1. mesraje awale beide sowom(kardem)mesraje awale beide panjom(janrakhatar)1

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by mareshtani — آبان ۲۳, ۱۳۸۸ @ ۳:۲۵ ب.ظ

  2. مصرع دوم بیت ششم مشابه مصرعی از سعدی است:
    ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
    غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد

    Comment by حمیدرضا — آبان ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۵:۱۵ ب.ظ

  3. در مصرع اول بیت سوم بنظر “و”اضافی است.
    ما با خیال رویت منزل در آب دیده …کردیم تا کسی را برماگذرنباشد.

    Comment by پریسا — آبان ۳۰, ۱۳۹۱ @ ۷:۱۸ ب.ظ

  4. باید یک فاصله در مصرع بیت ششم اضافه شود:
    گر با تو بر سرو زر => گر با تو بر سر و زر

    Comment by سیاوش مرتضوی — آذر ۱, ۱۳۹۱ @ ۶:۱۹ ق.ظ

  5. در ترانه ای که علی رضا قربانی خوانده بیت پنجم به این صورت است:
    در کوی عشق جان را، باشد خطر اگرچه
    جایی که عشق باش، آن جا خطر نباشد

    Comment by مهدی — آذر ۱۱, ۱۳۹۱ @ ۷:۲۳ ب.ظ

  6. در بیت سوم اصلش “اب دیده ” هست به معنای اشک چشم نه آب و دیده

    اگه میشه اصلاحش کنید

    Comment by ابراهیم جباری — خرداد ۶, ۱۳۹۲ @ ۸:۴۷ ق.ظ

  7. بیت چهارم در کوی عشق جان را باشد خطر اگر چه ….. اصلاحش کنید

    Comment by ابراهیم جباری — خرداد ۶, ۱۳۹۲ @ ۸:۴۹ ق.ظ

  8. مصرع اول بیت سوم “و” اضافی است.

    ما با خیالِ رویت، منزل در آبِ دیده
    کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد.

    با “و” بعد از “آب” کلن معنیِ مصرع بهم میریزه.

    Comment by فرجاد — آبان ۶, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۰ ق.ظ

  9. جناب فرجاد خان
    جسارت است ولی این “کلن” !! که حضرتعالی نبشته اید لابد است که همان شهر معروف اَلمان باشد ؟!! در غیر اینصورت تا آنجا که اندک سواد اکابری حقیر قد میدهد چنین واژه ای نه در زبان عربی ونه پارسی وجود خارجی ندارد . اگر هم عرایض حقیر را باور ندارید آنک لغتنامه های دهخدا و عمید و غیره … واما بعد ..
    این عادت یک عمر معلمی حقیر را بر من خواهید بخشید که اگر اجازه بفرمایید حال که به شهر دلپسند کلن اَلمان سفر کردیم درسی هم از این نادان گرفته باشید که دست خالی وبدون سوقات به وطن عزیز باز نگردید . این را قطعاً شما و غالب پارسی زبانان نمیدانند مگر آنکه اندک آشنایی با زبان فرانسه داشته باشند :
    آیا میدانید معنی ادوکلن چیست ؟ [تلفظ صحیح اودوکلنی]
    Eau de cologne
    eau = آب
    de = ضمیر ملکی مثل of انگلیسی
    cologne = شهر کلن المان
    پس ادوکلن یعنی آب شهر کلن اَلمان یا :
    The water of colne city
    البته در این مورد از دکتر کیخا که ضمن آنکه پزشکی مجرب هستند ، استاد مسلم علم لغت شناسی در همه زبانهای مهم جهان نیز هستند و حقیر درحضور ایشان جوجه شاگردی کوچک بیش نیست هم طلب یاری میکنم تا عرایض حقیر را تأیید ویا تعدیل و اصلاح بفرمایند .

    Comment by شمس الحق — آبان ۶, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۴۳ ق.ظ

  10. شمس جانم بزرگوارید. گویا ایشان کلا را به ریخت کلن نوشته اند و هر چند نا معمول است ولی خرده ای نمی توان گرفت از ایشان . ولی اکنون که سخن از این واژه آمده خوب است پژوهیده شود . ادوکلن چنانچه شما می فرمایید همان آب شهر کلن آلمان معنی می دهد و به فرانسه gn اگر پشت سر هم بیایند صدای نون غنه ای یا توی دماغی را می دهد که به فارسی تر می توان واژه خلمیدن یا توی دماغی ادا کردن را برایش نوشت . اما کلن با ضمه اول و فتحه دوم معنی غده را می دهد که برابر gland انگلیسی است و همریشه با همان لغت است . با درود به شما و فروتنی

    Comment by امین کیخا — آبان ۶, ۱۳۹۲ @ ۲:۰۴ ب.ظ

  11. جناب آقای دکترکیخای عزیز !
    حقیر [شمس الحق] است ! و خوف آن دارد که این [شمس جانم] گفتن های شما بتدریج و یا در اثر اشتباهات تایپی بدل به [ شمسی خانم!! ] بشود و آن زمان است که کلاه حقیر و حضرتعالی تکلیف مکان استقرار خویش فراموش کنند . این درست است که حقیر شخص بی سواد و نادانیست ، اما نه به آن میزان که نداند غرض دوست گرامی مان از نبشتن [کلن] بجای [کلاً] چه بوده است و طرح مسئلۀ ادوکلن در لفاف طنز و مزاح این نکته را به ایشان [ واکنون به شما] یاد آور است که اگر بر فرض محال کسی در کلاس درس ادبیات و زبان پارسی یا عربی حقیر چنین شیرین کاری ها از خود بنمایش گزارد نمرۀ صفر حقیر درانتظار اوست . حال باز این عرض حقیر را که شما شوخی سرت نمی شود نپذیرید و در این باب که کلن نبشتن بجای کلاً را خرده گیری نشاید ، سخن برانید .
    دیگر آنکه ظرفیت پذیرش و فرا گیری واژگان دلاویز پارسی حضرتعالی در روز ، یک یا دو و القصه سه دانه است ونه یک میلیارد !!!! واژه . حقیر این داند که سرچشمۀ جوشان نبوغ آن استاد بی بدیل لغت شناس همچون آتشفشانی خاموش ناشدنی همواره فروزان است ولی قدری هم ملاحظۀ ظرفیت یاد گیری شاگردان خود بفرمایید و لطفاً سرعت بروز این نبوغ سرگیجه آور خویش را در بیان واژه های تازۀ پارسی ، کمی آهسته تر بفرمایید . مخلص شما شمسی خانم !!

    Comment by شمس الحق — آبان ۷, ۱۳۹۲ @ ۸:۱۱ ق.ظ

  12. گویا راست می فرمایید من شوخی سرم نمی شود و البته فکر کردم که شاید تند خوانی کرده باشید .درود به شما

    Comment by امین کیخا — آبان ۷, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۱۵ ق.ظ

  13. با سلام
    من تو آهنگ آقای علیرضا قربانی بیت پنجم را این جور شنیدم:
    در کوی عشق جان را باشد خطر اگرچه
    جایی که عشق باشد آن جا خطر نباشد

    Comment by علیرضا — اسفند ۲۳, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۴۲ ب.ظ

  14. بیت ۵ به این صورت هم آمده که زیباتر است:

    در کوی عشق جان را باشد خطر اگر چه
    جایی که عشق باشد آنجا خطر نباشد

    Comment by محمدرضا — فروردین ۱۲, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۴۵ ب.ظ

  15. جناب شمس الحق عزیز جسارت بنده را ببخشید اما تصور می کنم منظور شما از سوقات همان سوغات باشد . مگر اینکه به هردو شکل صحیح باشد که البته بنده از آن بی اطلاع بوده و محتاج راهنمایی اساتید عزیز می باشم.

    Comment by پیمان کیانی — تیر ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۱۱ ب.ظ

  16. جناب پیمان کیانی عزیز حق با شماست و شکل غالب و معمول کلمه سوغات است ، اما دوباره حق با جنابعالی است و بصورت سوقات هم میتوان نوشت و غلط نیست ، علت اینست دوست محترم من که این کلمه نه فارسی است و نه عربی ، که مغولی یا ترکی مغولیست .

    Comment by شمس الحق — تیر ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۶:۴۲ ب.ظ

  17. بعد التحریر :
    جناب کیانی دوست عزیز حقیر پیرمردی نادان و معلمی ناچیز بیش نیست ، ادب شما را تحسین میکنم ، اما اینگونه سخن گفتن ممکن است برای برخی از عزیزان شبهاتی ایجاد کند ، از شما و سایر عزیزان درخواست میکنم با حقیر مشابه برادر بزرگتر خود سلوک فرمایید ، امیدوارم قابل این مرحمت باشم ، متشکرم !

    Comment by شمس الحق — تیر ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۷:۰۳ ب.ظ

  18. او را به جز خیانت …

    Comment by آیدین همتی — دی ۳, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۳ ق.ظ

  19. باسلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان
    کویا بیت سوم خیلی مورد بحث میباشد که درست آن این کونه آمده است که خیلی زیباتر و با معنی تر میشود
    ما با خیال رویت منزل در آب کردیم …. باشد که هیج کس را بر ما کذر نباشد

    Comment by Safdar Garmabi — فروردین ۴, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۸ ق.ظ

  20. دوستان میشه خواهش کنم بیت آخررا برام معنى کنین؟ سپاس

    Comment by شهلا — اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۰۴ ب.ظ

  21. ما شاء الله از این بینش وسیع و عمیق

    Comment by ناصح — تیر ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۴۷ ق.ظ

  22. شهلا ی گرامی
    از چشم خود ندارد، سلمان طمع که چشمش
    آبی زند بر آتش، کان بی‌جگر نباشد
    گویا می گوید : جگر سوخته ای دارم ، ولی از چشمم توقع ندارم حتا اشکی بریزد و آبی برین آتش بزند ،{ شاید مشتاق است شعله ی عشق خاموش نگردد}
    زنده باشی

    Comment by حسین،۱ — تیر ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۲۱ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره