1. در عبارت:
    سخن‌های رنجش آمیز گفتن گرفت یکی چه عقل و کفایت است
    باید “یکی” تبدیل به “که این” بشه

    Comment by Anonymous — شهریور ۱۰, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۱۲ ق.ظ

  2. «جگر بند پیش زاغ نهادن» به چه معناست و کنایه از چیست؟

    Comment by بابک — اسفند ۲۴, ۱۳۹۲ @ ۲:۲۶ ق.ظ

  3. با سلام
    من پیشنهاد میکنم اگه فایل صوتی از این حکایات یا اشعار وجود دارد اونم بذارید البته اگه امکانش باشه

    مثلا مناسب ترین فایل برای این حکایت این فایل است

    http://nostalgiktv.net/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C%DA%A9/%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%84-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%DB%8C-1300.html

    Comment by امین — آذر ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۱۱ ق.ظ

  4. توضیح در خصوص «جگر بند پیش زاغ نهادن» :
    “بند” مضاف است و “جگر” مضاف الیه که با حذف کسره بعد از “بند” جای آنها عوض شده است . به عبارت دیگر در اصل
    ” بندِ جگر” بوده است که چیزی معادل “بندِ ناف” است .

    منظور از «جگر بند پیش زاغ نهادن» این است که اگر جرات و جسارت داری ” بندِ جگر ” خود را (که منظور همان جگر است) در مقابل زاغ قرار بده . چگر هم که لقمه ی چرب و نرمی برای زاغ محسوب می شود ؛ لذا این عمل واقعا جسارت آمیز خواهد بود .

    Comment by محمود حجاری — شهریور ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۰ ق.ظ

  5. در متن نوشته شده مجال مقالت باشد ,که البته فکر میکنم اینطور صحیح باشد:مجال مقالت نباشد.

    Comment by مهرزاد — خرداد ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۳:۵۶ ب.ظ

  6. و حکما گویند چار کس از چار کس به جان برنجند حرامی از سلطان و دزد از پاسبان و فاسق از غماز و روسپی از محتسب و

    آن را که حساب پاک است از محاسب چه باک است.

    دوست مشمار آن که در نعمت زند
    لاف یاری و برادر خواندگی

    دوست آن دانم که گیرد دست دوست
    در پریشان حالی و درماندگی

    Comment by 7 — تیر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۴:۳۶ ب.ظ

  7. خسرو یکم (زایش ۵۰۱، مرگ ۵۷۹ میلادی) فرزند قباد یکم معروف به خسرو انوشیروان (کسری نوشیروان، انوشه روان) دادگر، بیست و دومین شاهنشاه ساسانی، از سال ۵۳۱ تا سال ۵۷۹ میلادی بود. واژه “کسری/ کسرا” که عربی‌شده “خسرو” است و عرب‌ها آن را به طور کلی برای شاهان ایران به کار می‌بردند، پس از اشغال ایران به‌وسیله‌ی مسلمانان، در خود ایران برای نام بردن از شاهانی که نام خسرو داشتند، ازجمله خسرو انوشیروان، به کار رفت.
    آنچه از وقایع بر میاید، این است که انوشیروان نسبت به مذهب مسیحیت، نظر سیاسی داشته، یعنی اساساً بر ضد این مذهب نبوده، ولیکن چون عیسوی‌ها را آلت دست رومی‌ها می‌دانسته، نسبت به آنها ظنین و مراقب بوده‌است.

    انوشیروان نسبت به مسیحیانی که از روم رانده شده و به دربار او پناه آورده بودند، مساعدت و محبت کرد و هفت تن از فیلسوفان اسکندریه را در دربار خود پذیرفت و با آنها مهربانی نمود. نسطوریها که از نظر عیسوی‌ها در آن زمان فرقهٔ ضاله محسوب و تعقیب می‌شدند و به دربار ایران پناه آورده بودند، مورد توجه انوشیروان واقع شدند، به طوریکه کلیساهای آنها در تاریخ مذهب عیسوی، کلیساهای ایرانی نامیده شدند.

    نسطوریها از این وضع استفاده کردند و در انتشار مذهب عیسویت جدیت حیرت‌انگیزی بروز دادند. در زمان انوشیروان در هرات و سمرقند کلیساهای آنها دایر بود و در زمان‌های بعد مبلغین آنها تا چین و هند هم رفتند.
    https://goo.gl/yFGxRq

    Comment by 7 — تیر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۵:۰۲ ب.ظ

  8. «به نزدیک صاحب دیوان رفتم به سابقه معرفتی که در میان ما بود و صورت حالش بیان کردم و اهلیت و استحقاقش بگفتم تا به کاری مختصرش نصب کردند ……» بارقه هایی از پارتی بازی در دوره سعدی

    Comment by ناطق — مرداد ۸, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۳ ب.ظ

  9. مشار الیه: مورد مشورت .
    معتمد علیه : مورد اعتماد .
    اَلا لا یجأرَنَّ . . . : هان تا گرفتار بلا فریاد و زاری نکند چون خداوند مهربان را لطف های نهان است .

    Comment by مجید محمدپور — اسفند ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۳ ق.ظ

  10. فاقه : نیازمندی ، تنگدستی .

    جگربند : مجموعه جگر و شُش و دل .
    جگربند پیش زاغ نهادن کنایه از تحمل هر رنج و خطری را به جان خریدن .

    فاسق : زناکار ، نزدیکی مرد و زن بطور نا مشروع .
    غمّاز : سخن چین .
    روسپی : زن بدکاره .
    گازُر : جامه شوی .
    مخافت : ترس ، خوف .
    متعنّت : خرده گرفتن ، عیب جستن .

    Comment by مجید محمدپور — اسفند ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۳ ق.ظ

  11. چرا این متن و دیگر متن‌ها علائم سجاوندی مثل نقطه و ویرگول ندارند؟ متاسفانه در شبکه‌های اجتماعی هم این مساله کاملا فراگیر است اما اینجا دیگر نباید چنین باشد.

    Comment by الهام — آذر ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۱۷ ب.ظ

  12. سلام دوستان
    از بند گرانم خلاص کرد و ملک موروثم خاص یعنی چی ؟
    دو مفهوم تو منابع مختلف دیدم :
    ۱- ملک موروثی مرا مصادره کرد. ۲- ملک موروثی مرا مخصوص خودم کرد
    حالا نظر شما چیه ؟

    Comment by احمد — خرداد ۱۸, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۰۴ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره