1. “تا کهنه‌هاش را جدید کنند” با وزن جور در نمی‌آید. احتمالا “تا کهن‌هاش را جدید کنند” درست‌تر باشد.

    Comment by علی لاهیجانی — مهر ۱۷, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۴۶ ق.ظ

  2. عارفان هر دمی دو عید کنند
    عنکبوتان مگس قدید کنند
    عارفان منتظر عید نمی مانند که هر لحظه به میمنت نوری که بر دلشان تابیده در دلشان جشن و رقص و پایکوبی برپاست،
    معروف است شاعرکی مدیحه سرا با تخلص محرم نزد ناصرالدین شاه این نیم بیت را بر زبان راند:
    دیوانه شود محرم در ماه محرم
    ناصرالدین شاه حاضرجواب در پاسخش گفت:
    در ماه صفر هم ده ماه دگر هم
    !!
    چرا یک روز عید، چرا یک روز شادی، چرا یک روز دیوانگی؟
    چرا هر روز به جای مگس قدید کردن جشن نگیریم؟
    چه کسی جلوی ما را گرفته است؟
    چه چیزی جز اندیشه های حاجب مانع از تابش آن نور ازلی در قلب های ماست؟

    Comment by روفیا — فروردین ۱, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۰ ق.ظ

  3. روفیا بانو
    درود
    جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
    گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
    به قول شیخ اجل
    اگر همه ی شبها شب قدر بودی شب قدر بی قدر بودی
    ،
    دیوانگان دخل عاقلانند که اگر دیوانگان نبودند ، عاقلان بیرنگ بودند
    نوزوزتان مبارک

    Comment by سیدمحمد — فروردین ۲, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۰ ق.ظ

  4. سید جان
    درود
    این هم حرفیست،
    مضافا بر اینکه تنها آنکه غم و اندوه بسیار را تجربه کرده شادی را می فهمد، به جنگ زدگان، بیماران، گرسنگان، سرما زدگان لختی بیندیشیم، اینان قدر خانه و کاشانه و صلح و آشتی و خانواده و چای گرم و خوراک سالم و بستر خواب پاکیزه و مصاحبت دوستی شایسته را بهتر می دانند یا ما؟
    ما که ضمن برخورداری از بسیاری مواهب همچنان شکایت می کنیم که این چه زندگیست؟
    لیک من از آن عیدی سخن گفتم که در آن شما از یک گام جلوتر و یک مرتبه بالاتر به این پدیده ها می نگرید و مخلص کلام هردو روی سکه را میبینید.

    Comment by روفیا — فروردین ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۴۵ ب.ظ

  5. جناب ۱۰۰- ۵ = -۹۵
    سرکار چرا به جای بهره مندی و ستایش از دیدگاه های این فرهیختگان خامه به ناسزا می آلایید ؟؟ از کجا وچگونه آنان را تنها یک تن میدانید ؟ چون نام ریاضی بر خودنهاده اید؟؟” یکی و اینک ۱۰۰ منهای پنج”
    بر آنان رشک میبرید؟؟
    دست از زشتکاری بردارید ، که خداوند زشتکاران را به پادافرهی سخت هشدار داده است!!.

    Comment by دوستدار — فروردین ۴, ۱۳۹۵ @ ۲:۲۳ ق.ظ

  6. در مکتب عشق جلال دین سخن از نویی است بر عکس مکتب‌های دیگر که قوانین خشک و ثابت دارند

    آنها مدتی سپری می‌‌کنند تا به یک روز عید برسند حال آنکه انسان توانائی آنرا دارد که در یک دم دو بار نو شود و خرم گردد

    عنکبوتان که اشاره به کسانی است که به دنبال فریب و تغذیه از دیگران هستند تکه خشکیده مگسی را تا مدت‌ها غذای خود می‌‌کنند، صائب می‌‌گوید

    نیست از عزلت غرض زهاد را جز صید خلق عنکبوتان را مگس در غار پنهان کرده است

    جهان نیازمند افرادی است که معنی‌‌های نو می‌‌آورند و جهان با آنها نو می‌‌شود

    امروز انسان‌های عاشق هر روز تعریف جدیدی از عالم می‌‌کنند

    جهان هم موجودات نو پدید می‌‌آورد ولی در طول هزاران سال و با ترکیب کردن‌های بسیار عناصر و ترکیبات شیمیایی زیاد ولی انسان می‌‌تواند هر عنصری را به تنهائی شناسائی کند و خواص منحصر به فرد آنرا شناسایی کند اینکه اکسیژن چیست هیدروژن کدام است و کربن چه نقش ویژه‌ای در به وجود آمدن موجودات زنده دارد

    طلا دارای چه خواصی است و آهن چیست و چه اهمیتی در پیدا شدن سیّاره زمین دارد از دل‌ خورشید

    و مهم تر آنکه هر انسانی‌ به تنهائی چه نقشی‌ در هستی‌ دارد و می‌‌تواند داشته باشد و یگانه هستی‌ باشد

    بس کن‌ تا همین نان‌ها ترید شود و خورده شود هر چند از این تنور دائماً نان‌های تازه به تازه بیرون می‌‌آید

    Comment by همایون — بهمن ۵, ۱۳۹۶ @ ۲:۲۲ ق.ظ

  7. مولانا در غزل ۸۵۸ نیز میفرماید:
    سالی دو عید کردن کار عوام باشد / ما صوفیان جان را هر دم دو عید باید

    در مورد مصرع” تا کهن هاش را جدید کنند،همانطور که دوستی در کامنتی نوشته و چنانچه در نسخه ی فروزانفر چاپ امیرکبیر آمده، کهن هاش درست است (نه کهنه هاش)

    Comment by هانیه سلیمی — تیر ۶, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۱۰ ب.ظ

  8. فقط می دانم که این شعر به مفاهیمی بسیار والا و پیچیده اشاره دارد که با توجه به پیشرفت اندک علم در زمینه شناخت کل عالم هستی درک آن برای همه ما ناممکن است مگر اینکه نوری ا عالم غیب به دل ما برسد.

    Comment by حمید — شهریور ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۱۳ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره