1. زیبائی غزل انسان را وا میدارد که پا نویسی بر آن بگذارد مانند امضا بر تائید و پشتیبانی‌ و همراهی
    این غزل چون مانیفست می‌‌ماند و فرهنگ جلالی را معرفی‌ می‌‌کند و عرفان جلال دینی را
    از دل هستی‌ هر بار گوهر‌ها بیرون می‌‌آید، آنجا که دل است از شش جهت بیرون است، می‌‌توان آنرا درون نامید
    به باور جلال دین خدا اگر بخوهد آشکار شود و یا اندکی آشکار شود حتما به صورت آدم نمایان می‌‌گردد و همین باور است که شادی جلال دین را دامن می‌‌زند و برای همین است که دوستان خود را اینقدر دوست می‌‌دارد

    Comment by همایون — اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷ @ ۱:۳۶ ق.ظ

  2. سلام و درود
    فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَیْنِهِمَا نَسِیَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَبًا
    کهف/۶۱
    هنگامی که به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند؛ و ماهی بعداز افتادن در آب زنده شد و راه خود را در آب پی گرفت و رفت.

    Comment by احمدی فقیه — اسفند ۱۷, ۱۳۹۷ @ ۷:۴۷ ب.ظ

  3. باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد باز آرزوی جان ها از راه جان درآمد
    باز از رضای رضوان درهای خلد وا شد هر روح تا به گردن در حوض کوثر آمد
    باز آن شهی درآمد کو قبله شهانست باز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد
    سرگشتگان سودا جمله سوار گشتند کان شاه یک سواره در قلب لشکر آمد
    اجزای خاک تیره حیران شدند و خیره از لامکان شنیده خیزید محشر آمد
    آمد ندای بی چون نی از درون نه بیرون نی چپ نی راست نی پس نی از برابر آمد
    گویی که آن چه سویست آن سو که جست و جویست گویی کجا کنم رو آن سو که این سر آمد
    آن سو که میوه ها را این پختگی رسیدست آن سو که سنگ ها را اوصاف گوهر آمد
    آن سو که خشک ماهی شد پیش خضر زنده آن سو که دست موسی چون ماه انور آمد
    این سوز در دل ما چون شمع روشن آمد وین حکم بر سر ما چون تاج مفخر آمد
    دستور نیست جان را تا گوید این بیان را ور نی ز کفر رستی هر جا که کفر آمد
    کافر به وقت سختی رو آورد بدان سو این سو چو درد بیند آن سوش باور آمد
    با درد باش تا درد آن سوت ره نماید آن سو که بیند آن کس کز درد مضطر آمد
    آن پادشاه اعظم در بسته بود محکم پوشید دلق آدم امروز بر در آمد

    Comment by ر غلامی — خرداد ۴, ۱۳۹۸ @ ۹:۳۱ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره