1. برآرند فریاد عشق از ختا
    گر این شوخ چشمان به یغما روند
    ختا=ناحیه ای در ترکستان چین با زنان جشم بادامی

    یغما= نام شهری در ترکستان که مردمان خوشگل و صاحب حسن دارد.(از فرهنگ جهانگیری )

    نام شهری که خوبان بسیار از آنجا خیزند. شهری حسن خیز بود در ترکستان ، و مردم آن به تاراج و غارت همه چیز و از جمله خوان مشهور شده اند نزد شعرا: بت یغمایی . بتان یغما. خوبان یغما. (یادداشت مؤلف ) : مشرق وی ناحیت تغزغز و جنوب وی رود خولندغون است که اندر رود کپی افتد و مغرب وی حدود خلخ است . و این ناحیتی است که در وی کشت و برز نیست مگر اندک و از وی مویهای بسیار خیزد و اندر او صیدهای بسیار است و خواسته های ایشان اسب است و گوسپند و اندر او دههاست اندکی ، چون برتوج و خیر مکی . و کاشغر برسرحد است میان یغما و تبت و خرخیز و چین و کوه اغراج ارت اندر میان ناحیت یغما برود. (از حدودالعالم ).

    این جشم بادامی های لوند اگر رهسپار ختا شوند چه دلها غارت کنند و چه فریادها بلند شود
    تا گل روی تو در باغ لطافت بشکفت
    پردهٔ صبر من از دامن گل چاکترست

    Comment by 7 — مهر ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱:۱۹ ب.ظ

  2. برآرند فریاد عشق از ختا
    گر این شوخ چشمان به یغما روند

    این جشم بادامی های لوند اگر رهسپار ختا شوند چه دلها غارت کنند و چه فریادها بلند شود
    تا گل روی تو در باغ لطافت بشکفت
    پردهٔ صبر من از دامن گل چاکترست

    Comment by 7 — مهر ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱:۲۰ ب.ظ

  3. ختا=ناحیه ای در ترکستان چین با زنان جشم بادامی

    یغما= نام شهری در ترکستان که مردمان خوشگل و صاحب حسن دارد.(از فرهنگ جهانگیری )

    نام شهری که خوبان بسیار از آنجا خیزند. شهری حسن خیز بود در ترکستان ، و مردم آن به تاراج و غارت همه چیز و از جمله خوان مشهور شده اند نزد شعرا: بت یغمایی . بتان یغما. خوبان یغما.

    Comment by 7 — مهر ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱:۲۵ ب.ظ

  4. خوان یغما همان سفره عام است که گاه شاهان
    می گستردند و عامه مردم را به لقمه ای مهمان.
    و زیبارویان آن شهر البته دلها به یغما می برده اند.
    و ای بسا می برند.

    Comment by رنگارنگ — مهر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۳:۴۰ ق.ظ

  5. ودر بیت؛
    بر آرند فریاد عشق از ختا
    گر این شوخ چشمان به یغما روند
    سخن از تاراج است و نه سفر به شهر یما

    Comment by رنگارنگ — مهر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۳:۴۷ ق.ظ

  6. اگر این زنان زیباروی ترک(که در ترکتازی استادند) به ختا روند فریاد و آشوب بلند شود نه برای اینکه دار و ندارشان را تاراج میکنند بلکه در حیرت اینهمه شوخ چشمی فرومانده اند که چگونه دلهایشان به یغما و تاراج میرود.
    زنان یغمایی مانند مانند مردان اسی سواران وچابک و دزد و غارتگر بودند.
    میفرماید این زنان اینقدر تو دل برو هستند که زیبایی زنان ختن در برابر آنها هیج است چون در یغما و غارت دل بسیار قویتر از مردم شهر یغما هستند

    Comment by 7 — مهر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۴:۱۰ ق.ظ

  7. و بی گمان ، تاراج دل و دین

    Comment by رنگارنگ — مهر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۵:۱۱ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره