1. مصرع اول رو به‌صورت «مرا خود با تو سرّی در میان هست» هم نقل کردن.

    Comment by گناهکار — دی ۳۰, ۱۳۸۸ @ ۸:۱۰ ب.ظ

  2. درود
    مصرع اول را به صورت
    مرا خود با تو سری در میان هست
    مشاهده کرده ام

    Comment by نا شناس — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۲۴ ق.ظ

  3. در مصرع اول به جای واژه چیز ی واژه سری صحیح است

    Comment by مسعود — مرداد ۲۱, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۲۰ ب.ظ

  4. به به … بازهم سعدی و باز هم حماسه ای دیگر…
    سعدی تو عشق منی… روحت شاد بزرگترین شاعر تاریخ ♥♥

    Comment by کسرا — تیر ۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۰ ب.ظ

  5. کاملا با حاشیه های نقل شده توسط عزیزان در مورد این شعر موافقم… گنجور لطفا اصلاح بفرمایید… * مرا خود با تو سری در میان هست *

    Comment by کسرا — تیر ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۹ ب.ظ

  6. درود بر گنجوران ادب پارسی

    مرا خود با تو چیزی در میان هست
    و گر نه روی زیبا در جهان هست

    مثالی است کلاسیک برای کاربرد «هست» و تفاوتش با «است» -که گویا از دل نگرانی های بجای شمس الحق گنجور نیز هست- چنانکه این بیت خواجه شیراز نیز:

    از وجودم قدری نام و نشان هست که هست
    ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست

    درباره این دو کلمه از زبان ابوالحسن نجفی در کتاب ارزشمند «غلط ننویسیم»:

    « بعضی از فضلا میان این دوکلمه تفاوت قایل اند: هـسـت را به معـنای ” وجود دارد ” یا نشـانه ی تأکید و اسـت را فقط رابطه ( یا فعل اسـنادی) می دانند و بنابراین جمله های زیر از نظر آنان غلط یا لا اقل غیر فصیح است: « او هـنوز جوان هـسـت » به جای« او هنوز جوان اسـت ». یا « درختی در خانه ی ماسـت » به جای « درختی در خانه ی ما هـسـت ». این حکم تا اندازه ای درســت اسـت، زیرا در آثار ادبی فارسی نیز غالبن هـسـت به معـنای” وجود دارد” به کار رفـته اسـت:
    انگار که هست هرچه در عالم نیست
    پندار که نیسـت هرچه در عالم هـسـت ( خیام )
    مرا خود با تو چیزی در میان هـسـت
    وگرنه روی زیبا در جهان هـسـت ( سـعدی)

    واگر هم هـسـت ، به جای اسـت به کار رفته باشـد به منظور تأکید معـنای جمله اسـت. مثلن در دوجمله ی زیر: احمد عاقل است و احمد عاقل هـسـت. جمله ی نخست عاقـل بودن احمد را خبرمی دهـد و حال آن که جمله ی دوم این خبر را به تاکید بیان می کند و گویی به مخاطب اطمینان می دهد که در عاقل بودن احمد نباید تردید کرد. با این همه این تمایز معنایی در همه جا و با این دقت مراعات نشده اسـت و در ادبیات فارسی مواردی را می توان یافـت که در آن ها هـسـت و اسـت به جای یکدیگر به کار رفته اند. در نتیجه می توان گفت که کاربرد کلمه ی هـسـت به جای اسـت و بر عکس غلط نیسـت، اما اگر هر کدام از آن ها، برطبق آن چه گفته شد، به جای خود به کار رود البته به تر اسـت».

    Comment by امین افشار — آبان ۱, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۳۹ ب.ظ

  7. درود بر گنجوران ادب پارسی

    اگر چه غزل به تمامی و ترتیبش مطابق نسخه معتبر غنی- قزوینی ( وشاید معتبرترین آن ها که نظر زرین کوب هم همین است) آورده شده ولی توالی دو بیت این غزل شامل:

    هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست

    بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم

    و

    ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت

    می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم

    (به این ترتیب که بیت سوم، جای بیت ششم بنشیند)

    به جهت پیوستگی معنایی و هماهنگی بیشتر اگر نگویم درست تر ، دست کم (از دیدگاه من) زیباتر می نماید.

    Comment by امین افشار — آبان ۱, ۱۳۹۴ @ ۵:۰۷ ب.ظ

  8. درود بر گنجوران ادب پارسی

    اگرچه غزل به تمامی و ترتیبش مطابق نسخه معتبر غنی- قزوینی ( و شاید معتبرترین آن ها که نظر زرین کوب هم همین است) آورده شده، اما توالی بیت های:

    هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست

    بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم

    و

    ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت

    می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم

    (به این ترتیب که بیت سوم جای بیت ششم بنشیند)

    از جهت پیوستگی معنایی و هماهنگی بیشتر، اگر نگویم درست تر که دست کم (از دیدگاه من) زیباتر می نماید.

    Comment by امین افشار — آبان ۱, ۱۳۹۴ @ ۵:۲۹ ب.ظ

  9. در نتیجه پایان غزل که سرنوشت سروده شدنش نیز هست، این گونه سرانجام می یابد:

    هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست،

    بازش، ز طره تو به مضراب می‌زدم.

    ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت،

    می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم.

    خوش بود وقت حافظ و فالِ مراد و کام،

    بر نام عمر و دولت احباب می‌زدم…

    Comment by امین افشار — آبان ۱, ۱۳۹۴ @ ۵:۴۱ ب.ظ

  10. “به جز پیشت نخواهم سر نهادن
    اگر بالین نباشد آستان هست”
    چه تواضع شیرینی!
    شاهکاره!
    هم تواضع و هم شیطنت!
    “اگر نباشد”یعنی انتظار دارد که باشد.

    Comment by مینا مرادی — بهمن ۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۹ ب.ظ

  11. من درنیافتم آقای افشار غزل حافظ را که در بخش نظرات آورده و توضیحی داده‌اند، ربطش به این غزل سعدی چیست! البته حدس میزنم میخواسته‌اند در صفحه همان غزل حافظ این نظر را بگذارند و اشتباه اینجا آمده است.
    در ضمن فعل “هست” در جمله‌ “پایان غزل که سرنوشت سروده‌شدنش نیز هست” که در نظر پایانی آقای افشار آمده، باید “است” باشد به معنای “میباشد”.
    آقای سالار عقیلی بخشی از این غزل را که در آثارشان خوانده‌اند، در حقیقت بازخوانی و تقلیدی داشته‌اند از اجرای ردیف آوازی زنده‌یاد محمود کریمی.

    Comment by سروش — اسفند ۹, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۸ ق.ظ

  12. محسن نامجو هم خونده این رو

    Comment by صائب ملایی — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۵۰ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره