1. کاری مکن که پا کشم از آستان تو
    داغ صبوریی که ندارم به جان نهم..

    Comment by نادر.. — خرداد ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۶:۲۸ ب.ظ

  2. گرامی نادر ..
    گویا صائب به بیراهه رفته :
    آخر چنان مکن که چو صائب ز زلف تو
    دل بر گرفته رو به صف نیکوان نهم
    به قول معروف : به خاکی زده . خودش را لو داده .
    مانا باشید

    Comment by مهناز ، س — خرداد ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۷:۱۵ ب.ظ

  3. دوست عزیز
    در بیت آخر، زیرکانه ترفند می زند تا شاید از راه غیرتمند کردن یار سنگدل بتواند توجه او را جلب نماید!..

    Comment by نادر.. — خرداد ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۵ ب.ظ

  4. گرامی
    نمی دانستم همجنسان من بدینسان فریب می خورند
    تهدید و تحریکی عظیم کرده ، به هدف زده ، جل الخالق

    Comment by مهناز ، س — خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۱:۳۶ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره