1. نشیم هم همان نشیمن است

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۲ @ ۱:۱۳ ق.ظ

  2. منظور از “دم “در مصرع اول بیت اول دهان است، لکن” دم” در مصرع دوم دم است.
    ژنگ : ارژنگ کتاب مانی نقاش

    Comment by رضا — فروردین ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۴ ق.ظ

  3. رودکی بزرگ، در این شعر به مانند شاعران نوپرداز روزگار ما فضا سازی کرده است،زوال و بی رمقی صحن چمن را ناشی از نفس زمستانی ماه دی به رنگ دم گرگ و پلنگ تشبیه کرده است،در بیت دوم دیگر با ر با آمدن بهار صحن چمن را از وجود رنگهای الوان بهار به رنگ های ارژنگ کتاب مانی نقاش تشبیه کرده است.

    Comment by رضا — فروردین ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۴ ب.ظ

  4. اگر بپذریم که شعر ظرفی است که چند حوزه مهم را در آمیخته است و لایه ی موسیقی بخش هنری آن اسکلتی است که نماهایی از تصاویر، مفاهیم و صنایع ادبی را بر پایه ای بنا کرده که ویژگی و جایگاش با توجه به چشم انداز مفاهیمی که شاعر آنرا می خواسته به دید خواننده بکشاند، تعیین می شود، در این مورد باید گفت این شعر دارای ریتم شوخ و شنگ و وزنی ساده است و دوری اش از پیچیدگی های ریتمی به اندازه ای است که این اسکلت را مناسب رک بودن گویش و ارایه اندرزی آشکار از یکطرف و در طرف دیگر جلوگیری از تاثیر و درگیری ژرف روان خواننده نسبت به مفاهیم ژرفتر و عبرت آموزی می کند.
    جدای از اینکه انتخاب این وزن کاستی شمرده شود یا از شناخت و زیرکی شاعر نسبت به ظرفیت موسیقی بر آمده باشد، دو پرسش دارم:
    منظور از «دم گرگ» و «دم پلنگ» و مناسبتش با « صحن چمن» چیست؟
    و همینطور منظور از بیت آخر؟
    نمیدانم تا چه اندازه تفسیرم از بین آخر درست باشد: دارد از واننهادن نیک روزی بر دوش زمان می گوید و با یاری گرفتن از تشبیه و استعاره ی زیبا، اهمیت دم غنیمت شماری را در بهره وری از خوشی گوشزد می کند؛ رود نیل یکی از بزرگترین و شناخته شده ترین رودهایی است که در ادبیات ما بارها از آن یاد شده است گر چه این رود نهنگی ندارد! اما د راینجا تمساحش همسنگ مفهوم غافلگیری سرنوشت و نا پایدار بودن خوشی است و اینکه که چرا نمی شود روی فرصت عمر آسیب پذیر سرمایه گذاری کرد. زیرا در این نیل زیبا وجهان ساری و جاری اتفاقی نا گهان با گزندش به کشتی غفلت زده، عمر را دچار آرواره های پر توان خود می کند.
    زیبایی دیگر شعردربیت دوم استعاره گرفتن از مانویانی است که هنرشان ریشه های آیینی دارد، بنابر این به بهاری اشاره می کند که جلوه های زیبایی اش جدای از ویژگی های تکوینی زایش نیست. به قول پابلو نرودا: اگر تمام گلها را هم بچینند، هرگز نمی توانند جلوی آمدن بهار را بگیرند. ( نقل به مضمون)
    و از طرفی با این همانی تلویحی زیبایی طبیعت و زیبایی آثار هنری دستساز بشر، به یکی بودن خواستگاه این دو زیبایی اشاره دارد.

    Comment by محمد — اسفند ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۵۱ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره