1. مخیر کردن به معنی اختیاردادن است یه کسی یا همان تخییر

    Comment by شکوه — تیر ۵, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۱۹ ق.ظ

  2. یعنی دوست را در مقابل همه ی نعمت های بهشتی برمیگزیند البته اگر اختیاری وجود داشته باشد!

    Comment by شکوه — تیر ۵, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۲۱ ق.ظ

  3. مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
    بر سر تربت سعدی بطلب مهر گیا را
    من هر بار که به زیارت حرم سعدی رفته ام این بیت و بیت نوشته بر دروازه‌ی حرم : زخاک سعدی شیراز بوی عشق آید
    هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
    را تا بن جان حس کرده ام

    Comment by دکتر ترابی — بهمن ۱۲, ۱۳۹۲ @ ۵:۱۷ ق.ظ

  4. سلام
    اگر امکان دارد یکی از آقایان حمید رضا, شمس الحق, امین کیخا و یا ترابی مصراع آخر این شعر را ترجمه فرمایید. سپاس .

    Comment by soheilana — اسفند ۸, ۱۳۹۲ @ ۶:۳۸ ق.ظ

  5. به گمان این کمترین که سررشته ای در زبان عربی ندارد، صاح گویا کوتاه شده صاحب باشدبه معنای همنشین بنا براین میشود گفت شیخ بیت پیشین را تکرا کرده است: همنشین را بگوی مستان را در شوق مستیشان به حال خویش بگذار ( نقل به معنا) و الله اعلم.

    Comment by دکتر ترابی — فروردین ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۲:۴۴ ق.ظ

  6. با سلام، به نظر می رسد معنی مصرع آخر این گونه باشد: « به هوشیار بگو که مست( سکاری ) از شدت وجد و اشتیاق مردم را ترک کرد.

    Comment by علی رضا — تیر ۳۰, ۱۳۹۳ @ ۳:۰۰ ب.ظ

  7. سلام
    درود بر روان معجزه جاودان خلقت ، خداوندگار کلام جناب سعدی شیرازی
    درباره بیت آخر
    هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
    قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری
    به این مطالب دقت کنید
    صَحَ‏- صُحّاً و صِحَّةً و صَحَاحاً [صحّ‏]: از بیمارى بهبود یافت،- الشَّی‏ءُ: از هر عیبى پاک و خالص شد،- الْخَبَرُ: خبر به اثبات رسید و مطابق با حقیقت شد؛ «صَحَ‏ لِی عَلى فُلانٍ کَذا»: فلان چیز از او بر من ثابت شد.
    صاح ، اسم مرخم صاحب هم هست اما در اینجا چنین نیست
    صاح در اصل صاحی بوده که طبق قوانین زبان عربی «ی» حذف شده است مانند قاضٍ به جای قاضی
    صاحی متضاد سکاری است به معنی هوشیار
    حال ترجمه مصرع آخر چنین است
    به هوشیار بگو که مست از شدت وجد و شوق ، مردم را ترک کرده است
    عباسی دبیر عربی
    موفق باشید

    Comment by عباسی - فسا — آذر ۷, ۱۳۹۳ @ ۱:۳۹ ق.ظ

  8. سَکِرَ- سَکَراً الحوضُ: حوض پر شد،- الرّجُلُ عَلَیْه: آن مرد بر او خشم گرفت،- سَکَراً و سَکْراً و سُکْراً و سُکُراً و سَکَراناً مِن الشّرابِ: از شراب مست شد. این واژه متناقض (صَحَا) است.

    Comment by عباسی - فسا — آذر ۷, ۱۳۹۳ @ ۱:۴۲ ق.ظ

  9. سلام
    وزن اشتباه می‌باشد
    وزن صحیح:
    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by حسین — دی ۱, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۱۶ ب.ظ

  10. با سلام ظاهرا بیت چهارم مصرع دوم باید اینطور باشد تا نگویند بس از من که بسر برد وفا را ؟

    Comment by شایق — خرداد ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۷:۴۴ ب.ظ

  11. مصرع اخر یعنی ، اجازه بده مردم از فرط مستی فریاد بکشند. درحسرت یک نعره ی مستانه بمردیم ویران شود این شهر که میخانه ندارد

    Comment by بینام — دی ۶, ۱۳۹۴ @ ۵:۴۷ ب.ظ

  12. مصرع اخر یعنی ، اجازه بده مردم از فرط مستی فریاد بکشند.

    Comment by بینام — دی ۶, ۱۳۹۴ @ ۵:۴۸ ب.ظ

  13. درحسرت یک نعره ی مستانه بمردیم. ویران شود این شهر که میخانه ندارد

    Comment by بینام — دی ۶, ۱۳۹۴ @ ۹:۱۴ ب.ظ

  14. با سلام و عرض ادب
    در خصوص معنای مصراع آخر، عزیزانی لطف فرموده و پاسخ هایی داده اند. ضمن احترام به تمامی ایشان، گفتنی است که هیچ کدام از معانی گفته شده صحیح به نظر نمی رسد. لکن از آنجا که حقیر سرقت ادبی را بسیار مذموم می دانم، آدرس منبعی را که معنای درست را از آن نقل می کنم نیز خدمتتان عرض می کنم:
    جناب آقای دکتر سعید واعظ عضو هئیت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، در گاهنامه‌ی تخصصی زبان و ادبیات فارسی، سوفیا، (سال یازدهم شماره نوزدهم- بهار ۱۳۹۱ صفحه ی ۵۱) طی مقاله ای مستقل به این موضوع پرداخته و با اعلام اینکه: … جای بسی شگفتی است که بیشتر شارحان گرانقدر غزلیات سعدی در معنی این بیت ما نحن فیه، یا بیراهه رفته یا با گذاشتن نشانه ی پرسشی ( ؟ ) پیش آن، زحمت معنی آن را به خود نداده اند. … پس از شرح و بسط و تجزیه و ترکیب الفاظ، معنای درست را اینگونه بیان فرموده اند:
    یعنی: به هشیاری که مردم را در حال سرمستی از باده ی وجد، ترک کرده، بگو: ما را ملامت - و ترک - مکن؛ چرا که هیچ هشیار ما را ملامت نمی کند، چرا که مستی ما از باده ی معمولی نیست.
    برای مطالعه اصل مقاله مراجعه فرمایید به منبع فوق الاشاره. جهت سهولت دسترسی می توانید از لینک زیر هم استفاده کنید:
    http://natu.blogfa.com/post/12
    خداوند یار و نگهدارتان باد.

    Comment by احمد طالبی تکلدانی — تیر ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۵ ق.ظ

  15. سلام. یکی از دوستان میتونه بیت ۹ رو معنی کنه لطفا؟

    Comment by آتنا — شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۴ ب.ظ

  16. آتنا خانم گرامی
    آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت
    که سراپای بسوزند من بی سر و پا را
    می گوید : آرزو ، من بی سرو پارا ، مانند شمعی کرده تا همه ی اعضایم در پیش وجود تو بسوزد
    زنده باشی

    Comment by حسین ،۱ — شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۵:۱۵ ب.ظ

  17. آرزو میکندم:آرزو میکنم همیشه/همیشه آرزویم بوده/آرمان من این است
    آرمان من بیچیز همیشه این بوده هر جا که تو هستی چونان شمع سوزانده شوم.
    شمع انجمنت باشم.
    بسوجم ار نه کارم را بساجی
    چه فرمابی بسوجی یا بساجم

    Comment by 7 — شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۶:۱۸ ب.ظ

  18. جناب ۷
    گمان میکنم : آرزو درین مصرع فاعل است
    حاشیه ی آقا حسین ،۲ را درست تر می بینم
    با پوزش

    Comment by حسین ، 2 — شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۸ ب.ظ

  19. ضمیر مفعولی”م” به آرزو برمیگردد
    آرزو میکندم: مرا آرزو(ی) آن است

    Comment by 7 — شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۶ ق.ظ

  20. “باور از مات نباشد” به معنی از ما باور مکن است؟

    Comment by محمدحسین — مهر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۷:۰۱ ب.ظ

  21. با سلام.
    آقای محمد حسین محترم
    خیر ، ” باور از مات نباشد” یعنی اگر حرف مارا باور نمیکنی

    Comment by آتنا — آبان ۷, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۰ ب.ظ

  22. هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
    قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری
    هیچکدام از دوستان این بیت را درست معنی نکردند.
    هیچ هشیار ما را به دلیل مستی سرزنش نمیکند
    بگوی ای هوشیار این(سرزنش)را به کسی که مردمی را چنین از خود بیخود کرد و رفت

    Comment by 7 — بهمن ۶, ۱۳۹۶ @ ۹:۲۳ ب.ظ

  23. رفت را خودم اضافه کردم
    ترک الناس یعنی مردم خود را ترک کردند-از خود بیخود شدند
    به خاطر چه چیزی؟
    شدت مستی

    Comment by 7 — بهمن ۶, ۱۳۹۶ @ ۹:۲۷ ب.ظ

  24. معنی سرراست:
    ای هشیار کسی را سرزنش کن که مردمی را چنین مست و از خود بیخود کرده است.

    Comment by 7 — بهمن ۶, ۱۳۹۶ @ ۹:۵۸ ب.ظ

  25. مثل ابیات فارسی معنی دیگر هم میتوان برداشت کرد:
    هشیاری را سرزنش کن که مردمان را اینچنین از شدت مستی از خود بیخود کرده است.

    Comment by 7 — بهمن ۶, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۱ ب.ظ

  26. فراموش نباید کرد که سعدی بر زبان عرب هم مانند فارسی چیرگی بیچون و چرا داشته است درست برعکس حافظ

    Comment by 7 — بهمن ۶, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۶ ب.ظ

  27. جناب آقای احمد طالبی تکلدانی
    سلام و درود

    هرکسی برداشتی را بر اساس اصولی از سخن بزرگان دارد
    اگر آقای دکتر سعید واعظ سخنی فرموده اند دلیل نیست که سخن بقیه اشتباه باشد قطعا خودشان هم چنین ادعایی ندارند اما داد از مریدان. کاش می آموختیم که جزمی قضاوت نکنیم و چون خودمان چیزی را می پسندیم نظر دیگران را اشتباه ندانیم. هرچند بنده، نظر ایشان را در این مورد بر نظر خودم و نظر دیگران ارجح و اصحّ می دانم.

    اگر طبق نظر ایشان جلو برویم «ترک الناسَ» برای «صاح» جمله وصفیه است، الناس مفعول است و سکاری برای الناس، حال محسوب می شود و باید چنین ترجمه شود: به شخصی هوشیاری که مردم را در حالی که مست هستند از شوق رها کرده است بگو: هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
    و با این تعبیر، سخن سعدیانه تر، زیباتر و مؤکدانه تر می شود چون مقول قول را اول آورده است.

    طبق نظر دیگر «ترک الناس» مقول قول برای قُل می باشد و این هم بخشی از صحیح بودن را دارد.

    و همچنین خانم یا آقای ۷ نیز طرف خطاب هستند.
    ضمنا خدمت شما عرض کنم احتمالا با سخن حافظ آشنایی ندارید که آن عزیز را به ندانستن و عدم تسلط بر زبان عربی متهم می کنید هرچند هیچکس نه در فارسی نه عربی چون سعدی نخواهد شد و چنین فرزندی به دنیا نخواهد آمد.
    ملمعات جناب حافظ را ملاحظه فرمایید.

    حافظ فرماید:
    اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی است
    زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است

    ایام عزت مستدام

    Comment by عباسی - فسا — مرداد ۴, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۲۳ ق.ظ

  28. اگر بزرگی به بنده اش اینهارو گوید چه غوغایی شود.
    مطلب سنگین و عمیق است.

    Comment by هیچامد — اسفند ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۵:۲۰ ب.ظ

  29. جناب عباسی
    دست مریزاد

    Comment by شهیار واروژان — اسفند ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  30. به نام او
    قل لصاح ترک الناس من الوجد سکارا
    به ملامتگر و عافیت طلب بگو مردم را به حال خویش وانهد تا از سرور و شادی سرمست شدن از بادهء روح الهی بهره ای ببرند!

    Comment by یکی (ودیگر هیچ) — تیر ۲۱, ۱۳۹۸ @ ۷:۲۹ ب.ظ

  31. سلام: در بیت پایانی غزل می خوانیم :
    هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
    قل لصاح: ترک الناسَ من الوجدِ سکاری
    به نظر من در مصرع نخست سعدی میگوید هیچ باخرد و معرفت داری مستی ما را ملامت نمی کند و پس از این مقدمه در مصرع دوم به مخاطبش می گوید: به ، ” صاح”، یعنی کسی که تازه از حالت مستی خارج شده است بگو که مردم از مستی به وجد و نشاط آمده و سرخوش را رها کند ( آنها را به حال خودشان بگذارد)! فکر می کنم سعدی تفاوت میان هوشیار در مصرع نخست ( یعنی انسان آگاه و با معرفت و با شعور) با کسی که از حالت مستی خارج شده و هوشیاری ظاهری دارد( صاح) و به سرزنش مستی و مستان می پردازد را برجسته کرده است!

    Comment by جمشید پیمان — شهریور ۲۳, ۱۳۹۸ @ ۴:۰۲ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره