1. باز هم اشاره به ناپایداری هستی

    Comment by داوود — آذر ۶, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۳۵ ب.ظ

  2. پیرو سخنان دوست عزیز داود:
    این دنیا سالهاست که پابرجاست و دائم مرگ و زندگی نو در آن در جریان است و همه چیز در این دنیا می ماند بجز خود انسان که اوست که در این دنیا مسافری بیش نیست.

    Comment by علی — بهمن ۱۷, ۱۳۸۹ @ ۹:۲۳ ق.ظ

  3. آیا عالم آرامگه زمان است یا زمان آرامگه عالم؟

    Comment by hooshang haghbin — فروردین ۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۰ ق.ظ

  4. کاخیست که تکیه گاه صد بهرام است

    نوشتید قصریست که تکیه گاه صد بهرام است کاخ به مضمون سروده های خیام بیشتر میخوره و بعضی کتاب ها کاخ را ذکر کردند

    Comment by مجتب — آبان ۱۱, ۱۳۹۱ @ ۱:۲۹ ق.ظ

  5. معنای دیگر جمشید، خورشید است.
    بهرام نیز نام دیگر سیاره مریخ است.
    و با توجه به اینکه خیام کلمه عالم را ذکر است مقصودش فقط زمین و پادشاهی جمشید و بهرام نبوده است از لحاظ دیگر چون خود خیام منجم هم بوده این رباعی معنای شگرف دیگری را هم مد نظر دارد با این مضمون:
    که این عالم صدها ستاره مانند خورشید و صدها سیاره مانند مریخ داشته است و دارد…

    Comment by داود — فروردین ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۲ ق.ظ

  6. این دنیای کهن شاهد بی نهایت روزوشت بوده،

    Comment by حمید — مرداد ۶, ۱۳۹۵ @ ۶:۵۸ ب.ظ

  7. اشاره به ناپیداری هستی نیست بلکه منظورش به تکرار بودن جهان است و اینکه قدرت از یک نفر به نفری دیگر میرسد.

    Comment by م.ب — آبان ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۵:۱۷ ب.ظ

  8. در واقع منظور جناب خیام این بوده که زمان دنیا کوتاه هستش و کسی در این دنیا هم نمی مونه.
    در مصراع اول دنیا به کاروان سرا که محل رفت و آمد موقت هست تشبیه شده.

    Comment by ... — دی ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۴ ب.ظ

  9. صحیح بیت دوم اینست:
    بزمی است که وامانده صد جمشید است
    گوریست که خوابگاه صد بهرام است

    Comment by امیر نیکنام پیرزاده — فروردین ۲۹, ۱۳۹۸ @ ۶:۱۵ ب.ظ

  10. اصل رباعی را که خودتان نوشته اید کاملاً درست است

    Comment by بهرام مشهور — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۳۹ ب.ظ

  11. کلید فهم این رباعی کلمه رباط در مصرع اول است، چرا که تشبیه عالم به رباط به عنوان مکان آمد و شد انسانها در ادامه نیز مورد توجه قرار گرفته است. از دیگر نکات مصرع اول به کار رفتن وصف کهنه برای رباط یا همان عالم است که با یافته‌های دانشمندان معاصر مبنی بر قدمت عالم هماهنگ است. نکته بعدی مربوط به کلمه ابلق در مصرع دوم است. یکی از معانی ابلق اسبی است که دو رنگ دارد و در اینجا منظور شب (سیاه) و روز (سپید) است که جهان یا همان رباط آرامگاه این ابلق به شمار میرود. مصرع سوم و چهارم بر مطالب گذشته یعنی کهنه و قدیم بودن این جهان و گذرا و موقتی بودن آن تأکید کرده و پادشاهان بزرگی چون جمشید و بهرام را نام میبرد که از بزم آنان و از قصری که در آن بر اریکه قدرت تکیه میزدند چیزی بر جای نمانده است.

    Comment by ساکت — شهریور ۱۱, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۴۸ ب.ظ

  12. لطفا از کانال تلگرامی من با عنوان همراه با خیام دیدن فرمایید به آدرس:
    https://t.me/hamrah_ba_khayyam

    Comment by ساکت — آذر ۲۳, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۳۱ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره