1. دون و دان به معنی پایین است به عربی از این ریشه به فارسی چیزی نیافتم اما به لری دومن یعنی پایین به شوشتری و دزفولی هم همین گونه است . دنی به عربی به معنی نزدیک بیا هم هست

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۵۰ ق.ظ

  2. مشکل اینجاست که به انگلیسی هم پایین down می شود یعنی باید یک لغت فارسی هم باشد که ما نمی دانیم

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۲:۱۸ ق.ظ

  3. دون در این بیت به معنی پست است وفرومایه چون در تعریف مردمان به کار رفته است

    Comment by غزل — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۷:۱۶ ب.ظ

  4. غزل جان می دانم اما عربی زبان سامی است و لغتی با معنی و اوایش مشابه با انگلیسی دارد که وامگرفته نیست و میدانیم انگلیسی زبان هندی اروپایی است منظورم این بوده دان و دون یعنی پایین و پست و به انگلیسی هم down همین معنی را میدهد معمولا در چنین شرایطی یک کلمه فارسی پیدا می شود که پیوند میان دو زبان می شود اما این بار نیافتم

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۱۰ ب.ظ

  5. برای نمونه بیشتر خود کلمه پست فارسی با کلمه base (بیس) همریشه است و سپست که به معنی چرک است با sepsis همریشه است

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۱۳ ب.ظ

  6. چیزی که می نویسی نیک بسگال که پس از تو بر خواهند خواند و گر غامی وامی و هامی به نگر کندایان و مزدایان امدی ترا بر بد نرسد وگر سخن نیک نتوانی شنودن اینجا چه می کنی؟

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۵ ب.ظ

  7. غزل مجله خانواده سبز هم هست اگه خو استی بخر بخون

    Comment by سارا اصف — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۵۲ ب.ظ

  8. در پاسخ استاد امین کیخا باید عرض کنم در گویش بختیاری از واژه ی دون (به کسر واو و دال ) به معنای پایین استفاده میشود و بسیار هم کاربرد دارد.

    Comment by پیمان کیانی — تیر ۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۵۷ ب.ظ

  9. اما در مورد واژه ی دومن که در بالا اشاره شده باید عرض کنم که این همان دامن است والبته در گویش بختیاری به همان شکل رایج آن استعمال میشود.

    Comment by پیمان کیانی — تیر ۷, ۱۳۹۴ @ ۳:۵۲ ب.ظ

  10. در اشعار معاصر و در همین وزن من شعری به زیبایی این شعر سایه:
    “ای عشق همه بهانه از تست …” ندیده‌ام. چنین نمی‌پندارید؟

    Comment by حسین — خرداد ۳۱, ۱۳۹۵ @ ۷:۴۲ ب.ظ

  11. امین کیخای گرامی واژه‌ی “دان” نیز به معنای کم ارزش و جزئی بسیار به کار رفته.

    Comment by حسین — خرداد ۳۱, ۱۳۹۵ @ ۷:۴۸ ب.ظ

  12. ببخشید. فراموش کردم. واژه‌ی دان در عربی هم هست. اما به معنایی کاملاً متفاوت. پس دان در فارسی نباید از عربی آمده باشد.

    Comment by حسین — خرداد ۳۱, ۱۳۹۵ @ ۷:۵۱ ب.ظ

  13. حالا چرا مثل نون باشه و مثلا مثل ت نیاشه؟

    Comment by بهنام — مرداد ۱, ۱۳۹۶ @ ۶:۴۴ ب.ظ

  14. حُسن تو همیشه در فزون باد
    رویت همه ساله لاله گون باد
    دراین غزل زیبا وعاشقانه نیزهیچ اسمی ازمخاطب برده نشده است بهتراست به جای کاوش دراینکه مخاطب غزل چه کسیست ازحس وحال عاشقانگی غزل حظ ببریم وخاطرمان را بامضامین عاشقانه طراوتی دیگربخشیم.
    حُسن:جاذبه، خوبی و زیبایی جمال
    فزون باد: در حال بیشتر شدن هست.
    معنی بیت: زیبائی ها وجاذبه های جمال توفزاینده هست لحظه ای متوقّف نمی شود وهمیشه درحال فزونیست. هرگلی فصلی دارد امّا گل رُخسارتو درتمام فصول باطراوت وشکوفاست. رنگ رخسارتو همچون تنور سرخ لاله، فروزنده وزیباست.
    زخاکِ پای توداد آب ِروی لاله وگل
    چوکِلکِ صُنع قلم زد به آبی وخاکی
    اندر سر ما خیال عشقت
    هرروز که باد درفزون باد
    معنی بیت: ای معشوق لاله رُخ، مهرومحبّت واشتیاق تو دردل وجان ما ریشه کرده وهرروز وهردَم شوق دیدن روی ماه تودرحال فزونیست.الهی که هرروز وهرساعت فزاینده ترباد.
    بیان ِشوق چه حاجت که سوز ِآتش دل توان شناخت زسوزی که درسخن باشد.
    هر سرو که در چمن برآید
    در خدمت قامتت نگون باد
    برآید: بروید وسر ازخاک بیرون آرد. نگون: خمیده، سربه زیر
    معنی بیت: توباآن قدوبالای دلکشی که داری همه راشیفته وشیدای خودکرده ای، هرسروی که درهردشت ودَمنی می روید به احترام قامت والای تو وبه منظورعرض ارادت وخدمت،کمرخَم کرده وتوراتعظیم می کند.
    غلام نرگسِ ِجمّاش آن سَهی سروم
    که ازشراب غرورش به کس نگاهی نیست.
    چشمی که نه فتنه ی تو باشد
    چون گوهراشک غرق خون باد
    چشمی که نه فتنه ی توباشد: چشمی که درمعرض فتنه گر ی چشمان توقرارنگرفته وشیداومفتون تونشده باشد.
    معنی بیت: فتنه ی چشمان تو جهانی رابرهم می زند. اگرهرچشمی که جاذبه وگیرایی ِچشمان تورادرک نکرده وشیفته وشیدانشده باشد،همانندِ قطره ی اشکی که به خون می آلاید خونین بادا.
    آن چشم به واسطه ی اینکه ازنعمتی عظیم محروم مانده ازاین غم وازاین حسرت، ایمن نخواهدبود وآرامش نخواهدداشت. چنین چشم بی ذوقی مستحق آن است که همچون گوهراشکی که به خون آلوده است غرق درخونِ دل باشد.
    ازآن زمان که فتنه ی چشمت به من رسید
    ایمن زفتنه ی آخرزمان شدم.
    چشم تو ز بهر دلربایی
    در کردن سِحر ذوفنون باد
    ذوفنون: فوق متخصص،دارای فنون ومهارت فوق العاده،صاحب هنرهای زیاد
    معنی بیت: چشمان تو درجلوه گری ودلسِتانیدن،صاحب چندین مهارت وهنراست هیچکس نمی تواند ازفریب وفتنه ی چشمان توبگریزد.
    به یک کِرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
    فریبِ چشم توصدفتنه درجهان انداخت
    هر جا که دلیست در غم تو
    بی صبروقرارو بی سکون باد
    معنی بیت: عاشقانت درهرجاکه هستند لبریزازشوق روی تو ،بیتاب ازغم دوریِ تو، ناشکیبا و بی قرارند.
    قراروخواب زحافظ طمع مدارای دوست
    قرارچیست ؟صبوری کدام؟ خواب کجا؟
    قَدّ ِ همه دلبران عالم
    پیش الفِ قَدَت چو نون باد
    دربیت پیشین دیدیم هرسروی که درچمن قد می کشید درخدمتگزاری به محبوب دل حافظ به تعظیم وکُرنش،کمرخَم می کرد. حال دراین بیت:
    قد وقامت همه ی دلبران ودلستانان جهان درقیاس باقدوبالای دلکش تو، بسان شکل ظاهری نون ِ خمیده با الفِ راست قامت است. آنهانیزبسان سروها درخدمتِ دلبرحافظ سرتعظیم فرودآورده اند.
    طوبا زقامتِ تونیارد که دَم زند
    زین قصّه بگذرم که سخن می شود بلند
    هر دل که زعشق توست خالی
    از حلقه ی وصل تو برون باد
    معنی بیت: هرآن دلی که قابلیّتِ فهم حُسن تورانداشته وعاشق تونشده باشد ازنعمت گوارای وصالِ تو محروم هست.
    دلی که عشق ومحبّت تورادرک نکرده باشد بی تردید ازلذّت ِ وصال نیزباز خواهدماند. اودلمُرده ای بیش نیست وجسد متحرکی درمیان زندگان است.
    هرآنکسی که دراین حلقه نیست زنده به عشق
    براو نمُرده به فتوای من نماز کنید
    لعل توکه هست جان حافظ
    دورازلب مردمان دون باد
    لَعل:کنایه ازلب سرخ رنگ
    دون: پست وپائین، فرومایه دراینجا به معنی نالایق ها وافرادپست وپلید
    لب های سرخ وآبدار توکه حافظ ازآنها شراب زندگانی می نوشد وجانش بسته به آنها ست، الهی که ازدسترس مردمان نالایق دورتر ودورتر باد.
    باده ی لعل لبش کزلب من دور مباد
    راح روح ِ که وپیمان ده پیمانه ی کیست؟

    Comment by رضا — اسفند ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۲۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره