1. در بیت نوزدهم لطفا آود به آورد اصلاح شود.

    Comment by محسن رخش — بهمن ۲۳, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۰۵ ق.ظ

  2. مصراع زیر:
    کسی از غم و تیمار من نیندیشد
    بگمانم موافقترست با وزن اگر اینچنین باشد:
    کسی که از غم و تیمار من نیندیشد

    Comment by امیر سلیمانی — آذر ۲۲, ۱۳۹۱ @ ۷:۴۴ ب.ظ

  3. در مصرع “مرا رفیقی باید که بار برگیرد” فکر میکنم وزن شعر رعایت نشده و بایستی اینگونه باشد :
    ” مرا رفیقی بباید که بار برگیرد “

    Comment by ثمانه — تیر ۹, ۱۳۹۳ @ ۸:۰۷ ق.ظ

  4. قصده بسیار جالی بود من مصرع شب شراب نیرزد به بامداد خمار را در کتاب بامداد خمار خوانده بودم نمی دانستم از جناب سعدی است تا اینکه امروز اتفاقی به ان برخورد کردم شیوه اقرار و انکارش بسیار جالب بود با خواندن ابیات ابتدایی دچار حیرت شده بودم و توی ذهنم دنبال توجیه که استاد سخن خود گره گشایی کرد به نظر من نبرد عقل با دل است عقل عاقل اندیش و عافیت طلب با دل عشق جو و ملالت طلب

    Comment by توتیا — دی ۲۵, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۱۴ ب.ظ

  5. معنی مصرع “نه در جهان گل رویی و سبزهٔ زنخیست
    ” چیست؟ زنخ اینجا یعنی چه؟

    Comment by شیده — خرداد ۳, ۱۳۹۴ @ ۱:۱۴ ب.ظ

  6. در پاسخ به شیده : معنی بیت ، این تصور غلط است که فکر کنیم تنها یک نفر به گل شباهت دارد و بر چانه اش چند تار مو سبز شده ( کنایه از یار ما ). زنخ =چانه . چراکه اگر واقع بین باشیم خیلی ها چنین خصوصیاتی دارند و دنیا پر است از زیبارویان و پری سیمایان

    Comment by مهدی — مهر ۸, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۰۴ ق.ظ

  7. ببخشید ابن شعر کجاش “در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان” بود؟!

    Comment by فرخ — تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۲:۱۵ ب.ظ

  8. زود نتیجه گیری کردم مثه اینکه! قصیده دو قسمتی ست.

    Comment by فرخ — تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۲:۵۰ ب.ظ

  9. بیت بیستم
    کسی (که) از غم و تیمار من نیندیشد
    که جا افتاده

    Comment by سیاوش — آذر ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۲:۱۷ ق.ظ

  10. درود بر استاد سخن سعدی عزیز که چه زیبا تمام جوانب یک رابطه رو بیان کرده. این غزل وصف حال خیلی از ماست و پند اخلاقی نیمهء دوم غزل که از رجحان وفای عهد و مروت بر حرف دشمنان و دلسردی و ذهنیتهاست نقطهء اوج انسانیت از یک سو و استاد بودن سعدی در به نظم کشیدن این ابیات از سوی دیگر رو نشون میده.

    Comment by پویا — آبان ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۱:۱۵ ق.ظ

  11. شیخ عبدالخلیل رفاهی اصفهانی در تهران یک دله که نه، صد دله عاشق دختری می شود. ولی آن دختر شرط ازدواج را خروج از لباس روحانیت توسط وی می داند. پدر دختر می گوید دوست داشتن این قید و شرط ها را نمی خواهد. عاقبت تصمیم می گیرند که به دیوان سعدی تفال بزنند و این شعر می آید:
    به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
    که بر و بحر فراخست و آدمی بسیار
    و دکتر رفاهی با دیدن این شعر و توصیه شیخ اجل، دل از مهر دختر می کند. مرحوم رفاهی در ابتدای انقلاب به سبب همکاری با دربار خلع لباس شد ولی بعدا حکمش نقض شد. او ساکن لندن بود و ۵ روز قبل یعنی ۱۹ دی ۹۷ درگذشت و امروز صبح -دو شنبه ۲۴ دی- در خاک پاک اصفهان تشییع گشته و در باغ رضوان دفن خواهد شد. خاطراتش با نام “گردش ایام” چاپ شده است.

    Comment by حسین — دی ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۸:۴۸ ق.ظ

  12. با این قصیده کل غزلیاتش رو آسفالت کرد
    در. باب عشق و دوستی

    Comment by گویان — شهریور ۱۳, ۱۳۹۸ @ ۴:۴۰ ب.ظ

  13. زمین لگد خورد از گاو و خر به علت آن

    که ساکنست نه مانند آسمان دوار

    جالبه که لگد خوردن زمین از گاو خر را به علت سکون زمین میدانست که خود غلط است. جرجانو برونو بعدها جانش رو سر حرکت زمین گذاشت.

    Comment by مجید — آبان ۵, ۱۳۹۸ @ ۶:۵۱ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره