ

  8. جناب طبا درست نوشتن (دقیقاً در همان معنی است ) - جناب فرهاد درست گفتن ( برای شاعران نشان دادن حدی توانایی است ) .
    خانم جمالی : بیت سوم : آتشین استعاره از سرخ رنگ بودن گل های درخت انار است . در معنی اینکه وقتی گل های درخت انار جلوگر شد هوا گرم شده پس آتش منقل ها را باید برچید.
    زه : بیت آخر : هر چیزی اگر پایان داشته باشد . مطلوب است . عیش مدام و همیشگی مصداق همان خوشی زیر دل را زده است می شود.

    Comment by مریم — اسفند ۲۲, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۳۷ ب.ظ

  9. دوستان گویا با معنی کلمات فارسی آشنا نیستند و هرکدام سعی کرده اند چیزی بگویند که کار سعدی را در کاربرد کلمه ” گوز” توجیه کنند. این کلمه بدون اشباع “و” خوانده میشود و به معنی گردو است و عربها آن را معرب کرده و به صورت جوز به همین معنی بکار میبرند. بهتر است دوستان قبل از داوری به فرهنگ لغات نگاه کنند تا این همه به بیراهه نروند و سعدی بزرگ را متهم به ترک ادب نکنند

    Comment by منوچهر — فروردین ۳, ۱۳۹۲ @ ۲:۳۶ ق.ظ

  10. دولت بینی از بخت

    Comment by Anonymous — فروردین ۱۷, ۱۳۹۲ @ ۷:۳۳ ب.ظ

  11. یوز یعنی جستن و فعلی دارد سک کوچک که شکار را بیابد هم یوز نام دارد و رزم یوز یعنی رزمجوی و رهیوز یعنی راهجوی

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۰۱ ب.ظ

  12. بیت معروف :
    پرتو نیکان نگیرد آنکه بنیادش بد است
    تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است را به یاد میآورید؟؟ در کتابهای فارسی دبیرستان بود!
    گردو ، گوز، جوز ، گردکان و چهار مغز که بر گنبد نمی ماند.

    Comment by دکتر ترابی — مرداد ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۳۴ ب.ظ

  13. واژه yuz به تلفظ محلی در روستاهایی در اصفهان یوز به معنی گردو تغییر یافتهء goz در زبان پهلوی

    با جستجوی واژه جوز می تونید متوجه بشید

    Comment by قاسم — آبان ۲۲, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۴۲ ب.ظ

  14. بنظر من همان جوز بوده که از نظر ردیف هم مطابقت دارد واین یک غلط سهوی یا عمدی میباشد. چون سعدی بزرگ کلمات عربی بسیار بکار برده است . نمیشه فکر کرد چون معرب گردو میشود جوز ایشان گوز. ثبت کرده . هرچند سعدی هجویات زیاددارد ولی در جای. خودش بکار برده است وهیچ گونه سانسر یاجای. گزینی استفاده نکرده است ۲۹/۱/۹۴

    Comment by Anonymous — فروردین ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۳:۲۵ ب.ظ

  15. منظور سعدی از “یوز” ، کلمه ی آخرین این غزل بی تردید پلنگ یا یوزپلنگ است.

    Comment by داکتر ق. مصلح بدخشانی — اسفند ۲۳, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۸ ق.ظ

  16. “گوز” احتمالا همان گردو باشد. چرا ک این کلمه دقیقا با همین تلفظ در میان برخی از کوردهای منطقه ی شمال خراسان رواج دارد.

    Comment by سروش — اسفند ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۵۱ ق.ظ

  17. خدمت عزیزانى که اینرا نسیمى از نسیمات معدوى مى پندارند عرض شود که صد شکر که شیخ آن نسیم دیگر را به میان نیاورد که آنزمان پشم و پیله (ریش) همه مان مى ریخت.
    گردو بر گنبد را هم دکتر ترابى اشاره اى کردند، که با گوز معلق شدن سر سازگارى دارد…
    بارى،
    فرهنگ معین در باب “گوز بر گنبد افشاندن” آورده :
    بکار بیهوده واداشتن
    و از شاهنامه (گیو پس از هفت سال جستجوى کیخسرو با خود گوید):
    یکى نامجوى و دگر شادروز
    مرا بخت بر گنبد افشاند گوز
    و در باب یوز،
    در یکى دو نگاره عهد صفوى و مغولان هند (نوادگان تیمور) یوزپلنگى هویداست که قلاده اى بر گردن دارد و کنار یوزبان به انتظار شکار نشسته. در آن عهد یوز را دست آموز مى کردند…

    Comment by بابک — اسفند ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۱:۳۳ ب.ظ

  18. جناب دکتر ترابی گرامی
    درود بر شما
    گردو و جوز و گوز و گردکان را با چهار مغز آورده اید؟
    چهار مغز چیست ؟ کرمانی ست ؟ یا در پاریز شما هست و ما بی خبریم
    تا به حال ما ترکیبی از گردو ، پسته ، بادام و فندق را چهار مغز می گفتیم ، به زائو ، بعد زایمان هم میدادند تا جان بگیرد.
    این نوشتم که شاید شما هم از غیبت کبرا ، چون استاد گوهری ، به در آیید
    دلمان برایتان تنگ است
    نوروزتان پیروز

    Comment by سمانه ، م — اسفند ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۵:۳۱ ب.ظ

  19. چهار مغز،
    در افغانستان چهار مغز به گوز یا جوز گفته شده

    Comment by احمد حفیظ الله — فروردین ۱, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۱ ق.ظ

  20. معروفترین جوز که از قدیم همه می شناسند ، جوزِقند ” جوزغند “ است
    که لای برگه ی هلو گردو میگذاشتند
    صحیح کلمه ، جوز آکند است یعنی پر از گردو یا {جوز آگند }
    استاد کیخا به داد برس

    Comment by سمانه ، م — فروردین ۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۸ ب.ظ

  21. گوز ـ البته با تلفظ” گوێز”ـ یک واژه اصیل کردی و به معنای
    گردو است .

    Comment by مرادیار — مهر ۷, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۰۴ ب.ظ

  22. با تشکر از اساتید محترم
    مثل اینکه هیچکدوم از اساتید و معلمان اخلاق محترم که سعی در متهم کردن یا مبرا کردن نام سعدی دارند، هزلیات سعدی رو مطالعه نکردن.
    روزگار غریبی است جامعه ای که رکورد تعداد و تنوع فحش رو تو دنیا داره اینقد رو ی کلمه حساس باشنD:D:D:

    Comment by مهرزاد — مهر ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۵۲ ب.ظ

  23. واژه گوز در لغت‌نامه دهخدا با مثال زدن همین بیت، به معنی درخت گردو (یا همان جوز یا گردکان یا ضبر) آمده است

    Comment by حسین — اسفند ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۲:۰۶ ب.ظ

  24. گوز و گردکان هردو در معنی گردو٬ هم اکنون نیز به موازات هم در زبان کردی به کار میرود.

    Comment by ناشناس — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۷:۱۲ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره