1. باز آمده ای کو که به ماگوید راز
    هان بر سر این دوراهه از روی نیاز
    چیزی نگذاری که نمی آیی باز

    Comment by قرمز آبی — تیر ۹, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۵۶ ب.ظ

  2. از جمله رفتگان این راه دراز
    کو باز آمده ائی که به ما گووید راز
    هان بر سر این دو راهه از روی نیاز
    چیزی نگذاری که نمی آئی باز
    آنچه شما در سایت نوشتید خیلی متفاوت است. بهتر است که درست ترین وصحیح ترین انتخاب شود. در غیر اینصورت در سایر اشعار نیز دچار اشتباه میشویم

    Comment by راهی — آبان ۲۴, ۱۳۸۹ @ ۷:۴۹ ب.ظ

  3. دوست گرامی چیزی نگذاری که نمی ایی باز درسته

    پاسخ: متن مطابق تصحیح فروغی-غنی است.

    Comment by ساتراپ — آذر ۴, ۱۳۸۹ @ ۷:۱۹ ب.ظ

  4. به نظر من هم نوشته فرمز آبی درست است.

    Comment by فرهاد — آذر ۱۵, ۱۳۸۹ @ ۶:۳۱ ق.ظ

  5. دوستان گرامی لفظ ( چیزی ) فارسی عامیانه امروزی است و خیام در هیچ کدام از اشعار خویش از کلمه چیزی استفاده نکرده
    آخر مصرع دوم نیز راز میباشد استفاده کلمه (باز) در دو بیت شعر در خور شاعر قهاری مانند خیام نیست
    متن درست شعر این است :
    از جمله رفتگان این راه دراز
    باز آمده کیست تا بما گوید راز
    پس بر سر این دوراهه آز و نیاز
    با هیچ نمانی که نمی آیی باز

    Comment by هادی رسولی فر — آبان ۲۹, ۱۳۹۰ @ ۹:۳۸ ب.ظ

  6. حالا چی درسته من که نفهمیدم

    Comment by ناشناس — بهمن ۱۳, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۰۳ ب.ظ

  7. با عرض درود خدمت تمامی دوستان.این صحیح تره
    از جمله رفتگان این راه دراز
    بازآمده ای کو که خبر پرسم باز؟
    زنهار دراین دوراهی آزونیاز
    تا هیچ نمائی که نمی آیی باز

    Comment by amir — فروردین ۱۸, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۵۵ ق.ظ

  8. من این شعر را اینگونه خوانده بودم و بنظرم وزین ترین و با معناترین و شیواترین حالت این شعر باشد :
    ازجملۀ رفتگان این راه دراز
    بازآمده ای کو که بما گوید راز
    هرکس سخنی از سر سوداگفته ست
    زان روی که هست کس نمی داند باز

    Comment by بهرام مشهور — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۱ @ ۸:۰۵ ق.ظ

  9. طبق نسخه چاپی که بنده در اختیار دارم به این صورت هست:
    از جمله ی رفتگان این راه دراز
    باز آمده کیست تا به ما گوید راز
    تا بر سر این دوراهه ی آز و نیاز
    تا هیچ نمانی که نمی آیی باز
    مصرع دوم کلمه آخر “راز” صحیح است

    Comment by مصطفی — فروردین ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۳:۰۹ ب.ظ

  10. تا هیچ نگذاری که نمی آیی باز
    اشاره به تکرار ناپذیر بودن خلقت …

    Comment by ستاره — تیر ۶, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۵۰ ق.ظ

  11. جناب هادی رسولی فر، آنگونه که میفرمایید نیست. “چیز” و “چیزی” از واژه های پارسی میانه اند، و چیز به معنی امر یا مال میباشد. این ترکیبها در متنهای پهلوی زیاد به کار رفته است” چیز گیتی” به معنی مال دنیا یا امور دنیوی. یا “چیز مینو” به معنی امور اخروی یا مال آخرت (کرفه = ثواب، گناگ = گناه)
    خیام در “هان بر سر این دو راه آر و نیاز، چیزی نگذاری که نمی آیی باز” میگوید در در این زندگی که پر از آز و نیاز، مال و ثروتی (چه دنیوی و چه أخروی) بر جای نگذار که بازگشتی نیست :)
    این هم از شگفتی های زمانه است که مجبوریم واژه هاای فارسی را به عربی ترجمه کنیم تا “مفهوم” واقع گردند!
    پاینده باشید و علاقمند
    فرهاد تقی بخش

    Comment by فرهاد — فروردین ۶, ۱۳۹۴ @ ۷:۴۸ ب.ظ

  12. از جمله ی رفتگان این راه دراز

    باز آمده ای کو که به ما گوید راز

    هان بر سر این دو راهه از روی نیاز

    چیزی نگذاری که نمی آیی باز

    Comment by ray — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۱:۳۰ ق.ظ

  13. تحریف در آثار خیام بسیار شایع شده است. خصوصا در چند دهه اخیر. چنان تحریف می کنند که نه تنها در مقصود و منظور شاعر اختلال ایجاد می شود، بلکه شعری حدید بر خلاف مضمون شعر اصلی می سازند و در عین جسارت به خیام نسبت می دهند.

    واقعا جای تاسف دارد.

    اصل رباعی:
    از جمله ی رفتگان این راه دراز
    بازآمده ای کو که به ما گوید راز
    هان بر سر این دو راهه از روی نیاز
    چیزی نگذاری که نمی آیی باز

    Comment by majid22 — مهر ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۹ ب.ظ

  14. دوست عزیز (فرهاد گرامی ) من منکر نبودن کلمه چیز در زبان فارسی نشدم
    لفظ چیز در هیچ کدام از اشعار خیام نیست .
    چیز بسیار عامیانه است در اشعار خیام حتی در این دو بیتی قابل استفاده نیست

    اگر توجه کنید شعر تصحیح شده
    و سایت گنجور هم به این نکته پی برده

    با تشکر از گنجور

    Comment by هادی رسولی فر — بهمن ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۵۶ ق.ظ

  15. معنی چی میشه/؟

    Comment by علی — خرداد ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۱ ب.ظ

  16. باز آمده ای کو که به ماگوید راز
    هان بر سر این دوراهه از روی نیاز
    چیزی نگذاری که نمی آیی باز

    Comment by امید بهرامی — تیر ۸, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۲۷ ق.ظ

  17. در پاسخ علی جان که نوشته اند معنی چی میشه ؟ عرض می کنم اگر از روی نسخه بنده شعر را بخوانید : از جمله رفتگان این راه دراز
    باز آمده ای کو که بما گوید راز
    هرکس سخنی از سر سودا گفته است
    زان روی که هست کس نمی داند باز
    یعنی از کسانی که این راه دراز (مرگ ) را رفته اند ، باز آمده ای کجا هست که به ما راز آن را راز آن سفر را بگوید ؟ بالاخره رفتگان یک راه حتماً باید به سفری رفته باشند دیگر . بعد میگه هرکس برای خودش از سر سودای دل یعنی از خیالات و خواسته های دل خودش چیزی گفته اما زان روی که هست یعنی از فرگان ( اصل ) آن چیزی که هست ، کس نمی داند باز .

    Comment by بهرام مشهور — مرداد ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۱ ق.ظ

  18. واژه چیز ، انگونه که برخی می پندارند عامیانه نیست
    حکیم توس در آفرینش گیتی می فرماید:
    که ایزد ز ناچیز، چیز آفرید
    وزآن، تا توانایی آمد پدید
    ( قابل توجه آنان که حکایت ماده و انرژی را نو و از کشفیات غربیان همه چیز دان میدانند)
    حکیم نیشابوراز پس سده ها هشدار میدهد؛ بر دوراهه آز و نیاز
    چیزی ننهیم که بازگشتی در کار نیست
    و چیز به مانای مال و خواسته است

    Comment by گمنام — مرداد ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۵:۴۳ ق.ظ

  19. خواهش میکنم این بیت زیبا رو تصحیح بفرمایید…
    چطور میشه چنین شاهکاری را به این شکل ناجور دراورد؟!
    از جمله رفتگان این راه دراز
    باز آمده ای کو که به ما گوید راز
    هان بر سر این دوراهه از روی نیاز
    چیزی نگذاری که نمی آیی باز

    Comment by نوید قبادی — دی ۸, ۱۳۹۵ @ ۴:۱۰ ب.ظ

  20. استاد محمد علی طاهری بسیار زیبا و متفاوت این شعر رو تفسیر فرموده اند.ایشون میگند منظور این بوده ؛ از آنجایی که کسی بازنگشته و معلوم نیست اونجا چه چیزی لازم بشه پس بهتره چیزی رو اینجا جا نگذاری. هرچی به نظرت میرسه اونجا لازم بشه با خودت بردار. و منظور همون کارهای خوب و ادراکات عرفانیه

    Comment by جلال — دی ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۲:۱۰ ب.ظ

  21. جل الخالق ! از تفسیر استاد یاد شده
    شیره را خورد و گفت شیرین است.

    Comment by گمنام — دی ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۵ ق.ظ

  22. دوستان عزیز شکل صحیح رباعی هرچی که بوده مهم نیست … بنظرم مهم همون نکته ای است که همتون در موردش توافق دارید …”نمی ایی باز” …این بیت در پاسخ به افرادی است که به بازگشت به دنیا در غالب انسان و یا حیوانات دیگر اعتقاد دارند جهت انجام کارهای خیر و جبران حیات اول خود…جناب خیام (ره)ضمن انکار احتمال بازگشت به دنیا پس از مرگ معتقد هستند که اینجا “محل آز و نیاز است” یعنی اینکه اگر به فرض اینکه به ما اجازه بازگشت هم بدهند (که نمی دهند) باز بخاطر ماهیت این “دوراهه” (دو راه خیر و شر یا خوبی و بدی) ما همان رفتاری را خواهیم داشت که یک بار آمده ایم و داشته ایم… لذا به امید بازگشت نباشید و اگر قرار است اصلاح شوید و یا خود را نجات دهید الان تا فرصت دارید…بسم الله… والا …بله فریب ابلیس را نخوریم که “بله حالا بر می گردیم و جبران میکنیم و آخرش میریم بهشت”…از این خبرا نیست.

    Comment by م. روشناس — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۷:۳۶ ق.ظ

  23. سلام
    از تارنمای گنجور بسی بدور است که در رباعی آقای خیام دست سو ببرد،
    شکل درست رباعی
    از جمله رفتگان این راه دراز
    باز آمده ای کو که بما گوید راز
    هان‌ بر سر این دو راهی از روی نیاز
    چیزی نگذاری که نمی آیی باز

    Comment by کیانوش — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۸:۵۷ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره