1. مصرع دوم بیت آخراین شعرمرا بیاد حکایتی ازمثنوی شریف انداخت که درآنجا مولوی بجای این کلمه نه چندان صواب از واژه ریستن استفاده میکند ، اینگونه :
    چون دراینجا نیست وجه زیستن
    پس در این خانه بباید ریستن
    همیشه دراین فکربوده ام که آیا مولوی که در گفتن کلمات زشت کم نمی آورد این لغت را ازبهر ضرورت شعری آورده ویا اینکه واقعاً چنین اسم مصدری درزبان فارسی موجودست وحال که دامن امین کیخا این اعحوبه علم لغت شناسی را دربردارم مشکلم ازاو پرسم .
    ازآنجا که این حکایت از طنز و هزل بامزه ای برخورداراست چند بیت ازآنرا درزیر میاورم . مَخلص قصه اینست که گدای سمجی به در خانه ای می رود و ازنان تا آب هرچه درخواست میکند صاحبخانه پاسخ منفی میدهد وگدا که عاجزشده جسارت است وارد خانه میشود وشلوارش را پایین میکشد و بیت بالا را میگوید . دفترششم بخش ۴۱
    سایلی آمد بسوی خانه ای
    خشک نانه خواست یا ترنانه ای
    گفت صاحب خانه نان اینجا کجاست
    خیره ای اینجا دکان نانباست
    ……………………………..
    …………………………….
    هرچه اومیخواست ازنان تا سبوس
    چربکی میگفت ومیکردش فسوس
    والخ ….
    چربکی گفتن = متلک گفتن وببازی گرفتن

    Comment by شمس الحق — مهر ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۶:۱۰ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره