1. هر پاره کف جسم کز آن بحر نشان یافت
    در حال گذارید و در آن بحر روان شد

    ممنون میشم اگه کسی بتونه مفهوم این بیت رو توضیح بده.

    Comment by صبا — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۳۳ ق.ظ

  2. هر پاره کف جسم کز آن بحر نشان یافت // در حال گدازید و در آن بحر روان شد

    این صور صحیح بیت است در چاپ اصلی ( طبع انتقادی فروزانف- جلد دوم صفحهٔ ۶۵). از روی نسخه بدل (چت که یکی از نسخه‌های مورد مقابلهٔ فروزانفر بوده است ) صورت دیگری ازحاشیه به دست می‌آید به این صورت:

    هر پاره کف جسم کز آن بحر گهر یافت // در حال گدازید و در آن بحر روان شد

    این دو صورت از بیت است مطابق نسخهٔ فروازنفر.
    ولی چاپ امیرکبیر را که از روی نسخهٔ فروزانفر گرفته شده است، تا آن جا که من دیده‌ام (‌چاپ چهاردهم!) همان است که مورد استفدهٔ گنجور است( که از روی ری‌را وآن هم از روی درج است) که غلط فاحش چاپی دارد!.

    Comment by رسته — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۹:۵۵ ب.ظ

  3. باسلام میخواستم نظر خودم را در باره سوال صبا خانم از بیت عنوان شده بگم. با توجه به اینکه هر چیزی در این عالم جزئی از دریای حقیقت است و این حقیقت در این شعر به بحر تشبیه شده است هر چیزی یک روز مانند موجی در این دریا بوجود می آید ( مانند هرکدام از ما انسانها و یا هر موجود دیگری) و روزی دیگر همانند کف موج و یا برفی که آب میشود دوباره در دریای هستی محو میشود و گداخته شدن هم معنی همین ذوب شدن و برگشت به اصل را میدهد.البته به نظر من این بحر میتواند وجود هر کدام از ما انسانها نیز باشد وهمه تغییر و تحولات درونی ما نیز میتوانند همان کفها باشند،حتی این جسم ما هم همینطور یک روز در این دریا محو میشود .

    Comment by مهدی — آبان ۹, ۱۳۹۴ @ ۱:۳۵ ق.ظ

  4. بیت یکی مانده به آخر را لطفاً اصلاح کنید و به جای (گذارید) (گدازید) بنویسید:
    هر پاره کف جسم کز آن بحر نشان یافت
    در حال گدازید و در آن بحر روان شد
    .
    شعر با صدای پیرایه یغمایی:
    https://www.youtube.com/watch?v=CzX88t-E37c&feature=youtu.be

    Comment by سودابه صالحی — مهر ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۳:۳۰ ق.ظ

  5. هر پاره کف جسم کز آن بحر نشان یافت
    در حال گذارید و در آن بحر روان شد
    تجسم کل یعنی کلیت این جهان حبابی بر روی دریای بیکرانگی است
    پاره کف جسم یعنی موجودات داخل این جهان مجازی
    که موجودیت خود را از آن بحر بیکرانگی گرفته اند
    درحال گذارید یعنی در دنیایی که در آن حباب در جریان بود زندگی خود را طی نمود و دوباره در دریای بیکرانگی غوطه ور گشت.
    بی دولت مخدومی شمس الحق تبریز
    نی ماه توان دیدن و نی بحر توان شد
    شمس الحق تبریز صورت نور ذات خداوندی بود که بی واسطه نمایان گشته بود و تا در حلقه بندگی او نباشی و عنایت او شامل حال تو نگردد نه قادر به دیدن صورت بی صورت او خواهی بود و نه به هستی واقعی خواهی رسید.

    Comment by یکی — آذر ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۳:۲۱ ب.ظ

  6. بیان زیبایی از گم شدن در حق.

    Comment by نگار — فروردین ۲۴, ۱۳۹۸ @ ۹:۲۳ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره