لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. با درودوسپاس فراوان
    در مصرع دوم بیت هشتم ” خدا را ” بجای ” خدایا ” صحیح است.همچنین در مصرع دوم ازآخرین بیت “جویند” صحیح می باشد.

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by نگین شکروی — آذر ۷, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۳ ق.ظ

  2. واقعا” حکیمانه است و در مورد همه نیز صدق می کند

    Comment by پرستو — اسفند ۲, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۳ ق.ظ

  3. با اینکه تجربه ی سنی ایشان را ندارم ولی با تمام وجود درک می کنم که چه می گوید ۲۴ .

    Comment by سیاوش — مرداد ۱۸, ۱۳۸۹ @ ۷:۴۰ ب.ظ

  4. شهریار شهریار شعرفارسی وترکی است

    Comment by حسن — مهر ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۸:۲۳ ب.ظ

  5. به درستی که انسان ها تمام عمر خود را صرف پیدا کردن زندگی میکنند ولی غافل از اینند که زندگی همین است که میگذرد با تمام زیبایی هایش

    Comment by سعید — آبان ۵, ۱۳۸۹ @ ۸:۵۵ ق.ظ

  6. دکتر شریعتی: تمام عمر به دنبال خوشبختی میگشتیم غافل از اینکه خوش بختی لحظه هایی بود که گذشت

    Comment by فرید واحدی — دی ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۲۳ ب.ظ

  7. جمیله ای است عروس جهان ولی هشدار …..که این مخدره در عقد کس نمیاید

    Comment by حلاج — آبان ۱۰, ۱۳۹۰ @ ۳:۱۰ ب.ظ

  8. همیشه به این فکر می‌کنم که چرا جوانان نمی‌خواهند قبول کنند که جوانی گذراست و غرور جوانی نیز به درد هیچ چیزی نمی‌خورد

    Comment by محمد — آذر ۱۸, ۱۳۹۱ @ ۱:۲۷ ب.ظ

  9. سطر دوم مصرع اول بجای «بار پیری» باید «پای پیری» گذاشته شود

    Comment by Amir Marashi — اسفند ۱۷, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۱۲ ب.ظ

  10. دل بر این پیره زن عشوه گر دهر نبندید کین عروسیست که در عقد بسی داماد است این حقر از عاشقان شعر استاد هستم و بخصوص این غزل بسیار زیبا چون در جوانی بسیار غم ها چشیده ام

    Comment by مهدی — خرداد ۵, ۱۳۹۲ @ ۶:۰۳ ب.ظ

  11. مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
    که این عجوزه عروس هزار داماد است.

    کاش قدر جوانی را بدانیم که چون باد در گذر است.

    Comment by tanin — اردیبهشت ۶, ۱۳۹۳ @ ۳:۳۷ ب.ظ

  12. زندگی اجبار است لاجرم باید زیست

    Comment by محسن بورعطا — اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۳ ق.ظ

  13. نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده
    به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
    شهریار دل و جان

    Comment by فاطمه سادات — مرداد ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۸:۰۱ ق.ظ

  14. نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

    درستش اینه که

    نجستم زندگانی را تبه کردم جوانی را

    Comment by احمد — شهریور ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۹ ق.ظ

  15. ایام شباب، روزگار عطش گرفتن برای فهم ناگفته های زندگی، و آنچه که فراتر از وجود و نفوس مان و حتی ظرفیت هایمان است، و آنچه که نباید فهنید… محاولت برای اینکه فکر محدود خود را چراغی بر ادراک و اکتشاف ناگفته ها و ناشنیده ها کنیم، چراغی بر تخیلات که در افکار خود بدان بازی می‌دهیم و خواهان تحقق بخشیدن به آن در دنیای خارج از چارچوب ذهن تاریک هستیم؛ غافل از آنکه پرده ها در پشت پرده های صحنه زندگانی است و ما تنها جزء کوچکی از این بازی هستیم و موظف به ایفای نقشی که باید انجام دهیم، همان راهی که قبلا رسم کرده ایم و اکنون برای گذشته رسم میکنیم.روزی که شمع چراغ جوانی کم سو تر شد خواهیم فهمید که چیزی نخواهیم فهمید و چیزی فراتر از مرزهای ذهنمان دستگیرمان نخواهد شد… گاهی باید آنچه را که نخواهیم فهمید قبول و با تمام وجود بدان اعتماد کنیم (جوانی هست و لذت عشق جوانی)… در جستجوی عمر جاودانی، گم نکنیم جوانی؛ که روزی خواهیم طلبید، مجدد این جوانی… (برداشت متفاوت ذهن مکدر یک مشتاق در گوشه ای از خانه ای در سرزمینی )

    Comment by خَموش — تیر ۱۱, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۲۸ ق.ظ

  16. زندگی شاید آن لبخندی ست که امروز دریغش کردیم

    Comment by محمدعلی مدیری — تیر ۲۳, ۱۳۹۹ @ ۱۰:۱۴ ق.ظ

  17. با درود.
    در مصرع دوم بیت ششم، به جای «به زهرآلود» باید نوشته شود «به زهر آلود»، یعنی آلوده به زهر کرد.
    سپاس

    Comment by امین — مرداد ۴, ۱۳۹۹ @ ۱۱:۳۹ ب.ظ

  18. با درود.
    در مصرع دوم بیت پنجم، به جای «به زهرآلود» باید نوشته شود «به زهر آلود»، یعنی آلوده به زهر کرد.
    سپاس

    Comment by امین — مرداد ۴, ۱۳۹۹ @ ۱۱:۴۰ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره