1. استاد شجریان، خسرو آواز سرزمین پارس، به زیبایی هرچه تمام تر این ابیات را با نوای ملکوتی شان خوانده اند.. به نظر بنده کاری که استاد شجریان در خواندن اشعار سنتی شعرای بزرگ ایران زمین انجام می دهند، نام او را کمتر از حافظ و سعدی و مولوی در پاسداشت و تقویت زبان و فرهنگ و ادب فارسی، قرار نخواهد داد بلکه هم ردیف نام بزرگان گذشته این دیار قرار خواهد داد.

    Comment by حمید — آبان ۵, ۱۳۹۳ @ ۶:۰۳ ب.ظ

  2. بنظرم عبدالوهاب شهیدی خیلی بهتر خونده بینهایت آرامش بخشه

    Comment by مهدی — آذر ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۶:۰۵ ب.ظ

  3. واقعاً استاد شجریان چقدر این بیت زیبا را، زیبا خوانده است:
    مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
    که آبروی شریعت بدین قدر نرود

    Comment by سیروس آزاد — اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  4. بانظر حمید موافقم
    به جرات مبتونم بگم که فقط استاد شجریان میتونه چنین آثار فاخری با خواندن ابن ابیات خلق کنه.
    خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود … به هر درش که بخوانند بی خبر نرود

    خدا حفظش کنه.

    Comment by محمد — تیر ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۵ ب.ظ

  5. این شعر زیبا با صدای دلنشین استاد بسیار شنیدنی است

    Comment by Anonymous — مرداد ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۳۴ ق.ظ

  6. لطفا نظرات توهین آمیز، مانند نظر ” ناشناس” را منتشر نکنید، اهانت به هیچکس پذیرفته نیست. خصوصا در سایتی ادبی؛ ذیل شعر حضرت حافظ و خاصه درباره استاد شجریان. با سپاس

    Comment by پیام — اسفند ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۱ ق.ظ

  7. دو بیت زیر در وصف حضرت استاد و در ذم افراد معلوم الحالی که واقعا انسان در ایرانی بودن آنها شک میکنه:دارد به صوت مهرش صد چون صدای داود- خوش لحن و بوی کامش بهتر ز عنبر و عود. ناقص خیال و سفله کی داند این گوهر را- گنجایشش نباشد اسرار این جوهر را.

    Comment by خداوندگار آواز: سیاوش — اسفند ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۵۳ ق.ظ

  8. من واقعا از سیاست مدیران گنجور در حیرتم. در سایت به ظاهر ادبیتون انواع و اقسام توهینها به فخر هنر ایران منتشر میشه اما جوابیه ها نه. واقعا چنین رویکرد ظالمانه و ناعادلانه ای جای تاسف داره. اکر یک رسانه آزاد نیستید چه اصراری به ادامه فعالیت دارید؟!

    Comment by خداوندگار آواز: سیاوش — اسفند ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۸:۳۳ ق.ظ

  9. همایون این رو خونده. توی آهنگ وفا. شجریان آواز ماهورش رو خونده. شعر سعدی

    Comment by امید — اسفند ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۳:۳۳ ب.ظ

  10. کسی از دوستان میدونه معنی سواد به طور دقیق اینجا چیه ؟

    Comment by کیوان — فروردین ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۰۳ ب.ظ

  11. کیوان جان
    سواد به مانای سیاهی ست
    سیاهی چشم
    میگوید : سیاهی چشم غمدیده ام را با اشک شستشو مده
    زنده باشی

    Comment by سیدمحمد — فروردین ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۸ ق.ظ

  12. سلام.این شعر زیبا با صدای استاد شجریان کامل شده.
    میشه لطف کنید معنی دقیق شو بنویسید.
    ممنون

    Comment by فیلی — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۵ @ ۷:۳۶ ق.ظ

  13. دوستان عزیز بنظرم سواد دیده اینجا منظور اون درک و مشاهده ای از یار هست که به چشم متصور می شود…مفهوم کل بیت اینگنونه است:
    با دوری کردن رخ پنهان کردن سعی در فراموشاندن(شستن سواد دیده) من نکن که زیبایی(نقش خال) که ا تو دیده ام از خاطر من نخواهد رفت.

    Comment by هادی — شهریور ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۴ ق.ظ

  14. در جواب کیوان عزیز…
    سواد دیده…

    در جمله ای کوتاه … از گریه کورم نکن
    سواد از اسود به معنای رنگ سیاهه
    سیاهی چشم غم دیده ام را به اشک مشوی
    سفید شدن چشم ، شسته شدن سیاهی چشم ( کوری) در اثر گریه زیاد
    که نقش خال….
    در اینجا سیاهی چشم خودش رو به تصویر خال سیاه یار تشبیه کرده که اون خال سیاه با کور شدن هم از نظر نمیره و فراموش نمیشه

    Comment by بهرام — آذر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۸ ق.ظ

  15. سلام
    سواد در اینجا ایهام دارد
    سواد به معنی سیاهی است که این معنی در آغاز به ذهن متبادر می شود
    معنی دیگر سواد ، برج و بارو و سیاهی شهر است که از دور دیده می شود و این معنی دومی است که از این بیت برداشت می شود
    در و دیوار چشم غمدیده ام را به اشک مشوی …

    به این بیت دقت بفرمایید:
    سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
    بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
    قطعا سواد به معنی سیاهی نیست چون بعدش کلمه سیاه اومده

    یا این بیت:
    مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
    وز آن غریب بلاکش خبر نمی‌آید
    دلم قلعه و باروی زلف تو را از دور دید و آنجا اقامت گزید و ..

    Comment by عباسی - فسا — فروردین ۸, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۹ ب.ظ

  16. خواندن این ابیات بدون یادآوری صدای آسمانی استاد شجریان برام متصور نیست. بدون شک ایشون تا روزی که حافظ هست، زنده ست.
    آهنگ وفا رو شاید دویست بار گوش کردم و هنوز مثل روز اول برام جذابه. اثر هنری عمیق و اصیل هرگز کهنه نمبشه.

    Comment by هادی — تیر ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۵:۲۵ ب.ظ

  17. خواندن این ابیات بدون یادآوری صدای آسمانی استاد شجریان برام متصور نیست. بدون شک ایشون تا روزی که حافظ هست، زنده ست.
    آهنگ وفا رو شاید دویست بار گوش کردم و هنوز مثل روز اول برام جذابه. اثر هنری عمیق و اصیل هرگز کهنه نمیشه.

    Comment by هادی — تیر ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۵:۲۷ ب.ظ

  18. عجب کامنت های کسالت آوری..استاد،استاد و باز هم استاد..

    Comment by فرخ — مرداد ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۲ ق.ظ

  19. معنی دقیق بیت اول چیست؟

    Comment by محمد — مهر ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۷ ق.ظ

  20. لطفا معنای بیت :
    سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم

    چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود

    منظور از دود دل چیست
    و اصولا چه ارتباطی با بیت اول دارد ؟

    Comment by پدرام — فروردین ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۱:۱۷ ب.ظ

  21. پدرام جان
    سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم
    چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود
    سیاه نامه کسی را گویند که بار گناهش سنگین است.
    تا همین اواخر مرکّبِ قلم را با رنگدانه {دوده} درست میکردند ، پارچه را آغشته به دوده و بعضی مواد غلیظ کننده { لیقه } در دوات می ریختند و با قلم بر کاغذ می نوشتند { سیاه میکردند }.
    قلم آنچه در درون دارد چون دودی برخاسته از آتش دل بر نوک خود میآورد و بر صفحه نامه می نویسد.گویی داغ دل آشکار می کند.
    حافظ نیز دود برخاسته از شعله ی دل خویش را به سیاهی نوک قلم تشبیه کرده ، که بر صفحه ی پر گناه رفتارش نقش بسته.
    زنده باشی

    Comment by حسین، ۱ — فروردین ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۳:۰۳ ب.ظ

  22. حسین عزیز
    بسیار ممنون و سپاسگذارم . با تعبیر حضرتعالی چقدر این بیت زیبا میشود .
    صد درود بر روان پاک چنین شاعر گرانمایه ای

    Comment by پدرام — اردیبهشت ۳, ۱۳۹۷ @ ۱:۱۶ ب.ظ

  23. دوستان و همرهان عزیز

    شرحی بر این غزل خواندم که ذیلا به اختصار در اینجا می آورم . شما چقدر با این تعبیر موافقید ؟

    این غزل در زمان شاه شجاع و در دوره یی که حافظ باشاه روابط حسنه ومراوده و رفت وآمد داشته ، سروده است و از مفاد ابیات و ایهامات آن چنین برمی آید که شاه شجاع تلویحاً وعده مقررّی مناسبی را به حافظ داده بود لیکن کمتر از آن پرداخت کرده و در نتیجه سبب کدورت و نارضایتی حافظ شده و این شاعر چیره دست،گله ها و توقعّات خود را در ای غزل گنجانیده تا شاید سبب تغییر تصمیم و عقیده سلطان شده و مقرری او زیادتر گردد.

    مطلع غزل دارای ایهامی است که حاکی از پشتیبانی شاعر در نزدیک شدن به در بار بوده و چنین مستفادمی شود که بیشتر حالت گلایه دارد زیرا در بیت دوم تلویحاً شاعر می گوید که مننمی توانم دست از میل باطنی خودم که تقرّب به آن سلطان محبوب است بکشم و در بیت سوم با مضمونی زیبا و جمله زیباتر خود را شیفته خال سیاه صورت شاه شجاع جلوه می دهد که داین آن را در نظر خویش مجسم می بیند.

    شاعردر ابیات چهارم الی هشتم با شکوه وگلایه از بخت بد خود از محبوب انتظار دارد که شاه شجاع به عهدی که بااو بسته وفادار و پای بند باشد. آنگاه در بین نهم حرف قاطع خود را باز گو می کند و به شاه می گوید با اندک هدیه مرا گول مزن عقاب سفید بلند نظرم ، باشه نیستم که به دنبال صید حقیر و کوچک باشم . چنین مضامینی می رساند که فر ق است بین شاعر مداح قصیده گویی که به بیش وکم خرسند است تا شاعر بلند نظری که قدر خود وکلام خود را می داند ودر مقام اعتراض بر می آید .
    شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

    Comment by پدرام — اردیبهشت ۳, ۱۳۹۷ @ ۱:۱۹ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره