1. بهتر است به جای * چون * چو استفاده شود

    پاسخ: با تشکر از شما «چون» در مصرع دوم بیت دوم با «چو» جایگزین شد.

    Comment by علی معدندار — فروردین ۲۷, ۱۳۸۷ @ ۲:۵۵ ب.ظ

  2. در این ربــاعـــــی اشاره به غنیمت و فــرصت شمـــردن لحظه لحظه ی زندگی و نــا پایداری هستی اشاره دارد

    Comment by آرش حیدری — مهر ۲۰, ۱۳۹۲ @ ۲:۵۳ ق.ظ

  3. آرش جان هیچ چیزپایدارترازهستی جهان یا جهان هستی نیست . خیام به ناپایداری زندگی انسان اشاره دارد . آن بخش ازهستی انسان که دراین جهان است ناپایدار است . این سخن راست است اما حکیم ما بسی کوته بین است که تصورمیکند زندگی انسان تنها دراین جهان خلاصه میشود وبه آن بخش اززندگی ابدی انسان پس ازمرگ وخاک شدن قالب مادی او معتقد نیست . آن کس که خود را حکیم یا فیلسوف می بیند باید کوریا بسی نادان باشد که چنین نظری اوراست برغم وجود اینهمه آیات الهی که درچشم انداز اوست ونمی بیند و با وجود آیات الهی که توسط پیامبران نازل شد و او نمی شنود . صُمٌ بُکمٌ عُمیٌ فَهُم لاَ یَرجِعون .

    Comment by شمس الحق — مهر ۲۰, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۵ ق.ظ

  4. شمس به اصطلاح الحق، حکیم عمر خیام را به کوته بینی متهم کرده ای!!! زهی گزافه گویی آشکار! خودبزرگ بینی تا چه حد، که دانشمندی چنان بلند پایه، و شاعری چنان موجز گو را کور و کر و لال خوانده ای! حقا که دید کوتاه و عقل ناقص خود آشکار نمودی، وگرنه از چرندیات حقیر فانیی چون تو گردی بر دامن حکیم جاودانه ای چون خیام ننشیند.

    Comment by فرهاد — اردیبهشت ۸, ۱۳۹۳ @ ۶:۳۸ ق.ظ

  5. جناب بااصطلاح الحق…بدیهیست گزافه گویی شما و امثال شما،هیچ گونه خدشه ایی بر حکیمی بزرگ چون خیام وارد نمیکند.حکیم خیام اینقدر بزرگ و محبوب هستند که حتی لازم نیست در صورت بی احترامی به ایشان،انواع مجازات و اعدام و…در انتظارتان باشد.بهتر است بروید و به پاسداری از مجموعه لغات گرد آوری شده ی عربیتان بپردازید….

    Comment by علی — فروردین ۱, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۵ ب.ظ

  6. جناب شمس الحق
    بازهم که دهان به بد گویی باز میکنید و به قول خودتان مزخرف میبافید مگر هر که با شما هم عقیده نبود ، کوته بین است، مگر هرکس به جهان بعد از مرگ معتقد نبود کور و نادان است؟ آیا حق ندارند بگویند شما چسبیده اید به خیالبافی های گذشتگان و بیخ خرافات را گرفته اید و رها نمی کنید ؟. آیا شما حق دارید به بزرگانی چون خیام کور و کر و لال لقب بدهید . اگر دیگران هم به پیامبر گرامی اسلام شما چنین القابی ببندد ، ناراحت نمی شوید . ادب شرط اول قلم زدن است . لطف کنید ، با ادب باشید ، تا کسی به ساحت شما مقابله به مثل نکند . متاسفانه از نوشتار شما که ادعای استادی ادبیات دارید ومیگویید سالها درین حوزه بوده اید جز بی شخصیتی و بی ادبی بویی به مشام نمی رسد. تا دیر بشده از در عذر خواهی اشتباه خود را جبران بفرمایید تا سیل اعتراض به سوی شما سرازیر نشود
    با احترام
    لیام

    Comment by l — فروردین ۲, ۱۳۹۴ @ ۱:۱۸ ق.ظ

  7. حتما داستان برادر حاتم طایی را شنیده اید؟
    که ُیشاب در چاه زمزم ریخت از برای کسب شهرت
    بد گویی های برخی مدعیان از خیام و سعدی و فردوسی مرا یاد ان شخص می اندازد.
    اینان عرض خود میبرند ، چنانکه مرشدشان احمد شاملو برد.

    Comment by بی سواد الحق — فروردین ۲, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۲۰ ب.ظ

  8. سلام گرامیان با این منوال راه به جای نمی رسد لطفا دوستان فقط نظر خودرا بدهند و درنظردادتمام وکمال ادب را رعایت کنند چون اگر درنظریه خود ادب را رعایت نکنند لذت خواند ونتیجه گیری ابیات ازبین می رود برادر کوچک شما مسلم

    Comment by مسلم — شهریور ۱۷, ۱۳۹۴ @ ۴:۱۴ ب.ظ

  9. اولا این رباعیات منسوب به خیام است و احتمال اینکه سروده ریاضی دانی چون او باشد بعید به نظر میرسد ثانیا برواشت از معنای شعر به فرد خواننده برمی گردد اگر اعتقادی به دین و دیانت نداشته باشد میشود نظر آقا یا خانم(l) که احمقانه به پیامبر اسلام توهین میکند و اگر اهل عقل و درایت باشد و شعور درک شعر داشته باشد برداشت عرفانی و بندگی خداوند را از آن استنباط می کند .

    Comment by معز — اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۹:۲۴ ب.ظ

  10. چه زندگی پس از مرگی وجود داشته باشد چه نه
    باید قدر این زندگی فانی را دانست و از آن لذت برد. وگرنه کفران نعمت کرده ایم!

    Comment by ATA — آبان ۱, ۱۳۹۵ @ ۵:۲۶ ب.ظ

  11. <>
    برای اشخاصی چون شمس الحق ..

    و حیف این اسم بزرگ که برای خود انتخاب کردین

    Comment by نوید — مرداد ۲۲, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۲۸ ب.ظ

  12. موضوع این رباعی، مانند بسیاری از رباعیات دیگر خیام، سفارش به استفاده از وقت و فرصتهای کوتاه و گذرای زندگی از جمله ایام نوروز است. چنان که میدانیم در میان آثار علمی و ادبی خیام کتابی با عنوان نوروزنامه وجود دارد که در مورد پیدایش جشن نوروز و آداب آن نوشته شده است. این کتاب که تا آن زمان در زبان فارسی مانند نداشته است از دل جوان و شادابی روان خیام خبر میدهد. تشبیه قدح به لاله (در مصرع اول) به جهت سرخی شراب گونه این گل بهاری است و از همین رو به کسی که دارای گونه های سرخ باشد نیز لاله رخ میگویند. اکنون سخن خیام این است که در بهترین روزهای زندگی که همان ایام خوش آب و هوای نوروز باشد، باید که با قدحی و زیبارویی به سرخی لاله تا فرصت باقی است به عیش و نوش پرداخت، چرا که هر لحظه ممکن است این جهان پیوسته در گردش ما را چون خاک پست و پایمال کند.

    Comment by ساکت — مهر ۳, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۱۹ ق.ظ

  13. لطفا از کانال تلگرامی من با عنوان همراه با خیام دیدن فرمایید به آدرس:
    https://t.me/hamrah_ba_khayyam

    Comment by ساکت — آذر ۲۳, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۳۸ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره