1. غرب را نکوهش کند خرده بین
    که می‌رنجد از خفت و خیزش زمین
    صحیح کلمه اول عزب هست
    از نسخه فروغی

    Comment by Anonymous — مرداد ۲۳, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۵۲ ب.ظ

  2. سلام ودرود به روح وروان سعدی والا مرتبه، پس از بیان همه ناملایمت ها درنتیجه ایذاء خلق، در نهایت درمان رهایی از آنها را صبر می داند که به نیکی هر رنجور و گرفتاری را چاره در آن است. رهایی نیابد کس از دست کس

    گرفتار را چاره صبرست و بس

    Comment by علی — اسفند ۲۷, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۳۱ ق.ظ

  3. مپندار اگر شیر و گر روبهی

    کز اینان به مردی و حلیت رهی

    اگر کنج خلوت گزیند کسی

    که پروای صحبت ندارد بسی

    مذمت کنندش که زرق است و ریو

    ز مردم چنان می گریزد که دیو

    وگر خنده روی است و آمیزگار

    عفیفش ندانند و پرهیزگار

    غنی را به غیبت بکاوند پوست

    که فرعون اگر هست در عالم اوست

    وگر بینوایی بگرید به سوز

    نگون بخت خوانندش و تیره‌روز

    وگر کامرانی در آید ز پای

    غنیمت شمارند و فضل خدای

    که تا چند از این جاه و گردن کشی؟

    خوشی را بود در قفا ناخوشی

    از قدیم بساط غیبت ما برپا و برجا بوده

    Comment by 7 — مرداد ۷, ۱۳۹۴ @ ۶:۳۹ ب.ظ

  4. مپندار اگر شیر و گر روبهی
    کز اینان به مردی و حلیت رهی
    بنظر آید که واژه “حلیت” درست نمی باشد چرا که در معنی خلل می آورد
    صفت روباه حیلت و مکر است و نه حلیت که واژه ای نامربوط
    حلیت همان جواهر نیست ؟
    اهل نظر و معنا نظر دهند

    Comment by سایه هیچ — شهریور ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۱ ب.ظ

  5. فراتر از شعر و ادبیات
    جامعه شناسی بی زمان، هم در زمان خود شاعر چنین بوده و هم در این زمان و حتی اکنون که جامعه با سیاست گره خورده است، چنین شعری وصف حال سپهر سیاست امروز ایران ماست!

    Comment by آبتین — آذر ۹, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۷ ق.ظ

  6. این بند شعر به گونه ای که آمده نا درست است.(اگر بر پری چون ملک ز آسمان).
    درست آن این است:

    اگر بر پری چون ملک به آسمان.

    ملک به سوی آسمان پرواز میکند و نه از آسمان.
    این بند در کتاب فارسی سال پنجم دبیرستان (۱۳۵۰) درست و آمده بود.

    Comment by علی سنجرانی — شهریور ۶, ۱۳۹۶ @ ۳:۱۸ ب.ظ

  7. در قسمت آخر این شعر چند بیت دیگر هم هست که حذف شده است . متأسفانه من کلیات سعدی را در دسترس ندارم تا بازنویسی کنم. اما در این ابیات او به دو نفر اشاره می کند که یکی غلامی داشته و آن دیگری به او گفته به این غلامها رو نده و هر از گاهی تنبیه کن و زمانی که مرد نیمه فریادی بر سر غلام میزند همان دوست می گوید که چه می کنی ؟ غلام را کشتی !!

    Comment by علی اثیر — بهمن ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۱ ب.ظ

  8. اگر بر پری چون ملک ز آسمان
    به دامن در آویزدت بد گمان
    به نظرم “آسمان” باید جایش را به “آستان” بدهد. چون معنی را ندانسته اند و پریدن همیشه آسمان را در ذهن می آورد در این بیت دست برده اند.

    اگر بر پری چون ملک ز آستان
    به دامن در آویزدت بد گمان
    اگر مانند پری آستان از جایی به جای دیگر سفر کنی بدگمان باز هم کار خودش را خواهد کرد

    Comment by 7 — فروردین ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۴:۲۴ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره