1. دیریست که دلدار پیامی نفرستاد!

    پاسخ: در نسخهٔ قزوینی در متن «دیر است» آورده و در حاشیه گفته: چنین است در خ، ق و ل. در غالب نسخ: دیریست.
    مطابق این نسخه تغییری داده نشد.

    Comment by Anonymous — دی ۲۲, ۱۳۸۸ @ ۶:۴۶ ب.ظ

  2. دیر است که دلدار پیامى نفرستاد
    ننوشت کلامى و سلامى نفرستاد
    دیر: لفظ مشترک است مابین دیر زمان و خیلى وقت
    که : حرف بیانى
    نفرستاد:فعل نفى ماضى

    Comment by مجیدباهر — فروردین ۱۵, ۱۳۹۰ @ ۶:۴۸ ق.ظ

  3. جالبه

    Comment by من — فروردین ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۸:۲۴ ب.ظ

  4. اه

    Comment by من — فروردین ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۸:۲۶ ب.ظ

  5. واخواست نباشد یعنی بازجویی در کار نیست ،

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۲:۲۹ ق.ظ

  6. عرض سلام
    بنده تصور می کنم وزن این شعرِ خواجه ( مستعفلُ مستعفلُ مستعفلُ فع لن ) هستش.

    Comment by میم.ت — اسفند ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۵۷ ق.ظ

  7. با درودها بشما گرامیان
    بنظرم بهتره که « و از آن » در ابتدای مصرع دوم بیت چهارم رو « وز آن » بنویسیم

    Comment by سعید — خرداد ۲, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۳ ب.ظ

  8. در بیت اخر :
    حافظ به ادب باش ….
    حافظ اشاره به اوصاف جلالی می کند که هم خدا واجد ان است هم مخلوق خدا .
    زلف و رخ هم کنایه از جلال و جمال است . زلف چون حجاب جلوی رخ را میگیرد ولی گاهی کنار میرود و رخ نمایان می شود و مراد عرفا از زلف لحظات هجران و سرگردانی در عالم مظاهر و کثرت ها به دلیل جلال و مراد از رخ لحظات وصال و دیدن روی بی نقاب او بی واسطه است .
    در این بیت هم حافظ اشاره به جلال او می کند :
    یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
    پادشاهی کامران بود از گدایان عار داشت

    Comment by روفیا — بهمن ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۳۴ ب.ظ

  9. فالی جهت این غزل:

    ای صاحب فال،گویاشمادرانتظارعنایتی از
    جانب معشوق هستیدکه شامل حالتان ،،،،،،،
    شود،آرزوی شمابرآورده می شودواین ،،،،،،،،
    انتظارکه درآن بسرمی بریدبسیارشیرین،،،،،
    است،چه بسیارندافرادی که به این حالت،،،
    انتظارنرسیده اند،پس صبروآرامش رااز،،،
    دست ندهید.

    Comment by کمال — تیر ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۵۴ ب.ظ

  10. بلابلابل

    Comment by بلا — آبان ۴, ۱۳۹۴ @ ۳:۳۲ ب.ظ

  11. از جمله کرامات “عارفانی” چون حافظ این بوده که هرگاه شاه آن‌‌ها را دیر به دیر دعوت میکرده یا از آنها خبری نمیگرفته به شاه نامه‌ها مینوشتند و غزل‌ها می‌گفتند و شکایت‌ها میکردند که چرا ما را فراموش کردی. اصولا این کار از فرط استغنا و بی‌نیازی و والا مقامی این عارفان بوده! - قابل توجه آنها که حافظ را عارف می‌خوانند

    Comment by فرهاد — اردیبهشت ۷, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۰۸ ق.ظ

  12. با سلام
    در نسخه ای که بنده دارم و به اهتمام سید ابوالقاسم انجوی شیرازی فراهم شده است بیت اول با «دیریست» آغاز شده، در مصرع دوم بیت چهارم « ز آن طره چون سلسله دامی نفرستاد» آمده است.
    با تشکر
    ف. خان احمدی

    Comment by خان احمدی — مرداد ۳, ۱۳۹۵ @ ۴:۳۷ ب.ظ

  13. درستش هر چی باشه ولی
    ننوشت “کلامی و سلامی” نفرستاد
    و
    پیکی ندوانید و “پیامی” نفرستاد
    و
    “دیری” است
    قشنگ تره :)

    Comment by میثم — آذر ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۵ ب.ظ

  14. سلام. در پاسخ به دوستی که پرسیدن وزن شعر مستفعل مستفعل مستفعل فع‌لن است، عرض می‌کنم که با اینکه از نظر موسیقایی درست می‌فرمایید، از نظر رعایت موازینی که در دانش عروض وجود داره، این شعر از زیرمجموعه‌های بحر هزج است و وزن آن مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن است.

    Comment by حمیدفر — مهر ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۴:۱۴ ب.ظ

  15. دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
    ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
    دربعضی نسخه ها “دیریست” ثبت شده که خوش آهنگ تراست. شاید درآن دوران دیراست معمول بوده، شاید خطایی ازجانب نسخه نویسان رخ داده باشد گرچه درمعنا تفاوتی ایجاد نمی شود.
    معنی بیت: مدّت طولانی شد که معشوق برای من پیامی نفرستاده است. نه سلامی نه کلامی هیچ پیامی دریافت نکرده ام.
    آن غالیه خط گرسوی ما نامه نوشتی
    گردون وَرقِ هستیِ ما درننوشتی
    صد نامه فرستادم وآن شاه سواران
    پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد
    منظوراز”شاه سواران” همان شاه شجاعِ خوش سیمای سروقامت است که دل حافظ عاشق پیشه راباخودبُرده ومدّت طولانیست که هیچ پیامی وکلامی به عاشق خویش نفرستاده است. شاه سواران به معنی شهسوار، سوارکار بی‌مانند، کنایه از لقب شاه‌شجاع (ابوالفوارس) که توسط مادرش به او داده شده و به این کنیه مشهور خاص و عام بود.
    معنی بیت: بااینکه صدنامه برای شاه شجاع فرستادم دریغ وافسوس که ازاوهیچ خبری بدستم نرسیده نه پیکی ازسوی او آمده ونه سلامی آورده است.
    کوپیک صبح تاگِله های شبِ فراق
    باآن خجسته طالع فرخنده پی کنم
    سوی منِ وحشی صفتِ عقل رَمیده
    آهوروشی کبک خرامی نفرستاد
    وحشی صفت: مردم گُریز، عاشقی که به تنهایی پناه می برد وازخَلق می گریزد.
    عقل رمیده: عقل ازدست داده، مجنون
    آهو روش وکبک خرام: کنایه ازپیک ونامه رسان است. آهو روش به سبب تندروبودن وچون کبک خرامیدن به سبب حامل پیام معشوق بودن راه رفتنش با ناز واِفاده هست.
    معنی بیت: شاه شجاع ازروی لطف وعنایت به جانبِ من ِ مجنون، قاصدِ تیز رو وخوش خرامی نفرستاد تامایه ی آرامش وآسایش روحی من باشد. منی که ازمردم، وحشی صفت گُریخته وبه تنهایی پناه بُرده ام.
    گناه چشم سیاهِ توبود وگردن دلخواه
    که من چوآهوی وحشی زآدمی ببُریدم
    دانست که خواهد شدنم مرغ دل ازدست
    وز آن خطِ چون سلسله دامی نفرستاد
    مرغ دل ازدست شدن: بیقرارشدن، هوایی شدن
    خط چون سلسله: اشاره به نامه هست. دست خطی، دست نوشته ای که عاشق بی قرارراآرامترمی کند وعاشق رابه مانند بند و زنجیرنگاه می دارد تا بیشتربی تابی نکند. دام معشوق برای عاشق زجرآورنیست برعکس دامهای دیگر، قراربخش دل بی قرارمی گردد.
    معنی بیت: شاه شجاع می دانست که درفراق ِ او من چقدر بی تاب وبی قرار خواهم شد ومرغ دل ازدست خواهم داد با اینحال ازآن دست خط نازنین خویش برای من نوشته ای نفرستاد تا بی تابی مرا فرونشاند ومن ِ وحشی صفت را به بند ودام کشد وآرام سازد. نامهربان اینکار رانکرد ومرا دربیقراری خویش رهانمود.
    شدم زدست توشیدای کوه ودشت هنوز
    نمی کنی زترحّم نطاق سلسله سُست
    فریاد که آن ساقی شکّرلب سرمست
    دانست که مَخمورم و جامی نفرستاد
    شکّرلب: نوشین لب، ضمن آنکه شاه شجاع شاعربوده معنای شیرین گفتارنیزدارد.
    سرمست: سرخوش، مغرور، مست و مغرور.
    مَخمور: خماری وبیقرار بودن.
    معنی بیت: ای داد ازاین درد که آن ساقیِ مست ومغرور ِ نوشین لبِ خوش گفتار وشاعر، خوب می دانست که چقدر خمار وبیقرار لب های شکر ریز ونوشین اَش هستم ولی بی اعتنایی کرد وجامی(شعری ،غزلی، پیامی) نفرستاد تا آرامم کند.
    چه عذربختِ خودگویم که آن عیّارشهرآشوب
    به تلخی کُشت حافظ را وشکّردردهان دارد
    چندان که زدم لافِ کرامات ومقامات
    هیچ اَم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
    کرامات: کارهای عجیب و خارق عادت که از بعضی مردمان بزرگ گاه گاه صدور یابد.
    مقامات: . کسانی که دارای مشاغل بالای دولتی هستند.
    عنوان عمومی کتاب‌هایی شامل حکایات، کارهای سترگ و ستوده
    معنی بیت: آن همه لاف وگزافی که ازخود وکارهای خارق عادت برای آن معشوق تعریف کرده بودم تامورد توجّه اوقرارگیرم دردا که هیچ تاثیری نداشت وتغییری درنظر اوایجاد نکرد! آن نامهربان بی اعتنا ، برای من جایگاهی درخور وشایسته در نظر نگرفت.
    درمقاماتِ طریقت هرکجا کردیم سِیر
    عافیت رابانظربازی فراق افتاده بود
    حافظ به ادب باش که واخواست نباشد
    گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد
    واخواست: بازخواست، مواخذه،اعتراض
    معنی بیت: ای حافظ هنگامی که باپادشاه یا ازپادشاه سخن می گویی سعی کن سخنانت ازروی ادب واحترام باشد! اگرشاه پیامی برای غلام وخدمتکارش خویش نفرستاد غلام حق اعتراض ومواخذه ندارد.
    حافظا علم وادب وَرز که درمجلس شاه
    هرکه را نیست ادب لایق صحبت نبُوَد.

    Comment by رضا — فروردین ۲, ۱۳۹۷ @ ۱:۴۵ ق.ظ

  16. دوست عزیزی که فرمودید وزن این شعر مستعفلُ مستعفلُ مستعفلُ… است ؛ همچین وزن اصلا در شعر فارسی نداریم؛ شاید منظور شما این وزن بوده: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن

    Comment by r — خرداد ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۴:۵۷ ب.ظ

  17. آقا من یه شعر بگم؟

    Comment by محمد منصوری — آبان ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱:۵۱ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره