1. به نام خدا و درود
    باز هم غزلی در وصف و ستایش نهان آدمی و روح زیبایش که متکثر شده از آن زیبای یگانه مطلق و البته چشم و جان زیبایی همچون مولانا را مجال دیدن و درک و وصف آنست که در رشته سخن نیاید و چه آرامش و نویدبخش است روان خستگان و رنجیدگان از تیرگی های عالم را هر بار گلبرگی از این دفتر نور.
    بدرود

    Comment by امین افشار — تیر ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۳ ق.ظ

  2. به تماشا سوگند و به اغاز کلام…

    Comment by هاتف — اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۰ ب.ظ

  3. چو جمعی تو از جمع‌ها فارغی
    که با جمع و بی‌جمع و تنها تویی…

    Comment by نادر.. — بهمن ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۵:۲۱ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره