1. در اشعار عرفا به خصوص حضرت مولانا از مردن بسیار سخن گفته شده
    ای حیات عاشقان در مردگی
    دل نیابی جز که در دل‌بردگی

    آن چیز در این خصوص قطعی است این مردن جسمانی نیست. اما سوال اینجاست آیا در غزل ۶۱۰ این “مصحف خاموشان” یا “خاموش کن” به این مطلب مربوط می‌گردد و به وادی خاموشان (مردگان) اشاره دارد و یا حضرت مولانا منظور دیگری داشته اند؟

    Comment by حامد — مرداد ۹, ۱۳۹۱ @ ۹:۴۴ ق.ظ

  2. گــر تــشــنـه اســراری پــیـش آر شــراب اول
    گــر گــنـج خــواهـی مــی گــرد خــراب اول

    ان نـقـطـه خـامـوشـی درحـرف نمـی گـنـجـد
    بــر طــاق فــرامـوشــی بــگـذار کــتــاب اول

    Comment by کیهان — مرداد ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۳:۰۷ ق.ظ

  3. درود به جان پاک مولانا ،
    خاره به معنی خاره سنگ است ولی به دری افغانستان امروز خاره یعنی شوره زار ، لغت دیگر غشته است که باز شوره زار است .

    Comment by امین کیخا — مرداد ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۱ ق.ظ

  4. در آخر فکر میکنم به جای

    آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

    باید باشه

    آن نفس که عاشق شد اماره نخواهد شد

    Comment by علی هادیخان — آذر ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۵:۱۲ ب.ظ

  5. سلام بر جناب هادیخان
    نه! دوست گرامی مصراع مورد اشارۀ حضرتعالی بر طبق نسخۀ چاپ سنگی نیکلسن همانست که گنجور آورده و بجز این [ شد عاشق ] از آنجا که فعل شُد از مصدر لازم شدن بمعنی گشتن ، قبل از اسم فاعل آمده پس در قیاس با [ عاشق شد ] تأکید بیشتری دارد و مقصود شاعر را بهتر انتقال میدهد . اجازه میخواهد از این فرصت استفاده کرده و از آنجا که حقیر نسبت به اشعار مولوی درکل حساسیت خاص دارد بعرض همه رفقای گنجوری برسانم که بسیار دیده میشود همچنانکه حضرتعالی از سر ذوق و عشق و دلسوزی به شعر و ادب که در خون ما ایرانیان است ، واژه ای را و یا مصرعی و بیتی را معمولاً با ذکر جملاتی از قبیل [ بنظر من ] و [ من فکر میکنم ] و [ بهتر است که ] و غیره تغییر میدهیم و تصحیح میکنیم [و این البته غیر از مواردیست که اشتباه تایپ است و یا با ذکر نسخه دیگر و مصحح دیگری مغایرتی اعلام میشود ] غافل از آنکه آنچه بنظر خود و از ظنّ خودمان می گوییم دیگر شعر مولوی و سعدی و حافظ نیست که شعر من و شما خواهد شد . از جناب هادیخان درخواست میکنم این جسارت را به خودشان نگیرند و عرض من تولید کدورت نکند که این فرصتی بود که مغتنم شمردم و آنچه در دل داشتم عرض کردم و امیدوارم بر دل نشیند .

    Comment by شمس الحق — آذر ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۷:۰۰ ب.ظ

  6. با تشکر از شمس الحق عزیز
    با سپاس از ادب شما
    ۱ : اینکه این جانب و دیگران از واژه های به نظر من و ……….. استفاده میکنند فقط برای تصحیح اشتباهات نا خواسته است نه اینکه آنها بهتر از سعدی مولانا و …… میدانند

    ۲ : دوست من در بیت بالاتر آمده است

    ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد

    حال با این مورد آیا
    آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

    باید باشه

    آن نفس که عاشق شد اماره نخواهد شد
    یا نه

    ۳ : اینکه من اطلاعات کافی در زمینه ریشه لغات به صورت تخصصی ندارم ولی باید توجه داشت اشتباهات بی نهایت بزرگ در تاریخ به صورت واقعیت ثبت شده اند اما دلیل بر درستی آنها نیستند

    Comment by علی هادیخان — آذر ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۵:۵۴ ب.ظ

  7. با درود به دوستان
    هر بار که این غزل رو میخونم اشک از چشمام جاری میشه.
    یه سوال : میشه گفت ۴ بیت اول غزل از زبان خدا سروده شده؟

    Comment by امین — بهمن ۱, ۱۳۹۲ @ ۴:۳۸ ب.ظ

  8. در پاسخ به دوست عزیزم امین در مکتب مولانا خدا و حقیقت و خود مولانا و هر کس که حقیقتی را بیان کند همه از یک جنس هستند وقتی حقیقتی اومد و وارد قلب شما شد چه فرقی داره که گوینده اون کی باشه در نمایشنامه های مولانا هر دفعه مولانا حقیقت رو تو دهن یه کاراکتر میذاره یه وقت از قول خدا یه بار از قول شاه و یه بار از دهان کنیزک
    مهم اینه که این مرد بزرگ اسراری رو کشف کرده که میخواد اونا رو با ما به اشتراک بزاره
    لطفا این رباعی رو از ابوسعید ابو الخیر بخونید

    منصور حلاج آن نهنگ دریا

    کز پنبهٔ تن دانهٔ جان کرد جدا

    روزیکه انا الحق به زبان می‌آورد

    منصور کجا بود؟ خدا بود خدا

    Comment by روفیا — دی ۱۴, ۱۳۹۳ @ ۳:۵۴ ب.ظ

  9. آن نفس که شد عاشق، امّاره نخواهد شد …

    Comment by سعید — اسفند ۲۱, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۱۳ ق.ظ

  10. سلام یکی از دوستان لطف میکنه مصراع دوم بیت ۴ رو واسه بنده معنی کنه؟

    Comment by محمدامین — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۶:۳۷ ب.ظ

  11. با سلام در جواب هموطن گرامی امین با ید بگو یم که تمام اشعار عرفا از جانب خدا به عارف الها میشوداینستکه همه اشعار عرفا بوی خدائی می دهد

    Comment by حبیی الاه عا لمی — مرداد ۶, ۱۳۹۴ @ ۸:۰۳ ق.ظ

  12. با سلام اقای محمد امین من فکر می کنم که معنی مصرع دوم بیت چهارم این باشد
    مصحف خاموشان منضور کسانی که ظاهر قران راگرفته وهیچ از بطن قران نمی دانند وقر ان هیچ اثری در زندگی انان ندارد که مانند قران بلا استفاده وخاموش می ماند واما سی پاره منضور قران ناطق پویا موثر بوده که در تمام زندگی افراد اثر گذار می باشد اید وارم که درست فهمیده با شم و درست توضیح داده باشم

    Comment by حبیی الاه عا لمی — مرداد ۶, ۱۳۹۴ @ ۸:۱۴ ق.ظ

  13. باسلام
    تا آنجاییکه من میفهمم منظور از بیت زیر اینست
    آن قبله مشتاقان ، ویران نشود هرگز
    وان مصحف خاموشان سی پاره نخواد شد
    امکان خرابی خانه کعبه که مشتاقان فراوان داره . با اینهمه مشتاق غیرممکنه
    وکتاب قرآن که مجلد شده سی جزء هستش دیگه نمیشه تبدیل به سی پاره کرد

    Comment by سیدنقوی محمد — مرداد ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۶:۱۸ ق.ظ

  14. روفیای عزیز ، با سپاس از توضیحات بسیار دلنشین شما، شاید “مکتب عشق” کلمه ی مناسب تری باشه برای این دیدگاه …

    Comment by نادر — آذر ۵, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۲۴ ب.ظ

  15. این غزل را تقدیم می کنم به دوستان و سروران ارجمند:

    خویش نظاره می کنی، محو شو در خیال من
    عاشق خویش گشته ای، غرق شو در وصال من

    جهل بوَد زوال تو، تیره کند زلال تو
    زخم زند نهال تو، جهد شو در سئوالِ من

    سوز و گداز شو ز تب، شعله شو در زغالِ شب
    یکّه شو از همه نَسَب، بدر شو ای هلالِ من

    تازه به تازه صد تله، مادر دهر حامله
    زین تله ها گذر بنه، تا که رسی به حالِ من

    هیچ نبوده ام جدا، چون شده ای به هر سرا
    من همه هستی و بقا، تو ز من و مَآلِ من!

    با من و لیک بی خبر، بی تو کجا منم دگر؟
    سایه نئی تو درنگر، آنِ تو شد جمالِ من

    از همه خواهش و طمع، می گذر از رهِ ورع
    آمده ای چو مجتمع، تو من و نی مثالِ من

    در بگشودمت حرم، پا نزده در آن قدم
    غم مخوری ز هر عدم، خوش بِجَهی غزالِ من

    از پیِ ساغری دگر، نادر گشت خون جگر
    ریز شرابِ کهنه تر، نوش کند حلالِ من ..

    Comment by نادر — آذر ۵, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۵۸ ب.ظ

  16. وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد یعنی :
    مرامنامهء عارفان ، خلل ناپذیر است .

    Comment by وفایی — اردیبهشت ۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۳۹ ق.ظ

  17. نادر جان بسیار زیبا بود

    Comment by محمد — آذر ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۲ ب.ظ

  18. سپاس محمد جان
    نظر لطف شماست
    البته شکل درست بیت چهارم این است:
    تازه به تازه صد تله، جلوه کنند سلسله
    زین همه چون شوى یله، خود برسى به حال من

    Comment by نادر.. — آذر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۴:۰۵ ب.ظ

  19. مولانا داره از زبان مسیح صحبت میکنه و شام آخر رو در بیت اول کاملا شرح داده

    Comment by مسیحا — مهر ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۳:۰۵ ق.ظ

  20. باسلام خدمت دوستان.امروز این شعر چنان گرمم کرده که نمیدونم چی بگم.این بزرگ مرد که خدایش بیامرزدش زمان نداره.مثل همه مردان خدا در طول هستی,گسترده شده.واقعا دست مریزاد.هنوز بعد اینهمه سال از شعرهاش مستی میباره.گرم میکنه آدمو.خصوصیت مردان خدا همینه که گرمت میکنن.
    شکر ایزد که دیدم روی تو…

    Comment by سید — مهر ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۵۳ ب.ظ

  21. با عرض سلام
    در مورد بیت ۴:
    آن قبله مشتاقان، ویران نشود هرگز
    وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد
    - قبله مشتاقان معنای مصطلح قطعی ندارد، میتواند به معنای کعبه و یا مراد رهروان و یا انسان کامل و غیره باشد؛ و اما مصحف به معنای لغوی کتاب واحدی که مجموعه ای از چند صفحه و یا جزو پراکنده باشد میدهد و همانگونه که شعرای زیادی مثنوی سروده اند اما وقتی کسی میگوید میخواهم بروم مثنوی بخرم منظورش مثنوی مولاناست (مثنوی معنای مصطلح یا حتی استعاری دارد) مصحف هم معنای قرآن میدهد، اینجا لازم است یادآور شوم که قرآن به صورت پراکنده بود و در زمان خلیفه سوم به طور رسمی جمع آوری شده و به شکل یک کتاب تدوین شد و نام مصحف گرفت که به مصحف عثمان معروف گردید و البته حضرت علی و کسان دیگری هم مصحف هایی به وجود آوردند که بنا به دلایلی رسمیت مصحف عثمان را نیافت و امروزه وقتی میگوییم مصحف منظور مصحف عثمان است؛ و کلمه سی پاره هم به همبن شکل معنای قرآن (سی جزء قرآن) است.
    با توجه به معنای لغات معنی تحت الفظی بیت به این صورت است: آن قبله مشتاقان و یا عاشقان خلل ناپذیر است و از بین نمیرود (میتوان گفت کعبه خراب نمیشود) و آن قرآن گردآوری شده دیگر به شکل پراکنده و سی پاره در نمی آید.
    اما سخن مولانا کنایه در کنایه و تشبیه در تشبیه است و اگر لفظی رانده آن را فدای معنی کرده، با توجه به شخصیت معنا گرا و معنوی مولانا حدث حقیر بر این است که از این لفظ ها و تشابهات استفاده می کند تا این معنی را برساند که آن قبله مشتاقان که امثال شمس تبریزی باشند نا میرا هستند و خدا زمین را از هدایت و عشق خالی نخواهد گذاشت و مصحف دلشان و درک و فهم بلندشان از زندگی و خداوند پراکنده و نخواهد شد هر چند که هیچ نگویند و خاموش باشند توسط مشتاقانشان مصحف های دلشان خوانده و شنیده خواهد شد و در دست رس خواهندگان قرار خواهد گرفت

    Comment by محمد ثنائی — مهر ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۶:۲۹ ب.ظ

  22. ((وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد))
    مصحف خاموشان دارای آرایه ادبی متناقض نما(پاردوکس)است. یعنی اینکه کسانی که سکوت را پیشه می کنند و سخنی نمی گویند از این سخن های ناگفته نمی توان کتابی نوشت و این کتاب نانوشته نه پاره می شود و نه تحریف…
    این بیت از نظر معنا شبیه بیت سعدی است
    ((آنکس از دزد بترسد که متعای دارد عرافان جمع بکردند و پریشانی نیست))
    یعنی که متاعی عرافان دارند که دزدیده نمی شود
    و کتابی دارند که نوشته نمی شود.

    Comment by مهدی — اسفند ۸, ۱۳۹۷ @ ۸:۳۱ ق.ظ

  23. این غزل رو امیر رفعتی نیز با همراهی کمانچه خوانده است
    https://beeptunes.com/track/63258741/%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%86%D9%87

    Comment by محمد — خرداد ۲۹, ۱۳۹۸ @ ۸:۴۳ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره