1. ترنگ یعنی صدای ساز زنگ انگلیسی ring با ان همخوان است به لری درنگ یعنی صدای چیزی را در اوردن

    Comment by امین کیخا — تیر ۸, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۶ ب.ظ

  2. اغانی جمع اغنیه است .یعنی ترانه

    Comment by امین کیخا — تیر ۸, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۹ ب.ظ

  3. بحر خاشاک یعنی دریایی که خاشاک بر سر أبش است ولی معنای بحر موسیقی هم میدهد مثل فلان موسیقی در فلان بحر است خود بحر از لغت بار فارسی است مثلا در دریابار و یا رودبار در کتابی دیده ام ولی فراموش کردم چه کسی گفته بود فقط به یاد دارم گفته بود شاید .

    Comment by امین کیخا — تیر ۸, ۱۳۹۲ @ ۳:۵۳ ب.ظ

  4. از ان ره باش با أرواح گویا ره با روح سازگار است و نیز ادم را به سازی هممان کرده است که باید در راه و پرده أرواح کوک باشد . تا ترنگ و صدای انها را بشنود .

    Comment by امین کیخا — تیر ۸, ۱۳۹۲ @ ۳:۵۶ ب.ظ

  5. در مورد رشته ring زنگ و ترنگ و درنگ باید افزود به عربی امروز رنت یعنی زنگ زد ! شگفتا که این چه بنی است

    Comment by امین کیخا — تیر ۸, ۱۳۹۲ @ ۴:۱۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره