1. دوستان؛ وزن و اعتباری را که حافظ به «رندی» داد، به هیچ آیین و مسلک دیگری نداده است! به علاوه این که حافظ، برخلاف شاعران دیگر، رندی را آن گونه که بوده و بی‌هیچ اصلاح و دست کاری دیگری ، برگرفته است؛ اما آن را با فرهیختگی و فرهنگ ممتاز خویش در آمیخته و وزن و وقاری شکوهمند بخشیده است. شیوۀ بیان او در سخن گفتن از «رندی»، به انداز‌ه‌ای آمیخته با شور و شیفتگی است که کمتر پایبند یا پیروی، با چنان تعصب و حرارتی، خود را به آیین خویش منسوب می‌دارد! در حالی که آیین‌های دیگر در سخن او بارها آماج پرخاش و خشم رندانۀ او قرار می‌گیرد و در این کار حتی مردان راستین تصوف نیز، از گزند این پرخاش دور نمی‌مانند!
    «حافظ» عنوان «رند» را به هنگام سرخوردگی و نفرت از تمام اسم و رسم‌های مرسوم عصر خود، به عنوان یک نام و نماد اید‌ه‌آل انتخاب نموده است. با سپاس

    Comment by فریدون فرخزاد — آبان ۱۷, ۱۳۹۳ @ ۱:۲۰ ب.ظ

  2. با سلام….شک نکنید حضرت حافظ دقیقا میدانستند که قرنها بعد او نامش جاودان و جاوید خواهد ماند…از این در بیتی از خود میفرمایید:
    گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان هر جا که نام حافظ در انجمن براید

    Comment by حسن نیازی — مهر ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۴:۲۴ ب.ظ

  3. سلام، من به شعر علاقه دارم و از طرفی علایق مذهبی (البته به سبک و سیاق خودم). گاه دوست دارم شعرها رو “ضبط به نفع کنم” که این شعر هم به نظرم شاید دو تلمیح (اشاره) به یک داستان و یک حدیث داشته باشه؛
    یک: “شود غزاله خورشید صید لاغر من، گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی” داستان امام رضا سلام الله علیه و ضمان شدن ایشون برای آهویی که شکار شده بود.
    دو: “سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه من، ادا اگر نکنی وام دار من باشی” اشاره به حدیث امام رضا سلام الله علیه مبنی بر این که اگر کسی یک بار به دیدن (زیارت) من بیاد من سه بار به دیدنش می رم و به اصطلاح سه بار بازدیدش و پس می دم.
    در ضمن این فقط یک نظر بود.
    موفق و شاد باشید.

    Comment by علی جهان تیغ — مرداد ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۷ ب.ظ

  4. درود دوستان
    این بیت حافظ “سه بوسه کز دو لبت….” اصلا اشاره به سه وعده نمازندارد چرا که اگر اینطور بود حافظ وامدار میشد اگر به جا نمی آورد که البته اینجا اگر بجا نیاورد یار وامدار میشود.و دقت کنید مصرع دوم تمام و کمال در پی مصرع اول و در توضیح آن آمده است تفسیر اینکه منطور حافظ از ادای دین توجه معشوق است تفسیری غلط است.

    Comment by امیر — آذر ۱, ۱۳۹۵ @ ۲:۱۶ ب.ظ

  5. با سلام دلم نیومد از یکی از بهترین دوستان زندگیم به نام اقای جواد بازگشتی برای این شعر حاشیه ننویسم. ایشان در زلزله بم در سال ۱۳۸۲ جان به جان افرین تسلیم کردند. ایشان عاشق دختری به نام انیس بودند و اولین فالی که به حضرت حافظ زده بودند این غزل امده بود و درضمن تمامی دیوان حافظ رو از حفظ بودند. هر وقت به این غزل می رسم به یاد ایشان می افتم و بی اختیار ترنمی در چشمانم جاری می شود خداوند ایشان و تمامی از دست رفتگان را بیامرزد.

    Comment by اکبر — آذر ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱:۵۹ ب.ظ

  6. این غزل حافظ از روی این غزل سعدی سروده شده:
    https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh192
    گر آن مراد شبی در کنار ما باشد
    زهی سعادت و دولت که یار ما باشد
    اگر هزار غم است از جهانیان بر دل
    همین بس است که او غمگسار ما باشد

    Comment by 7 — خرداد ۵, ۱۳۹۶ @ ۵:۱۸ ب.ظ

  7. گنجور عزیز در قسمت معرفی آهنگ ایرج بسطامی اشتباهی رخ داده…زنده یاد بسطامی شعر سعدی رو خونده:هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم..اگر گوش بدین خودتون متوجه میشوید..این شعر رو بسطامی نخونده

    Comment by امید — مرداد ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۱۵ ب.ظ

  8. گنجور عزیز..این شعر رو ایرج بسطامی نخونده..شعر سعدی رو خونده که هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم..در قسمت آهنگها لطفا تصحیح کنید ونام بسطامی عزیز رو حذف کنید در اینجا

    Comment by امید — مرداد ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۱۸ ب.ظ

  9. هزار جهد بکردم که یار من باشی
    مرادبخش دل بی‌قرار من باشی
    معنی بیت: ای حبیب،برای آنکه تویارمن باشی ومقصودِ دل بی قرارمرا برآورده سازی سعی و کوشش فراوان کردم.
    یارمن باش که زیب فلک وزینت دهر
    ازمهِ روی تو واشک چوپروین من است
    چراغ دیده ی شب زنده دار من گردی
    اَنیس خاطر امیدوار من باشی
    اَنیس: همدم وغمخوار، مونس
    معنی بیت: (درادامه ی بیت قبلی،تلاش فراوان کردم تا….) به چشمان بی خواب وشب زنده دارمن نور وفروغ ببخشی(همیشه مقابل چشمانم باشی وچشمانم ازپرتو رخسار توروشن گردد) تلاش بسیار کردم تا غمخوار وهمدم قلب وضمیرامیدوارمن باشی.
    به خاک پای توسوگند ونوردیده ی حافظ
    که بی رخ تو فروغ ازچراغ دیده ندیدم
    چو خسروانِ ملاحت به بندگان نازند
    تو درمیانه خداوندگار من باشی
    ملاحت: حُسن وزیبایی ودلربایی
    خداوندگار: سرور،آقا،پادشه
    معنی بیت: هزارجهدبکردم تا…. هنگامی که پادشاهانِ حُسن وزیبایی وخوبرویان به غلامان وعاشقان خویش می نازند وفخرفروشی می کنند تودرآن بساط، معشوق من باشی (وبه داشتن بنده ای چون من بنازی ومن به داشتن خداوندگاری مثل تو ببالم)
    کس درجهان نداریک بنده همچوحافظ
    زیراکه چون توشاهی کس درجهان ندارد
    از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او
    اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی
    “عقیق” کنایه ازلب سرخرنگ یاراست.
    عشوه: حرکات دلسِتانانه، ناز
    معنی بیت: هزارجهدبکردم تا…. زمانی که ازعشوه ونازلبهای سرخ وآبدارتوکه بسیارخونین دل هستم گله وشِکوه می کنم توبامهربانی ازمن دلجویی کنی وغم واندوه مرابادلسوزی ازمن دورکنی
    اگربه رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
    که مُهرخاتم لَعل توهست همچوعقیق
    درآن چمن که بُتان دست عاشقان گیرند
    گرت زدست برآید نگار من باشی
    معنی بیت: هزارجهدبکردم تا….درآن باغ وگلشنی که دلبران دست عاشقان خویش می گیرند اگربرایت میسّرباشد تونیزبه لطف ومهربانی دست مرابگیری ونگارمن باشی.
    زنقشبندِ قضاهست امیدآن حافظ
    که همچوسرونگارم به دست بازآید
    شبی به کلبه ی احزان عاشقان آیی
    دَمی اَنیس دل سوکوار من باشی
    احزان: اندوهناک، حُزن انگیز
    معنی بیت: هزارجهدبکردم تا…..شبی ازروی لطف و محبّت به خانه ی اندوهبار عاشقان قدم رنجه کنی و لحظاتی مونس وغمخواردلِ به سوگ نشسته ی من باشی.
    حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو
    بازآید و از کلبه احزان به درآیی
    شودغزاله ی خورشیدصید لاغر من
    گر آهویی چو تو یک دَم شکار من باشی
    غزاله: نوعی آهوبرّه ماده
    معنی بیت: اگرتوفیق این راپیدا می کردم که آهویی مثل تورا شکارکنم به منتهای آرزوی خویش می رسیدم(درآنصورت من درآسمانها سیر می کردم…) وآهو برّه ی خورشید برای من بسانِ یک شکار لاغر و ناچیز می بود.
    آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر
    پیشش به روزمعرکه کمتر غزاله بود
    سه بوسه کزدولبت کرده‌ای وظیفه ی من
    اگراَدا نکنی قرض دار من باشی
    وظیفه: کاری که مقرّرشود وکسی مکلّف به انجام دادن آن باشد. حقوق، سهم
    معنی بیت:ای محبوب، آن سه بوسه ای راکه ازدولب خویش برای من مقرّرکردی ووعده دادی که روزی به من بدهی اگرخُلف وعده کنی وندهی تو بدهکارمن باقی خواهی ماند ومن همچنان طلبکارتوباقی خواهم ماند.
    بگفتمش به لبم بوسه‌ای حوالت کن
    به خنده گفت کی ات با من این معامله بود
    من این مُراد ببینم به خود که نیم شبی
    به جای اشک روان در کنار من باشی
    معنی بیت: آیا روزی آرزوی من تحقّق پیداخواهد کرد که نیم شبی ببینم به جای این اشک روان، تودرکنارمن هستی؟
    بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی
    تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی
    من اَر چه حافظ ِ شهرم جوی نمی‌ارزم
    مگر تو از کرم خویش یار من باشی
    معنی بیت: من گرچه درشهر شهرتی دارم وشاعر معروفی هستم امّا بدون لطفِ توبه اندازه ی یک جو ارزش ندارم بها وارزش من بسته به لطف وکرم توست اگرتویارمن باشی من ارزشمند خواهم بود.
    کارخودگربه کرم بازگذاری حافظ
    ای بساعیش که بابخت خدا داده کنی

    Comment by رضا ساقی — آذر ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۸:۵۸ ب.ظ

  10. حافظ دیوونه کردی منو با این شعرت
    فقط یه عاشق واقعی معنی کامل این شعر متوجه میشه

    Comment by فرشید — فروردین ۲۳, ۱۳۹۸ @ ۹:۴۷ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره