1. واژه طزغو در بیت شماره ۲۴ فاقد معنی در لغت نامه دهخدا است اما با توجه به معنی شعر املا این واژه می تواند “تزغو” و یا “تزقو” که در سایت لغت نامه وجود دارد باشد.

    پاسخ: با تشکر، مطابق پیشنهاد شما با «تزغو» جایگزین کردیم تا نظر دوستان دیگر چه باشد.

    Comment by Anonymous — شهریور ۲۳, ۱۳۸۹ @ ۸:۰۷ ق.ظ

  2. در مصراع دوم بیت ۳۰ بهتر است املاء واژه لولو تصحیح شود تا معنی و تلفظ صحیح آن رعایت شود.(تبدیل واژه لولو به لوءلوء)

    پاسخ: در مورد این واژه من شک دارم که تلفظ قدیمی آن همین «لولو» باشد، چرا که در اینجا (و در جاهای دیگر) اگر آن را لؤلؤ بخوانیم و تلفظ کنیم مشکل قافیه خواهیم داشت، فعلاً تغییر ندادیم.

    Comment by Anonymous — شهریور ۲۳, ۱۳۸۹ @ ۸:۱۱ ق.ظ

  3. بنظر من جای بیت بیست و بیست و یک باید عوض بشود.در ضمن در بیت بیستم دوایی دارم اخر من انگار اشتباهه و حتا در نسخه های چاپی هم همین نوشته شده میباید نوشته بشه دوایی خواهم اخر من

    Comment by احمد مصدق — آبان ۷, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۳ ب.ظ

  4. غزل زیبایی ازمقام حیرانی که بالاترازدانایی است امروزانسان شاید قدراین مقام را بهتربداند چون با دانش خود به آن رسیده است

    Comment by همایون — مرداد ۶, ۱۳۹۶ @ ۸:۱۸ ب.ظ

  5. این شعر فوق العاده را بانو شکیلا به زیبایی خوندن. در آلبومی که سال ۱۳۸۱ به بازار عرضه کردن

    Comment by سعید عباسی — تیر ۳۱, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۴۴ ق.ظ

  6. آدمیان از اینرو پیغمبران را گرامی می‌‌دارند و معجزه به آن‌ها نسبت می‌‌دهند تا خود را از دو مشکل برهانند یکی‌ سرگشتگی و شگفتی از دنیای بیرون و یکی‌ از جهل و نا آگاهی‌ از آینده، چون پیغمبران به گذشته تعلق دارند و خوشبختانه تعداد پیغمبران هم آنقدر زیاد است که این سخن مورد تعارض کسی‌ قرار نمی گیرد
    نزد جلال دین این رویداد با عشق پدید آمده است و او نیازی به معجزه ندارد بلکه با آموزگار معنی‌ روبرو گردیده و به دنیای معنی‌ گام نهاده است که همه مشکلات آنجا رنگ می‌‌بازد و پیچیدگی‌ها شیرین می‌‌شود و راه‌ها به یک سوی می‌‌رسند و آینده و گذشته بر هم منطبق می‌‌شود و اکنون این رهایی از جهل به آینده و شگفتی از جهان بیرون از طریق جلال دین نصیب همگان گردیده است و این امکان دسترسی به عظمت انسان در گذشته در چنگ اوست و منتظر آینده نباید بود، هم کسی‌ او را به این سوی راهنمایی می‌‌کند و هم او همگان را به این سوی بی‌ سویی می‌‌خواند و فرمانی از شاه شاهان برای این کار در دست دارد و دارویی یافته است که دیگر هیچ هلاکو و جالینوسی را نیاز ندارد که خود یعقوب وار نزدیک‌ترین پیغمبر با خداست که یوسف خود را در کنار دارد و از مرز دانایی و دانستن بیرون رفته است که دانایی به دنیای بیرون و تاریکی هندو تعلق دارد و او را با دنیای روشن معنی‌ و با رومی چهرگان و ترکان سپید معنی‌ سر و کار است
    در دنیای معنی‌ دو چیز راه ندارد یکی‌ زمان است و یکی‌ مکان که این دو در دنیای بیرون خود نمائی می‌‌کنند و در دنیای معنی‌ نا پدید می‌‌گردند و با خود بسیاری درد‌ها و تلخی‌ها را از صحنه خارج می‌‌کنند همچنین سرگشتگی‌ها و گیجی از گذشته و آینده

    Comment by همایون — مهر ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۱:۵۹ ق.ظ

  7. این غزل به زیبایی توسط خانم فریبا عنایت زاده دکلمه شده. لینک ددلکمه تقدیم به دوستانhttps://www.aparat.com/v/VBI1N

    Comment by محمد — آبان ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۱۶ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره