1. واقعا دست مریزاد ,
    اهتمام تان را برای گردآوری این همه شعر زیبا و روح نواز باید ستود…

    Comment by سپهر — فروردین ۳, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۲۱ ق.ظ

  2. وزن شعر فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن هست لطفا تصحیح بفرمایید

    Comment by احمد — آذر ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۴:۱۱ ب.ظ

  3. تعبیر: از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را داشته باش و چشم بصیرت داشته باش و سره را از ناسره تشخیص بده. همه ی عوامل برای اینکه به مقصود برسی فراهم است. شک و تردید را از خود دور کن و تصمیمی جدی بگیر.

    Comment by مسعود — مهر ۲, ۱۳۹۷ @ ۸:۲۳ ب.ظ

  4. ای که با سلسله ی زلف دراز آمده‌ای
    فرصتت باد که دیوانه نواز آمده‌ای
    سلسله: زنجیر
    سلسله ی زلف: زلف به زنجیر تشبیه شده است. زنجیری که برای بستن دلهای دیوانه وشیدا مناسب ترین بنداست.
    فرصتت باد: دوران ازآن ِتوباد
    دیوانه نواز: نوازنشگردلهای عاشق ودیوانه
    معنی بیت: ای دلسِتانی که با زنجیرزلف به تجلّی درآمده ای امیدوارم که مجال کافی داشته باشی که جلوه گریهای تونوازشگردلهای شیدا وعاشق است.
    من دیوانه چو زلف تورهامی کردم
    هیچ لایقترم ازحلقه ی زنجیرنبود.
    ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت
    چون به پرسیدن ارباب نیازآمده‌ای
    بگردان عادت: عادت خود را عوض کن،
    ارباب نیاز: نیازمندان، حاجتمندان،همچنین می تواندکنایه ازخودشاعرباشدکه سرحلقه ی نیازمندان است نیازبه عشق ومحبّت ودلجویی معشوق.
    معنی بیت: وقتی که برای دلجویی ازنیازمندان آمده ای وقصد داری ازاحوالات آنها باخبر شوی ساعتی عادتِ نازکردن وفخرفروشی راکناربگذار.
    ای سرونازکه خوش می روی به ناز
    عشّاق رابه نازتوهرلحظه صدنیاز
    پیش بالای تومیرم چه به صلح و چه به جنگ
    چون به هر حال برازنده ی ناز آمده‌ای
    معنی بیت: من فدای قدوبالای توشوم چه بامن برسرصلح باشی وچه درجنگ درهرحال نازوعشوه شایسته ی توست و قبای نازبرقامت والای تودوخته شده است.
    فرخنده بادطلعت خوبت که درازل
    ببریده اند برقدِ سروت قبای ناز
    آب و آتش به هم آمیخته‌ای از لب لعل
    چشم بد دور که بس شعبده بازآمده‌ای
    لَعل: یاقوت سرخرنگ
    لب لعل: لبی که سرخ رنگ وآبداراست. آب وآتش درهم آمیخته شده است.
    شعبده باز: زبردست،تردست وماهر، و نیرنگ باز.
    معنی بیت: لبهای سرخ وآبدارتوجلوه ی خیال انگیزآمیزش آب وآتش است چشم بد ازتو دورباشد که چه خوب درنقش شعبده بازآمده ای کارتوهمانند تردستی آنها شگفت انیز وحیرت زاست.
    ناگفته نماند که “آب وآتش به هم آمیختن” تنها کنایه از سرخی وآبداربودن لب نیست بلکه افزون براین، رساننده ی خاصیّتِ مستی بخش وباده گون بودن آن نیزهست وبه عبارتی لب لعل یاربه صورت پنهانی تشبیه به باده ی آتشین شده که هم آب است وهم آتش. ضمن آنکه اززاویه ای دیگر آب وآتش هرگز درهم نمی آمیزد امّا به لطف طبع حافظانه وبه مددِ نبوغ او نه تنها این دو به هم می آمیزند بلکه ازآمیزش آنها لطایف خیال انگیزی نیزپدید می آید. حافظ درمورد لب یار درمیان همه ی شاعران ایران زمین لطیف ترین تعابیر وبکرترین مضامین راخَلق کرده است چنانکه خود خطاب به همین معشوق شعبده بازمی فرماید:
    این لطایف کزلبِ لعل تومن گفتم که گفت؟
    وین تطاول کزسرزلف تو من دیدم که دید؟
    آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب
    کُشته ی غمزه ی خود رابه نمازآمده‌ای
    ثواب: کاردرست ونیک
    معنی بیت:مرحبا بردل مهربان ونازک تو، کاردرستی کردی برای خواندن نماز میّت ِکسی آمده ای که ازرفتارهای دلبرانه ی توکُشته شده است.
    دوردارازخاک وخون دامن چوبرمابگذری
    کاندرین ره کُشته بسیارند قربان شما
    زُهدمن باتوچه سنجدکه به یغمای دلم
    مست و آشفته به خلوتگه رازآمده‌ای
    چه سنجد: چگونه ارزیابی شود، ازعهده اَش برنیاید که دربرابرغارتگری تومقاومت کند
    خلوتگه راز: خلوتگاه خصوصی ومحل عبادت ورازونیاز
    معنی بیت: توکه اینچنین سرمست وآشفته حال برای غارت دلم تا خلوتگاه عبادت من آمده ای ایمان وتقوای من تاب مقاومت خودراازدست می دهد وبه همراه دلم به غارت می رود.
    ازچشم شوخش ای دل ایمان خود نگهدار
    کان جادوی کمانکش برعزم غارت آمد
    گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده‌ست
    مگرازمذهب این طایفه بازآمده‌ای؟
    دگرت خرقه: بار دیگر خرقه تو
    باتوجّه به آلودگی خرقه به شراب، “این طایفه” اشاره به خرقه پوشان پرهیزگار وزاهد است.
    بازآمده‌ ای: برگشته‌یی.
    پرداختن پیوسته ی حافظ به عیش وعشرت،بی پروا سخن گفتن درمورد شراب ووانمودکردن به شرابخواری وخوشباشی، درهمه ی دورانها تبعات ناگواری برای حافظ درپی داشته وبسیاری ازنزدیکان ودوستان نزدیک وی رارنجیده وازاو دورنموده است. دراینجا نیز مخاطب غزل که به احتمال قریب به یقین شاه شجاع جوان وخوش قد وقامت است درمورد همین مسئله زبان به اعتراض گشاده وبه حافظ کنایه می زند که مگرازپرهیزگاری وزهد وتقوی رویگردان شده ای که خرقه ات شراب آلودشده است‌.
    معنی بیت:
    محبوب ومعشوق من گفت: ای حافظ دوباره خرقه ی زهدِ تو به شراب آلوده گشته است چرادست ازشرابخواری برنمی داری؟ شاید از جاده ی شریعت خارج شده وزهد وتقوا را ترک کرده ای؟!
    عیبم بپوش زنهار ای خرقه ی می آلود
    کان پاکِ پاکدامن بهرزیارت آمد

    Comment by رضا ساقی — آبان ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۱:۳۰ ق.ظ

  5. انگار حضرت حافظ درک حضور کسی را می کند از عالم غیب ، یک پیر یا پیامبر یا ائمه یا حضرت مهدی یا … به هر شکل نوش جانش گوارای وجود.

    Comment by علی امینی — خرداد ۱, ۱۳۹۸ @ ۸:۱۶ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره