1. چه خاطره هایی برام زنده شد… دانشجوبودم که این شعر رابه طورکامل حفظ کردم تا استاد ادبیاتم خانم احمدی را خوشحال کنم. چقدر شور داشتم وچقدر زود عشق به من اثر میکرد این ترکیب بند از شعرهای موردعلاقه من است وگهگاه ازابیاتش برای بیان احساسم استفاده میکنم مثلا سوم دبیرستان معلم زبان خیلی سختگیربود روی تخته براش نوشتم:گر ز آزردن من هست غرض مردن من مردم آزارمکش از پی آزردن من!!!

    Comment by فهیمه شهباز — اسفند ۱۲, ۱۳۸۶ @ ۲:۳۱ ب.ظ

  2. این شعر رو سالهاست که مرور کردم
    فکر کنم حرف دل خیلی ها باشه به هر حال تو این زمانه بیوفایی رونق زیادی داره

    Comment by عرفان — فروردین ۵, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۳۲ ق.ظ

  3. بیت اول این شعر من را یاد داریوش خواننده مینداره . ولی در اصل این شعر رو یکی از دوستان موزیسینم برام فرستاد در زمانی که حال بدی داشتم و از عشقی که برام خیلی مقدس بود شکست خورده بودم . ولی بعد از خوندنش پیش خودم گفتم پس ببین این وحشی بافقی چه کشیده که این شعر رو گفته
    امیدوارم همه عاشقان به معشوقشون برسن

    Comment by مهرداد — فروردین ۲۳, ۱۳۸۷ @ ۳:۱۲ ق.ظ

  4. من این شعر را خیلی وقت پیشا از حفظ بودم اما نمی دوستم که از وحشی

    Comment by غلامرضا — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۷ @ ۸:۳۳ ب.ظ

  5. ضمن بهبود چینش ابیات، در مصرع اول بیت آخر «سهیل» با «سهل» جایگزین شد.

    Comment by حمیدرضا — خرداد ۳, ۱۳۸۷ @ ۸:۵۶ ق.ظ

  6. این شعر رو از سالهای قبل دوست داشتم وهمیشه دکلمه اون توسط داریوش رو گوش میکنم قسمتی از این شعر جذاب آهنگ وبلاگم هست که ساعتها اون رو گوش میکنم برام یادآور خاطرات زیادی هست
    http://www.sahel-t.blogfa.com

    Comment by ستاره — مرداد ۷, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۳۳ ق.ظ

  7. سالهاپیش زمانی که سال چهارم بودم سر کلاس ادبیات (خدایش بیامرزد استادمان منوچهر قدسی) من به دلیلی یک بیت از این شعر را خواندم واو پرسید شعر را میدانی ُ؟گفتم بیشترش را گفت بخوان ودر چهار یا پنج مورد که گیر کردم باگفتن یکی دو کلمه اول یادم میامد و ادامه میدادم و بدین سان کل ترکیب بند را از بر خواندم از همه خواست تشویقم کنند هیچ کس نمی داند چقدر احساس غرور کردم استاد پرسید میدانی شعر از کیست ؟ گفتم نه پرسید چطور واز کچا شعررا گیر آوردی ؟گفتم توسط کسی چند بیت آن برایم نوشته شده بود وچون خوشم آمده بود همه آن راازاو طلب کردم. برایم یک نمره بیست گذاشت اما من به جای شادی بسیار ناراحت بودم اگر میخواهید بدانید چرا بقیه ماجرا را بخوانید. آن کس پس از اصرار همه شعر را به من دادو گفت برو بگیر و خوب بخوان ودر آن تعمق کن احساس کردم منظوری دارد پرسیدم چرا؟می دانید چه جوابی
    داد؟(گفت افسوس که این شعر شرح حال ماو احساس تو نسبت به من است و الان نقطه پایان !)ودیگر هیچوقت با من روبرو ویا حرف نزدو برای همیشه رفت ومن متاسفانه دیر زمان فهمیدم که اوچه گفته بود. این شعر و این ماجرا اولین و تلخ ترین احساس و خاطره از دوران نو جوانیم است که امشب ودر این سایت پس از بیش از بیست سال دوباره برایم تازه شد از انسان ادیب و بزگوار و وطن دوستی که بانی این سایت زیبااست بسیار سپاسگزارم و از امشب که او را یافتم تقریبا هر شب میهمان و خدمتگذار او خواهم بود
    رضا ارژندی ۳۱ اردیبهشت ۸۸

    Comment by رضاارژندی — اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۸ @ ۹:۵۰ ب.ظ

  8. هنوز هم خواندن این شعر اشک را در چشمانم جاری میکند . چه شور و حالی داشته وحشی بافقی که اینهمه احساس رو در این ابیات جا داده

    Comment by شهرام — آبان ۱۷, ۱۳۸۸ @ ۹:۰۶ ب.ظ

  9. بادرودوسپاس فراوان
    لطفا”در مصراع اول بیت اول ازبند چهارم کلمه ی آزار تصحیح شود

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by نگین شکروی — آبان ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۵:۴۰ ب.ظ

  10. با تشکر از سایت بسیار خوب شما
    شعر را بعد از سالها خاطره افروزی و جان سوزی خواندم و دوباره یاد ۱۵ سال قبل وقتی برای اولین بار این شعر را در دیوان وحشی بافقی خواندم ، برد
    دقیق یادم هست ماه رمضان بود سال سوم دبیرستان و عشق پاک دوران نوجوانی برای همیشه مرا تنها گذاشت و من ماندم و حسرت جدایی.
    نکته دیگر تقاضایی داشتم از شما مدیریت محترم سایت و آن اینکه دو شاعر گرامی و گرانقدر ایران ” میرزاده عشقی ” و ” ایرج میرزا” را فراموش کرده اید.
    میرزاده عشقی شعری دارند با عنوان ” سه تابلو مریم ” که از شما خواهش می کنم یادی از او نمائید.
    دوستدار شما علی سعیدی

    Comment by علی سعیدی — دی ۱۲, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۳۷ ق.ظ

  11. در سال ۱۳۶۴ کسی این شعر را برایم خواند که حالا می فهمم واقعاً دوستم داشت. الان بعد از ۲۴ سال دوری با دیدن این شعر به دوران نوجوانی برگشتم. افسوس و صد افسوس که آدمی نمی تواند به موقع تصمیم درست بگیرد…

    Comment by معصومه — بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۳:۰۸ ب.ظ

  12. با کمال تشکر
    (هیچ چیز زیباتر از عشق نیست )

    معنی عشق را باید از پروانه آموخت ، زیرا دسترسی به معشوق خود را محال می یابد ، و آنقدر در مقابل شمع طواف میکند و بالهای لطیف خود را به آتش میکشد تا در مقابل معبد عشق قربانی گردد تا صد چندان بر جلال و ابهت معشوق خود بیفزاید .
    این است معنی عشق ورزیدن .
    * میترا کاش فقط یک بار تورا میدیدم ، دوستدار تو هادی .

    Comment by هادی — خرداد ۱۲, ۱۳۸۹ @ ۹:۳۷ ق.ظ

  13. یکی از زیباترین ترکیباتیست که در مجموعه اشعار ما به یادگار مونده…
    مدت طولانیست که روزانه از بازدیدکندگان این جایگاه هستم
    بسیار ممنونم از جمع آوری دقیق و زیبای اشعارتون و همچنین طبقه بندی بسیار مناسب

    Comment by رویا — خرداد ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۴۷ ق.ظ

  14. سلام
    درود بر تمام کسانی که به شعر پارسی احترام میگذارند
    فقط همینو میتونم بگم که با این اشعار بزرگ شدم

    Comment by حامد — مرداد ۷, ۱۳۸۹ @ ۸:۴۹ ق.ظ

  15. سلام
    زیباست
    با هر زبانی از معشوقش طلب نیاز کرده
    خواهش،تهدید،کنایه،گلایه….
    در بیت (صد دعا گویم…)به نظر میرسد کلمه صد با سین تایپ شده است
    دوران دبیرستان نصفی از این شعر را توی دفتر انشایم نوشته بودم
    جای تقدیر و تشکر است که شما عزیز با اینهمه زحمت این مجموعه را یکجا گردآوری کرده اید
    ازتون ممنونم

    پاسخ: با تشکر، «سد» با «صد» جایگزین شد.

    Comment by حسین فرج منیر — شهریور ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۹:۴۳ ب.ظ

  16. من این شعر زیبا رو زمان خدمت سربازی سال۷۵ حفظ کردم وانقدر این شعر رو دوست داشتم که تونستم اونو تو یه شب تقریبا”بطور کامل حفظ کنم واقعا”ممنونم

    Comment by سعید مرادی — مهر ۶, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۱۰ ق.ظ

  17. سلام
    یادش به خیر.شیرازسرباز بودم.روزعید بعد از سال تحویل رفتم شاهچراغ و از کتابخانه اونجا بعد از زیارت یک دیوان کامل وحشی بافقی خریدم.شبها توی خوابگاه سر این شعر که کی بخونه دعوا بود.باهاش روزگاری و گذروندیم.الان حدوداپانزده سال از اون موقع میگذره.کی باورش میشه و واقعا که نمیدونستم جان شیرین به تمنای تودادن غلط است.
    اگه اهل حافظ هستید این شعر روبخونید :
    زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
    پیراهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

    Comment by حامد — مهر ۸, ۱۳۸۹ @ ۱:۵۳ ق.ظ

  18. از سازنده این سایت متشکرم
    واقعاَلذت بردم من داستان زندگی وحشی بافقی را خوانده ام به دوستان توصیه میکنم این حکاین زیبا را مطالعه کنند . باز هم ممنون

    Comment by حسن — مهر ۱۰, ۱۳۸۹ @ ۱:۱۸ ق.ظ

  19. شعر بسیار زیباییست.
    این شعر به وسیله داریوش اقبالی قبل از انقلاب به زیبایی دکلمه شده است.
    من رو برد به دفعه اولی که این دکلمه رو روی نوار کاست قدیمی در سن کودکیم پپدا کردم

    Comment by AfshinDariushi — مهر ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۲۴ ق.ظ

  20. خیلی قشنگه دوست دارم یک باره دیگه داریوش عزیزمون این شعر بخونه

    Comment by mohammadreza — مهر ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۱۶ ق.ظ

  21. واقعا از بانیان این سایت نهایت تشکر را دارم و هر شب به این سایت سر میزنم و برای کل روز بعد شارژ میشوم / لطفا همه عاشقی را از وحشی یاد بگیرند

    Comment by نازبانو.ب — آبان ۱۷, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۳۱ ب.ظ

  22. خدایش بیامرزدسال۸۳خورشیدی دوستی به نام کیوان آذرپیکان در زندان شهرستان مسجدسلیمان این شعر را از بر بود ومن را به یادگیری تشویق میکرد خاطرات زیادی از این شعر دارم.
    به یاد زندانیان در بند که نقل و نبات محفلشان زنجیر دست وپایشان است

    Comment by کاوه.ل — اسفند ۵, ۱۳۸۹ @ ۲:۵۱ ق.ظ

  23. اشک واحساس کلماتی است که با بازخوانی این ترکیب بند وحشی درمخیله ام جاریست ………
    گر زآزردن من هست غرض مردن من
    مردم آزارمکش ازپی آزردن من

    Comment by سیدعلی-م/بجنورد — اسفند ۲۲, ۱۳۸۹ @ ۸:۱۲ ب.ظ

  24. نمیدانم شاید من خیلی دل نازکم محال است ترکیب بندهای وحشی را بخوانم واشک درچشمانم حلقه نزند

    پدر عشف بسوزد که سوزاند پدرم را

    Comment by محمد — فروردین ۱۸, ۱۳۹۰ @ ۱:۰۴ ب.ظ

  25. شعر هاى وحشى رو خیلى دوست دارم مخصوصًا شعر شرح پریشان

    Comment by محمد — آذر ۲۲, ۱۳۹۰ @ ۲:۱۳ ب.ظ

  26. ممنونم از این همه ذوق . خاطره هائی برام زنده شد از شب و روزائی که دیگه برنمیگردن . از کسانی که دیگه دیدنشون مثل قدیما لطف نداره و نمیشه مثل اون روزا لمسشون کرد . خیلی ممنونم از گرد آورنده نشون میده هنوزم هستند کسائی که ذوقی براشون مونده بازم ممنونم .

    Comment by کاوه الوندی — اردیبهشت ۵, ۱۳۹۱ @ ۳:۱۷ ب.ظ

  27. این شعر منو به زمونی میبره که تو خودش داره زمونی که بچه بودم مادرم شبا برا لالایی که خوابم ببره دکلمه کاملش رو با صدای جاودانه داریوش برام میزاشت تا خوابم ببره یادمه شبایی که برق میرفت مادرم برام میخوندهنوزم با اینکه بیست سال میگذره شبا تا اینو گوش ندم خوابم نمیبره

    Comment by کاوه — اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۱ @ ۷:۵۰ ب.ظ

  28. دلبری داشتم مصداق واقعی این شعر خیلی ظلم در حقم کرد بشیمان شد اما دیر به قول شهریار نوشدارو بعد از مرک سهراب ولی هیج وقت دلم نیامد این شعر را براش بخونم .رفت و من۳ ماهه که تنهام .الهی اونایی که عشقشون باکه به هم برسن.۲/۴/۹۱

    Comment by ی — تیر ۲, ۱۳۹۱ @ ۵:۰۱ ب.ظ

  29. درود به روان پاک وحشی بافقی با این شعر زیبا. و تشکر از داریوش عزیز خواننده بزرگ کشورمون که با دکلمه این شعر زیبا واقعا زیباییشو بیشتر کرد.
    یاد اون شبهایی که چندین بار این شعرو با دکلمه داریوش گوش میکردم.

    Comment by حسین زارع — مرداد ۵, ۱۳۹۱ @ ۹:۰۵ ق.ظ

  30. زیبا بود…به گریه میندازه ادمو…یادس افتادم…عشق قدیمی …حیف وصد حیف

    Comment by سجاد صرغامی — مرداد ۱۶, ۱۳۹۱ @ ۶:۲۲ ب.ظ

  31. اگه دقت کرده باشین معشوق این سعر هم مذکره.

    Comment by علی — آذر ۸, ۱۳۹۱ @ ۴:۳۴ ب.ظ

  32. این شعر عاشقانه ترین و زیباترین و خاطره بر انگیزترین شعر دوران زندگی منه/ انقدر با این شعر با کسایی که دوستشون داشتم حرف زدم/ همین چند روز پیشم وقتی بعد از ۱ مدت طولانی عشقم را دیدم واسش خوندم/ دو روز بعد از تولدش باز بر گشت به زندگیم/ ۱۳/۹ تولدش بود و ۱۵/۹ برگشت / مگه آدم بدون عشق میتونه زندگی کنه؟ زیباترین اتفاق زندگی آدم عشقه……….

    Comment by امیر حسین — آذر ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۷:۵۶ ب.ظ

  33. شعر زیبایی است
    ناز عاشق برای معشوق شنیدن دارد
    تهدید او واقعی نیست بلکه او را به زبانی دیگر منت می کشد و می خواهد بازار خود و آتش او را تیز کند و این است که به اطناب می گراید تا شاید عنایت معشوق را به خود جلب کند

    Comment by سیدعلی کرامتی مقدم — آذر ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۹:۳۲ ب.ظ

  34. این شعر را به طور کامل داریوش اقبالی دکلمه کرده ولی دکلمش خیلی بی کیفیته. برید تو گوگل سرچ کنید دانلود کنید و حالشو ببرید

    Comment by افشین — اسفند ۱۴, ۱۳۹۱ @ ۱:۱۴ ب.ظ

  35. همیشه در خلوتم این شعر رو زمزمه می‌کنم…..
    تک تک ابیاتش دیوانه ام می‌کنه…
    دوستان گرامی، اگر کسی لینک ی ااز دکلمه این شعر با صدای داریوش عزیز را دارد، لطفا اعلام کند. ممنونم.

    Comment by الهه — اردیبهشت ۴, ۱۳۹۲ @ ۳:۲۹ ب.ظ

  36. واقعا تو عاشقی وحشیی بود
    البته با تمدن هااا!

    Comment by امیرصالح — خرداد ۱, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۸ ق.ظ

  37. فوق العاده کلمه خیلی خیلی ساده ای هست برای این شاهکار.
    من تا بحال عشقی رو تجربه نکردم و فکر میکردم آدم بی تفاوتی ام ولی این ابیات اشکم رو سرازیر کرد.
    تاسف میخورم که اینقدر دیر به این اشعار رسیدم، حقیقتا ۱۰ سال عمرا بر فنا رفت.
    هزاران درود بر وحشی بافقی، صدها درود بر آقای خاص و مسئولین این سایت.

    Comment by فریبرز — خرداد ۱۷, ۱۳۹۲ @ ۳:۳۷ ب.ظ

  38. سلام و خسته نباشید
    تمام دوستان در وصف شعر نوشتند اما نه شما گرداننده محترم سایت و نه آنها هیچکدام اشاره ای به معشوق در این شعر نکردند که به تصریح بسیاری از بزرگان و مصداقی از خود شعر ، پسر می باشد نه دختر
    ای پسر چند به کام دگرانت بینم
    سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم
    مایه عیش مدام دگرانت بینم
    ساقی مجلس عام دگرانت بینم
    تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند
    چه هوسها که ندارند هوسناکی چند
    جالب اینجاست که در جای دیگری در همین سایت شما این شعر را به نام شرح پریشانی آورده اید و مصرع فوق الذکر را در آن آورده اید ولی در این یکی خیر … الله و اعلم که چرا…
    نمی دانم منتشر می کنید یا نه ؟

    Comment by تندیس — آبان ۱, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۳۰ ق.ظ

  39. دوست عزیز جناب تندیس
    پاسخ شما بقدری ساده است که حقیر خود از گفتن آن خنده ام میگیرد . کاملاً روشن است که حضرتعالی هیچیک از دو قطعه شعر را نخوانده اید . معلومست که مخاطب یا معشوق در این شعر پسر است زیرا که از زبان یک زن گفته شده و همه کس این را میداند که آن شعر شرح پریشانی من که همه در دبستان با آن آشنا شدیم از زبان زلیخا که حالا دیگر بعد از آن ماجرا ها که بر او رفته پیر و رسوا شده وزیبایی اش را از دست داده ، خطاب به معشوق زیبا رویش یوسف کنعانی که حالا دیگر عزیز مصراست گفته شده :
    یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
    این همه مشتری وگرمی بازار نداشت
    اول آن کس که خریدار شدش من بودم
    باعث گرمی بازار شدش من بودم
    مگر آنکه جنابعالی بفرمایید از قصۀ یوسف وزلیخا که قران به آن لقب احسن القصص داده هم خبر ندارید . این یکی هم که قطعه شعر دیگریست که به آن ترکیب میگویند چنین است دوست محترم وحضرتعالی کافی بود نگاهی به فهرست ترکیبات وحشی بافقی می افکندید و درآخر هم اینکه کشف این نکتۀ مهم که معشوق ومخاطب این دو قطعه شعر بسیار مشهور وحشی پسر است نیازی به تصریح بزرگان ندارد دوست من و هر طفل دبستانی هم آنرا میداند .
    ارادتمند شما

    Comment by شمس الحق — آبان ۱, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۳۹ ق.ظ

  40. با سپاس از آورنده این شعر زیبا.چند سال است که این شعر را از حفظ دارم و برایم یادآور خاطرات تلخ و شیرینیست. ناخودآگاه زمزمه اش میکنم.کاش قدر و قیمت دلی که اسیر محبت میشود را میدانستیم تا دیگر نه دلی بشکند و نه عمر و احساسی هدر رود.زخم عشق و محبت به سادگی التیام نمی یابد

    Comment by مرضیه — آبان ۸, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۳۰ ق.ظ

  41. درود بر مرضیه ما که ترکیبات بلند و دلاویز وحشی از بر میکند . ازبر کردن اشعار دلفریب و نغز بزرگان شعر پارسی کاریست بس نیکو و از این رهگذر با دخترم مرضیه همسازم و احساس نزدیکی و خویشی میکنم .

    Comment by شمس الحق — آبان ۸, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۵۷ ق.ظ

  42. بعد از شکست عشقی که حوردم با خواندن این شعر روزی رو که برا موندنش التماس میکردم یادم امد.
    چه روز خوبی بود بعدش ماشین زد بهش مرد.

    Comment by محسن — آبان ۲۲, ۱۳۹۲ @ ۱:۲۶ ب.ظ

  43. انکس که مرا ازنظر انداخته این است
    این است که پامال غمم ساخته این است
    شوخی که برون امده شب ،مست وسرانداز
    تیغم زده و کشته و نشناخته این است
    ا.
    ا.
    وحشی که به شطرنج غم و نرد محبت
    یکباره متاع دل و دین باخته این است

    به نظرم اصلا دل نداره کسی اشعار وحشی بافقی رو بخونه و تحت تاثیر قرار نگیره واقعا دوس دارم بدونم چه افکاری داشته که به این روانی و سادگی حرف دل همه رو تو شعراش زده

    Comment by حمید رضا شفق — آذر ۴, ۱۳۹۲ @ ۹:۴۴ ب.ظ

  44. باسلام من با شنیدن این شعر به شعر ایرانی علاقه مند شدم وتا قبل ازاین شعرهای زیادی بلد نبودم وهم اکنون حدود ۲۰۰۰بیت شعر حفظ هستم

    Comment by رضا — آذر ۶, ۱۳۹۲ @ ۹:۰۵ ق.ظ

  45. هزاران درود بر شاعر گرامی و سوخته عشق جناب وحشی بافقی .
    خدایش بیامرزد.
    بی شک بهترین شاعر کلاسیک وحشی بافقی ست .
    حدودا چهار سال پیش این شعر بسیار بسیار زیبا رو با صدای داریوش گوش دادم و مجذوبش شدم
    خیلی دنبال گشتم تا تونستم توی این سایت مفید و خدمتگذار پیداش کنم.
    و لازم به ذکر است عرض کنم با شنیدن این شعر استعداد سرودن را در خودم یافتم که تا کنون اشعار بسیاری پس از شنیدنش.
    سری بعد که اومدم حتما با اشعارم خواهم اومد.

    Comment by حمید هاشمی — آذر ۲۲, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۵۰ ب.ظ

  46. دنیای این روزای خیلیامون…
    کس چرا اینهمه سنگین دل و بدخو باشد
    جان من این روشی نیست که نیکو باشد

    وقتی که درگیر یه عشقی واژه ها بدجور جیگر آدمو میسزونن

    خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی سهل است
    از تو یک گوشه ی چشمی ز تو گاهی سهل است

    Comment by وحید م — دی ۲, ۱۳۹۲ @ ۳:۳۳ ق.ظ

  47. خدا رو شکر تا حالا گیر هیچ سنگدلی نیفتادم ولی خداییش خیلی حال میده یکی انقدر آدمو التماس کنه
    کاش من معشوقه وحشی بافقی بودم…

    Comment by محمد آریا مهر — دی ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۸:۴۲ ب.ظ

  48. از شوخی که بگذریم واقعا شعر تاثیر گذاریه
    کاش از این دسته شاعرها هنوز وجود داشت تا ترانه های خواننده هامون انقدر به بی راهه نمی رفت
    ممنون از سایت زیباتون

    Comment by محمد آریا مهر — دی ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۸:۴۵ ب.ظ

  49. سلام به تمام عاشق های حقیقی شعری بود دور از دسترس این دنیا،این نظام هستی و…نمیدونم این شعرو چه جوری توصیف کنم.نمیدونم این حقیقت و سنگینی و صداقت این شعر و این جهان چه جوری داره تحمل میکنه،من دقیقا تو حالت این شعر افسردگی شدیدی گرفتم .شعر خوبیه شعر واقعا عالیه ولی باید بدونیم ما توی این دنیا داریم زندگی میکنیم و باید خودمونو باهاش وفق بدیم به نظر بنده ی حقیر از برادرا خواهران عزیزم میخواهم این جور شعر ها و آهنگ های داریوشو طبق گفته ی خودش گوش ندید تا به روز من نیوفتید و حرف آخر خوش به حال عاشق ها نه معشوقه….

    Comment by ابوالفضل — بهمن ۳, ۱۳۹۲ @ ۹:۰۸ ب.ظ

  50. با سلامی لبریز از مهر خدمت “شمس الحق بزرگوارم” عظمت اشعار فارسی را تنها با احساس میتوان فهمید. آنجنان بر اوج جای گرفته اند که در تصور نمیگنجد.اگر غیر از این بود محققان غربی برای بالا بردن سطح کاری خود اشعار زیبای فردوسی و دیگر شاعرانمان را مورد تحقیق و تفحص قرار نمیدادند همچون کارهای دیگر….به ملیت و سرزمین مقدسمان باید بسی بالید….

    Comment by مرضیه — بهمن ۵, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۵۸ ب.ظ

  51. سال ۶۹تنها توی ۲روز این شعر رو حفظ کردم تصور این که شاعر در چه حالی این شعر رو سروده برام جالب بود عاشقانه میخوندمش .بسیار زیباست.

    Comment by Anonymous — اسفند ۲۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۲۸ ب.ظ

  52. من این شعر و خیلی دوست دارم همیشه هم میخونمش حفظم ازبس میخونم این شعرو من با صدای داریوش اقبالی شناختم واقعا شعری کم عیبه

    Comment by احسان — فروردین ۴, ۱۳۹۳ @ ۲:۵۴ ق.ظ

  53. گر ز آزردن من هست غرض مردن من
    مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

    هر کسی یه زمانی این روزا رو با تمام وجود حس کرده

    مرسی خیلی زیبا بود

    Comment by **هستی** — فروردین ۹, ۱۳۹۳ @ ۶:۳۸ ب.ظ

  54. درد عاشقی وقتی با بی وفائی معشوق عجین شود کشنده است عاشق جهان را بی وفا میبیند چون برای عاشق جهانی جز معشوق وجود ندارد گرچه به قول شهید مطهری عاشق عشقند تا عاشق معشوق انان وصال را نمیطلبند چون میدانند وصال مسلخ عشق است
    عشق عاشقان پاینده باد

    Comment by فریبا احمدی — فروردین ۳۱, ۱۳۹۳ @ ۴:۴۱ ب.ظ

  55. دست شما درد نکنه - خیلی خوشحال شدم که سایت رو پیدا کردم تشکر فراوان

    Comment by عباس — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۸:۱۱ ق.ظ

  56. مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت

    Comment by عباس — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۸:۱۲ ق.ظ

  57. وحشی نه که همشهری منه اینقد باحاله قربون فارسی و فارسی زبونها برم که از زبان فارسی شیرین تر نیست

    Comment by حامد — خرداد ۷, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۳۶ ق.ظ

  58. دلم از یاد تو افتاد و شکست……….

    Comment by بابک — تیر ۲, ۱۳۹۳ @ ۲:۳۰ ب.ظ

  59. واقعا یادش بخیر، من با این شعر خاطره ها دارم، بادکلمه داریوش، اون زمان که هنوز سی دی و غیره نبود، یه کاست داشتم که این شعر رو ضبط کرده بودم، یادش بخیر.

    Comment by فرزاد — تیر ۷, ۱۳۹۳ @ ۵:۰۴ ب.ظ

  60. یادش به خیر چه زود گذشت حفظ دو گلایه وحشی بر میگرده به دوران خدمتم که اوج احساس و عاشقی بود، حالا که بعد از این همه سال که گذشته هنوز هم این شعر و کاملا از ابتدا تا انتها بدون هیچ ایرادی دبرای همسرم گهگداری دکلمه می کنم. الان میفهمم که شعرمو برای اهلش میخونم لذت بخشه برام واقعا شعرهای وحشی پر از روح و احساس و لطیف و دلنشینه هرچند به عشق دوران جونیم نرسیدم ولی در کنار همسرم بسیار خوشحالم. بدرود

    Comment by امین — شهریور ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۱۵ ب.ظ

  61. دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد
    جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد
    آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
    هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
    این ستمها دگری با من بیمار نکرد
    هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد
    به یاد نامزدم که یه ساله منو عقد کرده و الان میگه نمیخوام و هیچ دلیلی ندارم
    کاش یه روز بفهمه که با زندگیو آبرو و آیندم چیکار کرده

    Comment by مریم — شهریور ۱۱, ۱۳۹۳ @ ۱:۰۶ ب.ظ

  62. سلام
    اول اینکه یک خسته نباشید گرم و صمیمانه خدمت شما دوست عزیز که زحمت گردآوری چنین سایتی را قبول کردین واقعا خیلی خوشحال و شاد شدم که این سایت را پیدا کردم
    دوم اینکه امیدوارم هیچ کسی انچنان که وحشی دچار بی مهری معشوق گشت نشود و به عشق و معشوق برسد.
    سوم اینکه من هم چون سایر دوستان خاطراتی به یاد ماندنی از عشق دوران جوانیم زنده شد برایم
    ساعتها گریستم و از بی مهری یار که بعدا خود نیز گرفتار بی مهری دیگری شد از جفای چرخ فلک حیران گشتم
    امید کامیابی همه

    Comment by داود — مهر ۱۴, ۱۳۹۳ @ ۵:۱۵ ب.ظ

  63. مریم خانم امیدتونو از دست ندید به خدا توکل کنید

    Comment by معصوم — مهر ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۱۷ ب.ظ

  64. چقدر قشنگ گفته :
    خرده بر حرف درشت من آزرده مگیر
    حرف آزرده درشتانه بود ، خرده مگیر

    Comment by نوشا — مهر ۱۹, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  65. از زیاده گویی و پرحرفی پرهیز میکنم
    فقط میگویم فوق العاده بود تمام خاطرات بیست سال قبل برایم زنده شد خداوند توفیقتان را روزافزون کند ممنون از سایت زیباتون فقط ی انتقاد کاش میشد مطالب رو به اشتراک گذاشت چون واقعا ارزشش رو داره افسوس که هنگام کپی مطالب رو برعکس به اشتراک میزاره اینجوری همه میتونستن با ذکر منبع از این سایت استفاده و دیدن کنن
    ممنون و خداقوت

    Comment by مهدی — آذر ۳۰, ۱۳۹۳ @ ۹:۰۷ ق.ظ

  66. سلام دوستان. هیچ دقت کردید بسیاری از دوستانی که برای این شعر حاشیه نوشته اند حول و حوش چهل سال یا مثل من بیشتر دارند؟! این نشون میده که علیرغم نامهربانی های روزگار هنوز دلامون زنده است. خدارا شکر. اما فکر کنم در مصرع “بشنو پند و مکن قصد دل‌آزردهٔ خویش” بعد از بشنو باید کلمه “این” اضافه بشه تا وزن شعر درست بشه یعنی بشه “بشنو این پند و مکن قصد دل آزرده خویش”

    ممنونم.

    Comment by مصطفی — بهمن ۴, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۲ ق.ظ

  67. حقیر همان کم سواد شرح پریشانی هستم.
    خدمت مصطفی گرانقدر عرض کنم که کلمه (بشنو را ب شنو بخوانید وزن درست است نیازی به کلمه این ندارد.
    شعر به انسان صفای دل می دهد نخصوص اگر اشعار نغز فارسی باشد درود خدا بر وحشی

    Comment by رحیم — اسفند ۳, ۱۳۹۳ @ ۹:۰۶ ب.ظ

  68. صد ها درود به روح مقدس و عشق آلود وحشی بافقی.
    یاد دارم در سال ۷۵ این شعر را از بر کردم. هنوز هم که هنوز است یادآوری این شعر اشک در چشمانم حلقه میزند. ای کاش عشق دوران نوجوانی ام در برم بود. هر وقت بازگردد دیر نیست. حتی ۱ ثانیه قبل از وفاتم. درود بر همه ی عاشقان و آنان که دلشان در گرو دیگریست.
    Moltafet.email@yahoo.com

    Comment by JÂBЭЯ — اسفند ۲۵, ۱۳۹۳ @ ۲:۴۲ ق.ظ

  69. طرز محجوبی و آیین ترا بنده شوم .محجوبی درسته لطفا اصلاح شود

    Comment by مهدی — اردیبهشت ۲, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ

  70. این هم شعر با صدای داریوش فقط این بیت رو داریوش نخونده

    از جفای تو من زار چو رفتم ، رفتم
    لطف کن لطف که این بار چو رفتم ، رفتم

    http://s6.picofile.com/file/8184240692/%D8%AF%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87_%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%DB%8C_%DA%AF%D9%84_%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87.mp3.html

    Comment by مهدی — اردیبهشت ۳, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۰۳ ق.ظ

  71. من این شعرو وقتى کلاس دوم راهنمایی بودم میخوندم چقدر بچه بودام
    ولى این زیبا ترین شعر دنیاست من این شعرو روزها خوندم واشک ریختم به خاطریک دوست داشتن دوران بچه گى ولى العانم میخونم اشکام میاد نمیدونم چرا شاید به خاطر اون عشقه

    Comment by محدثه — اردیبهشت ۹, ۱۳۹۴ @ ۴:۰۴ ب.ظ

  72. از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت

    چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت

    تا نظر می‌کنی از پیش نظر خواهم رفت

    گر نرفتم ز درت شام ، سحر خواهم رفت

    نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت

    نیست بازآمدنم باز اگر خواهم رفت
    من اینو خیلی دوست دارم اما معنی این مصرع رو نمیفهمم. کسی میتونه اینو معنی کنه؟
    تا نظر می‌کنی از پیش نظر خواهم رفت؟؟

    Comment by کنجکاو — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۵۱ ق.ظ

  73. خیلی خاطره دارم با این شعر

    Comment by جواد — خرداد ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۱:۲۹ ق.ظ

  74. سلام، ضمن تشکر از سایت خوبتون،نمیدونم احساسمو نسبت به این شعر چطور بیان کنم،فکر کنم این شعر هر کسی رو یاد معشوقش میندازه که بهش نرسیده و چه حس عجیبی داره وقتی میبینی همه حرفات و احساساتت نسبت به اون تو غالب این شعر بیان شده،چه احساس ناب وقشنگی داشته وحشی موقع سرودن این شعر، روحش شاد.در وصف حال خودم همین بس که الان که ساعت سه شبه بعد از خوندن دوباره این شعر کلی خاطرات برام زنده شد طوری که دیگه خواب از سرم پریده.

    Comment by رحیم — تیر ۳, ۱۳۹۴ @ ۲:۵۳ ق.ظ

  75. واقعا اشعاراین شاعر کویرنشین اگرنگویم سرآمد اشعارشعراست کمتراز سعدی وحافظ وفردوسی وشهریار هم نمیباشد این شاعر بزرگ دروصف عشق وعاشقی ید طولائی دارد وآنچنان اشعارش داغ وجان سوزاست که این حقیر هفتاد ساله را به وجد میآورد وهم اشکم را جاری میسازد خداوند به این شار کویرنشین بهشت بدهد ان شاالله
    امظاء پیر معلم یزدی باسابقه ۴۶ سال تدریس ازابتدائی تادانشگاه

    Comment by احمد نیکوکاران — مرداد ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۵:۳۶ ق.ظ

  76. سلام مجتبی هستم ۳۶ ساله
    من هروقت که این شعر را می خونم اشک در چشمام جاری می شه به یاد بی وفایی روزگار می افتم که همش نامردیه هر کسی به فکر اینه که طرف مقابلش را به زمین بزنه …
    خوب دیگه دنیا همینه نمیشه اطمینان کرد حتی به عزیز ترینت…
    نمیشه دلبست حتی به عزیز ترینت…

    Comment by مجتبی — شهریور ۸, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۱۳ ب.ظ

  77. خیلی قشنگ من ک خوشم اومدمرسی ولی ازایناگذشته همه این روزادلشکسته هستن

    Comment by الیا — مهر ۴, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۷ ب.ظ

  78. اصلاح:

    بشنو پند و مکن قصد دل‌آزردهٔ خویش

    بشنو «این» پند و مکن قصد دل‌آزردهٔ خویش

    عروضش اشکال داره

    Comment by هادی — مهر ۲۲, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۳ ب.ظ

  79. چرا بعضیا نمیخوان قبول کنن ک این ترکیب بند و شرح پریشانی رو وحشی در وصف ی پسر گفته.بعضیا میگن از زبان زلیخا خطاب ب یوسف گفته شده اما وحشی این ادعا رو با بیت های زیر رد میکنه و عینا میگه از خاطر وحشی رفت نه از خاطر زلیخا یا کس دیگه
    ﮔﺮﭼﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮ ﻭﺣﺸﯽ ﻫﻮﺱ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺭﻓﺖ
    ﻭﺯ ﺩﻟﺶ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻗﺎﻣﺖ ﺩﻟﺠﻮﯼ ﺗﻮ ﺭﻓﺖ
    ﺷﺪ ﺩﻝ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻭ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻮﯼ ﺗﻮ ﺭﻓﺖ
    ﺑﺎ ﺩﻝ ﭘﺮ ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﻧﺎﺧﻮﺷﯽ ﺧﻮﯼ ﺗﻮ ﺭﻓﺖ
    ﺣﺎﺵ ﻟﻠﻪ ﮐﻪ ﻭﻓﺎﯼ ﺗﻮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﺪ
    ﺳﺨﻦ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺁﻣﯿﺰ ﮐﺴﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﺪ
    ****در جای دیگم ک بقول دوستمون ک بالا گفتن عینن پسرو خطاب قرار میده:
    ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﺩﮔﺮﺍﻧﺖ ﺑﯿﻨﻢ
    ﺳﺮﺧﻮﺵ ﻭ ﻣﺴﺖ ﺯ ﺟﺎﻡ ﺩﮔﺮﺍﻧﺖ ﺑﯿﻨﻢ
    ﻣﺎﯾﻪ ﻋﯿﺶ ﻣﺪﺍﻡ ﺩﮔﺮﺍﻧﺖ ﺑﯿﻨﻢ
    ﺳﺎﻗﯽ ﻣﺠﻠﺲ ﻋﺎﻡ ﺩﮔﺮﺍﻧﺖ ﺑﯿﻨﻢ

    Comment by بی غم — آبان ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۴:۴۶ ب.ظ

  80. کاش یه روزی معشوقم زهرا بیاد اینجا و نظر منم بخونه…این شعر بسیار زیباست..زهرا من تو رو هنوز دوست دارم مثله همیشه..نفرین به من که هیچ وقت نتونستم برای تو قدم پیش بذارم ..نفرین زندگی من ..نفرین به بی پولی وفقر

    Comment by ناصر — آذر ۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۸ ب.ظ

  81. با دیدن وخواندن این شعر یاد عشق از بین رفته ام شقایق میفتم خیلى زیباست

    Comment by فرشاد سماىًى — آذر ۲۴, ۱۳۹۴ @ ۳:۳۲ ق.ظ

  82. یکی از بهترین اشعاری که تا بحال بیش از هزار بار مرور کردم وسالهاست که حفظم .به جرات از اشعاری هست که برای جوانان عاشق پیشه تازگی دارد .روحت شاد وحشی بافقی

    Comment by علیرضا — دی ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۷:۳۳ ب.ظ

  83. وقتی تنها ۷ سالم بود عاشق شدم،عاشق دختری به نام گلی، و الان که ۳۹ ساله م است هیچ گاه، هیچ گاه او را فراموش نکرده و نمیکنم،یادم هست کتاب وحشی بافقی را او در تاریخ ( ۱۳۷۰/۶/۳۱) به من هدیه داد که این شعر زیبا را برآیم با دست خط خودش روی صفحه اول کتاب نوشته بود و الان که ۲۴ سال از آن زمان میگذرد، همچنان این کتاب، با ارزشترین دارایی من است و امشب که ساعت ۱:۱۹ بامداد روز شنبه ۱۳۹۴/۱۲/۲۱ است،این شعر زیبا را تقدیم خودش میکنم
    گلی غ، تا زمانی که نفس میکشم در خاطر من هستی، بی وفا

    Comment by صادق — اسفند ۲۲, ۱۳۹۴ @ ۱:۲۲ ق.ظ

  84. ای شعر مراکشته وقتی که باداریوش گوش مینکم دیوونه میشم

    Comment by محمذرضا — فروردین ۷, ۱۳۹۵ @ ۴:۵۸ ب.ظ

  85. پس ازمدت هااومدم و یاد محمدافتادم که اولین بار این شعر رو برام خوند و چقدر دوستش داشت.بی معرفت اگر پیامم رو دیدی بهم پیام بده

    Comment by استادکوچولو — فروردین ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۳۰ ق.ظ

  86. چند در کوی تو با خاک برابر باشم

    چند پا مال جفای تو ستمگر باشم

    چند پیش تو ، به قدر از همه کمتر باشم

    از تو چند ای بت بدکیش مکدر باشم

    می‌روم تا به سجود بت دیگر باشم

    باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم

    Comment by حسن — اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۵:۲۱ ق.ظ

  87. از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت
    چهره آلوده به خوناب جگرخواهم رفت
    تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت
    گر نرفتم ز درت شام، سحر خواهم رفت
    نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت
    نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت . . .
    /A\_#abidgp

    Comment by abidal — خرداد ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۱:۵۹ ب.ظ

  88. احمد اینو برام خوند کسی که باارزش ترینه توی زندگیم. دلم براش تنگ شده دعا کنید حداقل حداقل یه بار ببینمش.
    سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
    چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی…

    Comment by S — خرداد ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۰۹ ق.ظ

  89. درود به همه ی زحمت کشان این سایت
    بیت ۳۹ اونجا که میگه
    دور دور از تو من تیره سر انجام روم/نبود زهره که همراه تو یک گام روم
    واژه ی زهره به معنای سیاره ی زهره یا ناهید نیست به معنی دل و جرات داشتنه گفتم اونایی که نمیدونن بدونن تا شعر براشون دلچسب تر شه با تشکر

    Comment by حصین — خرداد ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۲:۲۰ ق.ظ

  90. یکی از بهترین شعر هایی که تابحال خوندم ، خیلی عالی

    Comment by محمدرضا — تیر ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۲:۵۱ ب.ظ

  91. راستش را بخواهید ابدا تحت تاثیر قرار نگرفتم،
    نمی دانم چه تیپ آدمی ممکن است آزار ببیند و جفا و کم توجهی و تحقیر و سنگدلی،
    همچنان عاشق بماند؟!!!!
    به نظرم یا باید خود کم بین باشد یا خود آزار یا از نظر شخصیتی یک فردindependent مستقل نباشد، که مجبور است با اتکاء به یک شخصیت قوی و آویزان شدن از او بقای خود را تمدید کند!
    اگر هم کسی هیچ کدام از این اختلالات شخصیتی را نداشته باشد و چنین شعری بگوید حتما دارد بازی با الفاظ می کند!
    ما نیامدیم که گدایی محبت کنیم، محبت حقیقی از روی معرفت است و اگر کسی حاضر است شما را بیازارد یا او زیبایی های شما را نشناخته یا شما خودتان به زیبایی خود باور ندارید و یا شاید آنها را به ظهور نرسانده اید؟
    در هر صورت پرونده این عشق بسته است و چیزی به نام عشق در میان نیست،
    یا هیجانات زودگذر است یا نوسانات هورمون ها و دیگر مواد شیمیایی،
    یا عدم احساس امنیت یا…
    هر چه هست عشق نیست،
    به شما اطمینان میدهم.

    Comment by روفیا — تیر ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۸ ب.ظ

  92. سلام بر شما روفیای خردمند که در غیاب یار دیرین فرزانه ام دکتر کیخا ، با مقالات شما دلخوشم . [ و صد البته سایر دوستان فرهیخته ] وحشی بافقی انسان خاصی بوده است ، اگر دیوان او را با مقدمه استاد سعید نفیسی مطالعه کنید خواهید دید که ۲۳ نفر شرح احوال او را نوشته اند که اولین ایشان بترتیب تاریخ امین احمد رازی بوده است که در کتاب هفت اقلیم در سال ۱۰۰۲ یعنی ۱۱ سال پس از مرگ وی اولین شرح را آورده است و آخرین ایشان مولوی محمد مظفر حسین صبا بوده است با کتاب روز روشن که در سال ۱۲۹۶ تحریر شده است . سعید نفیسی هر ۲۳ شرح حال را درج نموده و خود بر اساس آن گفتارها شرحی نوشته است که اطلاعات نسبتاً کاملی از زندگی و آثار وحشی به دست می دهد .

    Comment by شمس الحق — تیر ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۱ ب.ظ

  93. واقعا خیلی عالی بود یاد دوران دانشگاه افتادم من این شعرو تو دفترم نوشته بودم وبیشترش رو حفظ بودم

    Comment by کیان — مرداد ۲, ۱۳۹۵ @ ۴:۰۱ ب.ظ

  94. من امشب بعد پنج سال عاشقی شکستم
    این شعر تنها تسلی منه
    این شعر نیست دنیاییه ک اگه بتونی توش وارد شی و بفمی چی میگه تو دنیای واقعی میتونی موفق باشی…
    خدایا کمکم کن

    Comment by عباس — مرداد ۳, ۱۳۹۵ @ ۲:۱۱ ق.ظ

  95. میگن وحشی بعد این شعر میمیره.
    یه روز این شعر رو به مریمی گفتم که بعد از سالها پاکبازی بهش بجز دروغ و کبر و ریا چیزی نصیبم نشد.
    شاید هیچوقت نفهمه بهش چی گفتم.
    نتیجه سپیدی موهام و حس تنفرم از همه زنها و تغییر دنیام این شعر بود.
    به جایی رسیدم که دیدم خیلی باختم و دل به هر کس دادن غلط است.
    وای نفرین به عشق که یک بیماری اختلال روانیه.
    و عاشق آن به غایت شکست خورده و معشوق آن جلاد

    Comment by شهرام نقوی — مرداد ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۴ ق.ظ

  96. پاکبازم هم کس طور مرا می‌داند

    پاکبازم همه کس طور مرا می‌داند

    Comment by mm — مرداد ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۸ ق.ظ

  97. نمی دانم چه تیپ آدمی ممکن است آزار ببیند و جفا و کم توجهی و تحقیر و سنگدلی،
    همچنان عاشق بماند؟!!!!
    یک عاشق واقعی اینکار را میکند!
    وصال او ز عمر جاودان به
    خداوندا مرا آن ده که آن به
    به شمشیرم زد و با کس نگفتم
    که راز دوست از دشمن نهان به
    کسانی این پرسش را میپرسند در واقع عاشق نیستند و نمیشوند. عشق محبت بدون شرط است مثل عشق خداوند به بندگان: اگر تمام جهان کافر شوند خداوند از جود ازلی خود نمیکاهد.

    Comment by mm — شهریور ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۱ ب.ظ

  98. با عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان
    وحضی بافقی از عارفان بزرگی بودند و این شعر در واقع نوعی نیایش میان بنده و خدایش است
    و در واقع بامعبود خویش سخن ها می کند عاشق
    عاشقی که وهم عشق برش داشته و در اخر متوجه خواهد شد که اوست عاشق و ما معشوق

    Comment by داریوش — شهریور ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۴۵ ب.ظ

  99. بسوزد پدر عاشقی :(

    Comment by آرسیس — مهر ۵, ۱۳۹۵ @ ۵:۵۶ ب.ظ

  100. واقعا شعر بی نظیر و زیباییست
    الان توی این شعر از کدوم بیت مشخص میشه که معشوق پسر هست؟

    Comment by حمید — آذر ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۳ ب.ظ

  101. به راستی که این ابیات مایه ی فخر ادبیات فارسی است و ادبیات فارسی وام دار این شاعر بزرگ است.

    Comment by حسین جععری — آذر ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ

  102. حرف ناگفتن و تمکین تورا بنده شوم…
    میشه معنی این مصرع رو بگید؟؟…یه نفر بهم گفته نمیدونمم منظورش چی بود:)

    Comment by مینا — دی ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۵۴ ب.ظ

  103. سلام
    من هم اولین بار این شعر رو از داریوش اقبالی شنیدم
    یادمه وقتی به دروغ از زبان عشق اول و آخرم بهم جواب رد دادن بالای کوهی تو یک شهر غریب نشستم و این شعر رو از داریوش گوش دادم
    وحشی بافقی قطعا یک عاشق واقعی بوده
    میشه این رو تو شعر هاش احساس کرد
    آهنگ همخواب رقیبانی رو هم که چاووشی خونده از شعر وحشی بافقیه

    Comment by میلاد — بهمن ۸, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۴ ب.ظ

  104. من هم‌ مثل خیلی از دوستان اولین بار این شعر رو با صدای داریوش شنیدم اونموقع نمیدونستم این شاهکار از وحشی بافقیه. احساسی که شاعر لحظه سرودن این اثر داشته رو با تمام وجود حس میکنم دقیقا حال روز الان من رو داشته و با تمام وجود عاشق بوده. انگار که از دل من بر اومده این شعر. یه حس مشترک که آرزو میکنم هیچ دل عاشقی تجربه نکنه این حس رو

    Comment by Mehrshad — بهمن ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۶:۳۶ ق.ظ

  105. این شعر در وصف میرمیران نیست
    در وصف مولاست
    چون وحشی بافقی از سلسله شاه نعمت اللهی ها بوده و از صوفیان بزرگ در آن دوران بوده پس نمیتواند یک همچین شعر زیبایی را در مورده انسانی سروده باشد

    Comment by علی — اسفند ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۸ ق.ظ

  106. سلام به همه ی عزیزان دلم
    دلم با خوندن همیشگی این شعر اتیش میگیره خیلی گریه میکنم واقعا خدا چرا به بعضی افراد دل نرم داده تا بعضی ها خیلی راحت اسیرش کنن خدایا خوشت میاد زجر مارو ببینی چقدر زجر بکشیم نوبت انسانهای وفادارت پس چه موقعی هستش من خیلی عاطفی هستم ولی انقدر محبت کردن و عشق زیادی به طرف مقابل اونو از خود بی خود میکنه فکر میکنه با رها کردن شما جای دیگه عشق بیشتر بدست میاره وفاداری مرده تموم شده ولی ادمهای وفادار همیشه هستن که خدا نشون بده چقدر بی وفایی زیاد شده بخدا قسم از جونمم گذشتم براش ولی منو به ی معتاد فروخت عاشقش بودم مرگبار تا اخر عمرمم عاشقشم بخدا قسم از ماست که بر ماست دلم خون شده خیلی خون شده داغونم این شعر منو نابود میکنه امیدوارم روزی عاشق ها و انسانهای وفادار به حق واقعی خود برسن…..

    Comment by حمید — خرداد ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۰ ق.ظ

  107. آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آید
    وان نه عاشق که ز معشوق به جان می‌آید..

    Comment by نادر.. — خرداد ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۲:۰۶ ب.ظ

  108. سوالی از «نادر..»:
    این بیت که نوشتی ادامه داره یا فقط یه تک بیت هستش؟

    Comment by امپرور — خرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۰ ب.ظ

  109. این شعر فیض کاشانی هم یکم موضوعش ماشبه این ترکیب بند وحشی بافقی هستش:

    گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی

    گفتم ز غم خمیدم گفتا خمیده باشی

    گفتم ز گلستانت گفتا که بوی بردی

    گفتم گلی نچیدم گفتا نچیده باشی

    گفتم ز خود بریدم آن باده تا چشیدم

    گفتا چه زان چشیدی از خود بریده باشی

    گفتم لباس تقوی در عشق خود بریدم

    گفتا به نیک نامی جامه دریده باشی

    گفتم که در فراقت بس خوندل که خوردم

    گفتا که سهل باشد جورم کشیده باشی

    گفتم جفات تا کی گفتا همیشه باشد

    از ما وفا نیاید شاید شنیده باشی

    گفتم شراب لطفت آیا چه طعم دارد

    گفتا گهی ز قهرم شاید مزیده باشی

    گفتم که طعم آن لب گفتا ز حسرت آن

    جان بر لبت چه آید شاید چشیده باشی

    گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی

    گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی

    خود را اگر نه بینی از وصل گل بچینی

    کار تو فیض اینست خود را ندیده باشی

    Comment by امپرور — خرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۳۵ ب.ظ

  110. مطلع غزل استاد سخن است:
    آن نه عشق است که از دل به زبان می آید
    وآن نه عاشق ، که زمعشوق به جان می آید
    گو برو در پس زانوی سلامت بنشین
    آنکه از دست ملامت به فغان می آید
    از دل به زبان و نه دهان!!
    و….
    آ

    Comment by خرم روزگار — خرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۳:۰۹ ب.ظ

  111. غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت
    این شادی کسی که در این دور خرم است..

    Comment by نادر.. — خرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۷ ب.ظ

  112. چه شعری
    چه خاطره هایی که باهاش زنده میشن و روزگار که رفته باز زنده میشه
    چقدر ما دلشکسته داریم…انگار همه زخم خوردن که خودمم یکی از اونام
    منم شاید یه روزی دلم برا معشوقم بگیره ولی نمیدونم ارزشش رو داره یا نه
    کاش ادما رو تا همه ی احساس و عشقت رو به پاش میریختی هار نمیشدن…
    البته میگذره ….

    Comment by حسین — مرداد ۴, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۷ ق.ظ

  113. سلام
    حدود بیست سال پیش قسمتهائی از این شعر را بروی نوار کاست با دکلمه دختری با صدای غمگین بروی آهنگ داریوش شنیدم.یه جائیش میگفت :”ومیستایم قلب سنگی تو را که صادق بود و هرگز نخواست به دروغ با من باشد”.لطفا اگه کسی اون دکلمه با صدای دختر سرخورده را داره برام روی ایمیلم بفرسته سپاسگزارم.shahramgostaresh@gmail.com.

    Comment by شهرام — مهر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۲ ق.ظ

  114. این شعر برای من خیلی خاطره انگیزه ،بعد از عشقی که خودم با دستای خودم باهاش بد کردم برام مرحم شده بود این شعر مخصوصا با دکلمه داریوش که این شعر رو خونده ،خلاصه گذشت و من بعد از چندین سال ک درگیر عشقش شدم ،هنوزم میام این شعر رو میخونم و نفس های عمیقی میکشم….

    Comment by مهرداد طباطبایی — دی ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۵ ق.ظ

  115. همان طور که مهدی هم اشاره داشته است و همچنین با توجه به بیت قبلی ظاهرا «محجوبی» به جای «محبوبی» درست باشد

    Comment by ترانه — بهمن ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۷:۵۳ ب.ظ

  116. “سد” یک واژه فارسى است و دلیلى نیست ک “صد”نوشته شود. سد درستىر است.

    Comment by مازیار — اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۸:۰۰ ب.ظ

  117. تمامی نظرات را که شامل ۱۲۰ متن بود مطالعه کردم و در این میان به یک موضوع جالب برخوردم که نام داریوش بود که بیش از بیست بار تکرار شده بود. اما وقتی که می خواستم نام وی و دکلمه ای که اجرا کرده رو وارد کنم در فهرست انتخابی با نام چند داریوش برخورد کردم که هیچکدام اقبالی نبود

    Comment by Kazemi — خرداد ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۹:۱۰ ب.ظ

  118. این بند از شعر زیبای وحشی بزرگ انگار به دولت سرخوشمونگفته :

    مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

    عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

    از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

    خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

    از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

    چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

    Comment by حمید22 — شهریور ۴, ۱۳۹۷ @ ۵:۰۶ ب.ظ

  119. چه سوز عشقی داشته وحشی بافقی
    چقدر این شعر زیبا و سوزناکه

    Comment by مهرداد — مهر ۲, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۳۵ ق.ظ

  120. داریوش عزیز یک قطعه را به اشتباه دکلمه کرده و گفته:

    تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم!!!

    در حالیکه درست آن همینی ست که در سایت گنجور آمده.
    سپاس

    Comment by سجاد — آبان ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۲:۴۲ ب.ظ

  121. سلام
    این شعر مخاطبش خانم هست نه اقا
    البته شعری که نوشته شده در حاشیه ها که
    ای پسر چند به روی همه خندان باشی
    در شعر دیگه ای هست با عنوان شرح پریشانی که ربطی به این شعر نداره
    تشکر از همه بزرگان ودوستان

    Comment by محمد رضا — آذر ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۲:۳۲ ب.ظ

  122. چه افتاد این سرِ ما را، که خاکِ در نمی‌ارزد؟
    ترکیب‌بند عجیبی‌ست
    وصف حال دل ریش جفادیده‌گانی که از وفاداری برخورداری ندیده‌اند و زبان الکنی دارند..
    خدا کند که روزگار به آسانی نگذرد از نامهربانان..

    شب در بستری سوزن‌آجین از یادها می‌خوابم:’(

    Comment by سماوی — اسفند ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۳:۱۱ ق.ظ

  123. سال ۱۳۶۷ چهارم دبیرستان، استاد ادبیات دکتر ازهر، خواندن و حفظ کردن این ترکیب بند و چند سعر دیگه رو‌به ما توصیه کرد و‌در کنار دروس دبیرستان اونها رو حفظ کردیم، یادگاری ارزشمند از استادی بزرگ‌ منش در خونین ترین دوران جنگ ایران و عراق.

    Comment by محمد رضا فرنیا — خرداد ۳۱, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۰۴ ب.ظ

  124. با سلام.

    یکی از دوستان، به دکلمهٔ اشتباه ِ یکی از ابیات این ترکیب‌بند توسط آقای داریوش اقبالی اشاره فرمودند. باید اضافه کرد که جناب داریوش اقبالی، حداقل دو بیت دیگر از این شعر را کاملاً نادرست و غلط خوانده‌اند.
    یک :
    واژهٔ «زٙهره» به فتح زاء ، که ایشان با خطایی آشکار، به ضمّ ِ زاء اجرا نموده‌اند؛ به طوری که مشخصاً تبدیل به نام دخترانه ٔ «زهره» شده است!

    دو :
    بیت آخر، که ایشان ترکیب «خاطر وحشی» را، «خاطره ، وحشی» ادا کرده‌اند؛ که بالکل نادرست است و مفهوم بیت را تخریب کرده است.

    با سپاس از سایت یگانه و ارزشمند گنجور.

    Comment by ایمان سهیلی — تیر ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۹:۱۹ ق.ظ

  125. Woow
    چه اشکهایی زیر این ترکیب بند ریخته شده
    یک دوستی هم ۷ سالگی عاشق شدند

    Comment by گویان — مهر ۱۹, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۵۰ ب.ظ

  126. ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
    امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم

    دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
    از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم

    رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
    حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم

    جدی نگیر جون من. قربانت!

    Comment by سنا — مهر ۲۰, ۱۳۹۸ @ ۲:۳۲ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره