1. این شعر را می توان با دو مفهوم مجزا به کار برد بدون در نظر گرفتن دوره وتاریخ در این شعرمی توان این اثر از بزرگتران شعر ها در بیان صعود ورسیدن به کمالات الهی دانست اما با مناسبت های سیاسی بیان رهایی شاعر از دوره ی از رنج ومحنت و ورود به رفاه واسایش دانست وشگر گذاری شاعر در مقابل این نعمت

    Comment by علی نوروزیان — بهمن ۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۰۷ ب.ظ

  2. یک بیت معتبر از قلم افتاده است لطفا منظور فرمایید ….. بعداز این نوربه آفاق دهم ازدل خویش که به خورشید رسیدیم و غبار آخرشد

    Comment by یوسف — اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۲۸ ق.ظ

  3. ساقیا! عمر درازو قدحت پر می باد که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد.
    به زبان حافظ نزدیک تر است و مهمتر دعایی است.

    Comment by دکتر ترابی — بهمن ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۸ ق.ظ

  4. جای بیت معتبری که یوسف یاد آوری فرموده است پس از بر آمدن صبح امید از اعتکاف پرده غیب است، که رسیدن به نور اعظم ، به انوار اسپهبدی رانوید می دهد ، درخشان و بی غبار.

    Comment by دکتر ترابی — فروردین ۲۱, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۰۶ ب.ظ

  5. * روز هجران و شب فرقت یار آخر شد *
    امیدوارم هرچه زودتر برای ما… ما عاشقان سینه چاک درد فراق کشیده … هم اتفاق بیوفته این پایان فراق یار و این شعر حافظ رو به یاد آنروز حفظ کنیم از همین امروز…
    ♥♥ روز هجران و شب فرقت یار آخر شد ♥♥

    ♥ آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل
    همه در سایه گیسوی نگار آخر شد ♥
    تیر ماه ۱۳۹۴

    Comment by کسرا — تیر ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۰ ب.ظ

  6. فالی درمدح این غزل:
    ای صاحب فال،عشق وعاشقی همیشه با
    دردسرهمراه است وباخطربسیار،حافظ،،،
    به شمااین بشارت رامی دهدکه دوران،،،،،،،،،
    سختی گذشته است وایام وصال نزدیک،
    است،برشمامبارک بادکه بهترین خبربه،،،،،،،
    شمارسیده است،ازفرصتی که دراختیار،،،،
    داریدنهایت استفاده رابکن تاهرچه زودتر
    موءفق ،شوی.

    Comment by کمال — شهریور ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۴۵ ب.ظ

  7. […] و تنعم که خزان می‌فرمود، عاقبت در قدم باد بهار آخر شد. (متن کامل غزل) مدیر سایت۱۱۳۹۵-۱-۱ ۰۶:۰۰:۱۱ +۰۳:۳۰دسته‌ها: […]

    Pingback by نوروز 1395 خجسته باد | علی هوستینگ | AliHosting | میزبانی وب | هاست وب نامحدود | ثبت دامنه | هاست ابری لینوکس — فروردین ۱, ۱۳۹۵ @ ۶:۰۰ ق.ظ

  8. سلام من فکر میکنم مصرع ساقیا لطف نمودی ….. خالی از لطف هست و فکر میکنم ساقیا عمر دراز و قدحت پر می باد. خیلی به سخن حافظ نزدیک تر هست (البته هر دو مصرع رو در نسخه های مختلف دیدم)

    Comment by آرش — اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۲ ب.ظ

  9. گل های تازه ۴۶ با آواز ایرج در دستگاه شور

    Comment by مساوات — تیر ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۶:۴۰ ب.ظ

  10. چقدر عالی اجرا میگنه استاد ایرج بیت دوم را در گوشه خسروشیرین

    Comment by مهدی — آبان ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۳:۴۳ ب.ظ

  11. ای وای ک وقتی خوندمش از دنیا جدا شدم . بار چندمه دارم از روش میخونم . ممنون

    Comment by jorda — دی ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۲ ب.ظ

  12. به نظرمن در بیت مانده به آخر لطف نمودی در برابر که به تدبیر تو قرار گرفته و زیباتر است،یعنی شاعر تدبیر ساقی را لطف حساب می کند و پر بودن قدحش را که این نیز دوباره به برطرف کردن پریشانی خمار برمیگردد دعا میکند.

    Comment by علی — بهمن ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۳:۰۸ ب.ظ

  13. روز هجران و شبِ فُرقتِ یار آخر شد
    زدم این فال و گذشت اختر و کار آخِر شد
    ازحال وهوای غزل چنین بنظر می رسد دولتِ مستبّد، بیدادگروسختگیری، روزگار رابه کام همگان تلخ کرده بوده که حافظ ازبه پایان رسیدن این دوره اینچنین اظهارشادمانی وشکرگزاری کرده است. گرچه حافظ اسمی ازپادشاه ودولت جدید ذکرنکرده است لیکن باتوجّه به نوع کلام واحساسات وعواطفِ شاعر،احتمالاً شاه ابواسحاق که یکی ازدوستان صمیمیِ حافظ بشمارمی رود برمسندحکومت تکیه زده وموجب خرسندی وشادی وی شده است.
    فُرقت: دوری
    فال: طالع ، پیش بینی کردن
    اختر: ستاره ی اقبال.درقدیم حوادث واتّفاقات را تاثیر گرفته ازسَعد ونَحس(بد یُمنی وخوش یُمنی ) ستارگان می دانستندوبراین عقیده بودند که هرکسی یک ستاره ی اقبال دارد. حال حافظ دراینجافالی زده که نتیجه ی آن فال این بوده که ستاره ی اقبال بیدادگران درحال عبور وگذشتن است پس دوره ی حاکمیّت آنها به اتمام رسیده است.
    آخِرشد: به پایان رسید
    معنی بیت: روزفراق وشب دوری ازیار(احتمالاً شاه ابواسحاق) به پایان رسید. فالی زده ام که مبارک است وبراساس آن اطمینان دارم که آن ستاره ی نحس (حکومت ستمگر قبلی) به خاموشی گرائیده وکارش تمام شده است.
    حافظ شبِ هجران شد بوی خوش وصل آمد
    شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
    آن همه ناز و تنّعُم که خزان می‌فرمود
    عاقبت در قدم باد بهار آخِر شد
    تنّعُم : فخرفروشی به برخورداری ازنعمت فراوان
    “خزان” کنایه ازدولت بیدادگرقبلی و”بهار” دولت جدید است.
    معنی بیت: آن دولت خودکامه(خزان) که آن همه نازواِفاده می فروخت وگمان می کردهرگز زوالی پیدا نخواهد کرد دیدیم که درپیش پای بادبهار(دولت جدید) تاب مقاومت نیاورد وچگونه به پایان رسید.
    شُکرایزدکه زتاراج خزان رخنه نیافت
    بوستان سمن وسرو وگل وشمشادت
    شُکر ایزد که به اقبال ِکُله گوشه ی گل
    نخوت بادِ دی و شوکتِ خار آخر شد
    اقبال: به میمنتِ بخت گل
    کُله گوشه : گوشه ی کلاه که کنایه از برگهای گل است، تاج گل
    نخوت: کِبروخودپسندی
    باد دی: بادخزان
    شوکت: فرّوشکوه
    “خار” کنایه ازدولتیست که سرنگون شده است
    معنی بیت: خدای راسپاس که به میمنت بخت گل وشکوهِ تاج گل(دولت جدید) خودخواهی های بادخزان وشوکت پوشالیِ خار(دولت قبلی)فرو ریخت وبه پایان خط رسید.
    حباب راچوفتدبادِنخوت اندرسر
    کلاه داریش اندرسرشراب رود
    صبحِ امیّد که بُد مُعتکف پرده ی غیب
    گو برون آی که کار شب تار آخر شد
    صبح امید: امیدواری به صبحی تشبیه شده است.
    مُعتکف: درگوشه ای ساکن ماندن،مقیم شدن
    معنی بیت: امید که همچون صبحی ازشدّتِ ظلمت ازنظرها پنهان شده بود وطلوع نمی کرد اینک بگوبرآی وطلوع کن که ظلمت ازبین رفته وشب به پایان رسید.
    آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل
    همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد
    معنی بیت : آن پریشان خاطری های شب های درازهجران وغم واندوهِ فراق یار(شیخ ابواسحاق) همه وهمه به یُمن حضور او ودرسایه ی جلوه های گیسوان اوبه پایان آمدند ومحوشدند.
    ظِلّ ممدود خم زلف توام برسرباد
    کاندراین سایه قراردل شیداباشد
    باورم نیست ز بدعهدی ایّام هنوز
    قصّه ی غصّه که در دولت یار آخر شد
    معنی بیت: روزگارآنچنان پیمان شکن وتلخ ودردآوربود که هنوز باورنمی کنم دوران عوض شده وبروفق مُراد می چرخد وداستان اندوهبار گذشته باروی کارآمدن دولت یار به پایان رسیده است.
    چون نیست نقش دوران درهیچ حال ثابت
    حافظ مکن شکایت تامِی خوریم حالی
    ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد
    که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
    تدبیر: چاره اندیشی
    تشویش: نگرانی وبیقراری
    معنی بیت: ای ساقی لطف وعنایت کردی ودراین دوران جدید به داد عاشقان رسیدی وباچاره اندیشی(دادن شراب گوارا) کسالت وبیقراری راازجان ودل ما زدودی، الهی که جام تو همیشه پُرمِی بادا.
    در شمار اَر چه نیاورد کسی حافظ را
    شُکرکان مِحنتِ بی‌حدّ و شمار آخر شد
    معنی بیت: اگرچه دردوران گذشته ،کسی به حافظ اهمیّتی نداد وحافظ راازهمه جاطرد وازهمه چیزتحریم کرده بودند امّا خدای راسپاس که آن همه اندوه بی حدوغم بی شمار سپری شدند ورنج مابه پایان رسید.
    سپهردورخوش اکنون کندکه ماه رسید
    جهان بکام دل اکنون شود که شاه رسید

    Comment by رضا ساقی — خرداد ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۷:۱۳ ب.ظ

  14. شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

    در سال ۷۲۴ هجری پس از آنکه شیخ ابواسحاق به حکمت اصفهان رسید با تمهیداتی بر شیراز دست یافت و در سال ۷۴۳ بر شیراز مسلط شد و روزی که به کازرون رفته بود یاغی باستی برادرش مسعود شاه را کشت و با بازگشت شاه به شیراز قاتل متواری و شاه ابوسحاق رسماً به سلطنت رسید و سکه به نام خود کرد. حافظ این غزل را در سال ۷۴۴ هجری در حالی که ۲۶ ساله بوده ، سروده است.

    شاعر مطلع این غزل را با خوشحالی فراوان از اینکه روزهای سخت جنگ و گریز ابواسحاق به پایان رسیده و بر امیر پیر حسین و ملک اشرف چوپانی مسلط و شیراز به تصرف خود در آورده و قاتل برادر را فراری داده شروع و در بیت دوم ، در لباس طنز از یاغی باستی قاتل برادر شاه ابواسحاق که به طور موقت و در غیاب شاه مدت کوتاهی بر امور دست اندازی کرده بود یاد او را به باد خزان و شاه ابو اسحاق را به فصل بهار تشبیه می کند.

    شاعر در بیت سوم از نخوت باد دی و شوکت خار نام می برد که مقصود همان یاغی باستی است که پسر امیر چوپان بود و به دستور شیخ حسن بزرگ با امیر مسعود برادر شاه ابواسحاق به شیراز آمدند و او در اثر حسادت امیر مسعود را کشت و مدعی شاه ابواسحاق بود . توضیحاً شاعر از آن جهت برای خار، صفت شوک می آورد که در لسان عربی کلمه شوک به معنای خار است و کلمه شوکت جناسی وهم وزنی برای نخوت می باشد و گرنه خار راشوکتی نبوده و نیست . شاعربا کمال امیدواری به آینده ، در بیت چهارم می گوید صبح امید که مدتها در پشت پرده سیاهی شبهای نومیدی مقیم بوده از این به بعد طلوع می کند و کار شب سیاه را می سازد و همه پریشانی رو به سامان می نهد حافظ چنان از پیروزی ابواسحاق خوشحال و سر مست است که می گوید هنوزم باورم نمی شود که چنین اتفاقی رخ داد و قصه غصه به پایان رسیده است . نکته یی در مقطع کلام به چشم می خورد این است که حافظ می فرماید: در این مبارزه یی که به پیروزی می انجامد هر چند کسی از زحمات حافظ قدر دانی نکرد اما از اینکه آن ایام محنت و بدبختی پشت سر نهاده شد من شکر خد ارا به جا می آورم . این گونه اشارات دلیل بر این است که حافظ در امور مبارزات سیاسی شاه ابو اسحاق بعدها در زمان شاه شجاع کارگزاری مدبر و یاری موافق بوده و بر ما معلوم نیست که چه سمتی در ادراه حکومتی را به عهده داشته است.

    Comment by یغما — تیر ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۱:۴۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره