1. شاید بتوانم معنی کنم : چرا باید بخاطر هر موضوعی از دوست آزرده شوی ؟
    رسم عیش (گذراندن ، معیشت) اینطوری است گاهی شادی گاهی درد
    اگر بزرگتری ترا کوچک کند منظورش ترا به عیب خواندن نیست
    و وقتی دوباره ترا بنوازد آن داغ جفا و داغ دلی که از او داری سرد می شود
    صد تا خوبی را که نمی توان با یک بدی فراموش کرد
    اگر فکر خار کنی (نگران خار بُران باشی) که نمی توانی خرما بخوری - درخت خرما خارهای بلند و تیزی دارد .
    اگر او (دوست) خشم بتو بگیرد تو عذرخواهی کن
    هر روز که نمی توانی دوست تازه بگیری

    Comment by بهرام مشهور — آبان ۱۶, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۰۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره