1. بیت نهم:
    چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش ز دیوارش آوازی آمد به گوش


    پاسخ: نقل شما، احتمالاً نسخۀ بدل متن است، در حاشیه باقی گذاشتیم.

    Comment by A.Arjmand — مرداد ۱۰, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۴۳ ق.ظ

  2. بیت پنجم:
    اتفاق اوفتاد

    پاسخ: با تشکر، با تصحیح فروغی مطابقت دادم، مطابق فرمودهٔ شما در متن آورده «اتفاق اوفتاد»، ولی در حاشیه بدل «اتفاقی فتاد» را هم آورده. در هر حال، مطابق پیشنهاد شما تصحیح شد.

    Comment by جابرهمتی — تیر ۱۵, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۵۶ ق.ظ

  3. با تشکر از زحماتتون و تبریک به خاطر این ایده قشنگ در پاس داشت ادبیات فارسی.
    فکر کنم در بیت هفدهم مصراع دوم: نه خود را بیگفن که دستم بگیر، درستش نه خود را بیفکن که دستم بگیر باشد.

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by Anonymous — شهریور ۸, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۳۰ ق.ظ

  4. لطفا “هم تانند” را معنی کنید.
    (که دون هم تانند بی مغز و پوست)

    با تشکر

    Comment by Anonymous — خرداد ۲۴, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۴۵ ق.ظ

  5. بیت نوزدهم - مصرع دوم ، صحیح آن چنین است:
    “که دون همتانند بی مغز و پوست”

    Comment by پیام — دی ۱۱, ۱۳۹۱ @ ۸:۱۷ ب.ظ

  6. میخواستم بگم “همتانند” کلا سرهم باید نوشته بشه، منظور شاعر “اشخاص دون همت” بوده. اما ظاهراً فونت این صفحه نمیتونه این حروف رو بهم بچسبونه.

    Comment by پیام — دی ۱۱, ۱۳۹۱ @ ۸:۲۵ ب.ظ

  7. سطر ۶ اشتباه میباشد ، صحیح ان : بقین دیده مرد بینتده کرد

    Comment by hossein — آبان ۲۶, ۱۳۹۲ @ ۹:۱۴ ب.ظ

  8. آنکس که بفرماید قصد جناب hossein آقا از این سخن چیست نزد حقیر منزلتی عظیم خواهد یافت .

    Comment by شمس الحق — آبان ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۷:۰۸ ق.ظ

  9. ممنون از زحماتتون. دستون درد نکنه خیلی وقت بود دنبال این شعر بودم. همتانند به چه معناست؟؟؟؟!!!!!!

    Comment by مهرشاد — آبان ۲۳, ۱۳۹۳ @ ۹:۲۸ ب.ظ

  10. در متون درسی دیگر جای این اشعار خالیست چرا؟

    Comment by بهمن — آذر ۳, ۱۳۹۳ @ ۸:۱۲ ق.ظ

  11. در بیت ۶ : مصرع اول : ” یقین، مرد را دیده بیننده کرد ” من در فایل صوتی گوش کردم و می گوید که : ” بقین دیده مرد بینتده کرد ” حالا درستش کدام است ؟؟؟؟؟؟؟

    Comment by علیرضا — بهمن ۷, ۱۳۹۳ @ ۱:۴۶ ب.ظ

  12. در بیت ۳ : مصرع دوم : ” که شیری برآمد شغالی به چنگ ” من در فایل صوتی گوش کردم و می گوید که : ” که شیری درآمد شغالی به چنگ ” حالا درستش کدام است ؟؟؟؟؟؟؟

    Comment by علیرضا — بهمن ۷, ۱۳۹۳ @ ۱:۴۹ ب.ظ

  13. حالا کدام دست است ؟ که شیری در آمد یا بر آمد ؟؟؟؟

    Comment by علیرضا — بهمن ۷, ۱۳۹۳ @ ۱:۵۰ ب.ظ

  14. بیت ۴ : مصرع دوم : ” بماند آنچه روباه از آن سیر خورد ” من در فایل صوتی گوش کردم و می گوید که : ” بماند آنچه روباه از او سیر خورد ” حالا درستش کدام است ؟؟؟؟؟؟؟ روباه از آن یا روباه از او ؟؟؟؟؟؟؟

    Comment by علیرضا — بهمن ۷, ۱۳۹۳ @ ۱:۵۳ ب.ظ

  15. آدرس سایتی که فایل صوتی را از آن گوش کردم : http://www.zahra-media.ir/?p=42747

    Comment by علیرضا — بهمن ۷, ۱۳۹۳ @ ۱:۵۵ ب.ظ

  16. بیت ۸ : مصرع دوم : ” که بخشنده روزی فرستد زغیب ” من در فایل صوتی گوش کردم و می گوید که : ” که بخشنده روزی رساند زغیب ” حالا درستش کدام است ؟؟؟؟؟؟؟ روزی فرستد یا رساند ؟؟؟؟؟؟؟

    Comment by علیرضا — بهمن ۷, ۱۳۹۳ @ ۲:۳۲ ب.ظ

  17. من فکر می کنم که مصراع دوم از سطر اول مانده است نه ماند.چون در مورد اتفاقی که درحال انجام است و هنوز ادامه دارد صحبت می شود نه گذشته مطلق.؟

    Comment by مزدک — خرداد ۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۴ ب.ظ

  18. یقین دیده ی مرد بیننده کرد: یعنی مرد بیننده بر آنچه که دید یقین پیدا کرد.

    Comment by شکوه — خرداد ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۳:۰۴ ق.ظ

  19. سؤال اینکه چرا شغالی به چنگ ، چرا نفرموده غزالی به چنگ و یا شکاری به چنگ.

    Comment by Anonymous — مرداد ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۶:۳۹ ق.ظ

  20. مصرع “یقین دیده مرد بیننده کرد” به معنی اعتماد کامل آن شخص از برداشت شخصی خودش از منطره پیش روش است که به نظر با معنا و مفهوم ابیات دیگر متناسب است.

    Comment by ایمان راد — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۲ ب.ظ

  21. یقین، مرد را دیده بیننده کرد
    شد و تکیه بر آفریننده کرد

    درست:
    بقین،دیده مرد بینتده کرد
    شد و تکیه بر آفریننده کرد

    یعنی مرد یقین پیدا کرد از(با) دیدن آن

    Comment by 7 — تیر ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۷:۲۴ ب.ظ

  22. یکی روبهی دید بی دست و پای
    فرو ماند در لطف و صنع خدای

    من از روز نخست “لطف و صنع” در زبانم نمیچرخید و اینجور میخواندم:

    یکی روبهی دید بی دست و پای
    فرو ماند در کار و بار خدای

    Comment by 7 — مرداد ۳, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۲ ق.ظ

  23. قابل توجه دوستان عزیز و گرامی
    در زبان ما وقتی “و” استثنا در کلمه قرار میگیرد، به دلایل علمی و ثابت شده، ” َ ” خوانده می شود.
    بنابراین در بیت دوم می خوانیم:
    که چون زندگانی به سر می برد؟
    بدین دست و پای از کجا می خَرَد؟
    قابل توجه است که قافیه در این حالت بسیار درسک تر در می آید.

    Comment by آیدا — آذر ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۷:۱۵ ب.ظ

  24. به کنجی نشینم چو مور یعنی چه ؟ مورچه که خیلی پرکاره و همبشه در حال فعالیت است .

    Comment by آرش — فروردین ۱۶, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۵۷ ب.ظ

  25. کز این پس به کنجی نشینم چو مور
    که روزی نخوردند پیلان به زور
    مور در اینجا نماد بی آزاری و بی زوری است(درویشی) در برابر زور فیل.یعنی وقتی کوجک بی زور و بزرگ زوردار به آسانی به هدف خود میرسند من چرا زور بزنم که در میانه جای دارم.این استدلال نادرست از زبان درویش تناسان گمراه است و همانگونه که فرمودید مور بیش از بسیاری جانداران زور میزند و سعدی هم در این داستان این نادرستی را یادآور میشود.
    به عقل آن به که روزی خورده باشد
    که بی شک کار کرده کرده باشد.

    اگر دانش به روزی برفزودی
    ز نادان تنگ روزی تر نبودی

    Comment by 7 — فروردین ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۶ ق.ظ

  26. بهترنبوددربیت سوم بجای شغال ازشکاراستفاده میشد؟
    که شیری برآمدشکاری به چنگ

    Comment by هوشنگ — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۷ ب.ظ

  27. در مصرع “که شیری برآمد….” برآمدن به معنی ظاهرشدن،نمایان شدن است.

    Comment by ابراهیم رمضانلی — شهریور ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۱ ق.ظ

  28. سلام دو سوال:
    ۱این روباهه واقعادست و پا نداره یا اینکه منظورشاعر اینه که روباهه بی عرضه بوده؟
    ۲دربیت۴مصرع۲،اصرار شاعر براینه که روباهه روزی ش رو گرفته یا اینکه اصرار میکنه که روباهه خیلی خورده وخیلی سیر شده؟

    Comment by پریسا — مهر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۱ ب.ظ

  29. دوستانی که به جای شغآل غزال و شکار می پسندند
    یا کار وبار به جای لطف و صنع،
    باید به خود شیخ مراجعه فرمایند.
    و
    می گویند:
    عجبت لمن ایمن بالرزق، کیف یطلب!
    وخداوند آگاهترین است

    Comment by بی سواد — مهر ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۶ ب.ظ

  30. گویا این روباه ویلچر داشته است.
    روباه روزی اش را گرفت چون روزگار برایش اینگونه رقم خورده است.

    Comment by 7 — مهر ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۹:۵۴ ب.ظ

  31. اتفاقاانتقادبنده بجاست
    شیرمعمولاشغال رونمیخوره اکثراوقات آهوگوزن غزال بزکوهی واین چنین حیواناتی میخوره
    معمولاجانواران گوشت خوارازجانوران گیاه خوارارتزاق میکنن
    پس لطفاتغییری بدین
    که شیری برامدشکاری بچنگ

    Comment by هوشنگ — آذر ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۲:۳۰ ب.ظ

  32. شغال یا شگال به عربی الجَقَل شده است.
    این واژه در فرانسوی chacal و ترکی آن جقل است

    Comment by 7 — فروردین ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۱۹ ب.ظ

  33. چون این شیر تنها بوده و از سویی سخن از قدرت برتر رفته میتوان گرفت که شیر داستان شیر نر بوده.
    نری که بالغ میشود از گروه رانده میشود مگر اینکه همت کند و جنم داشته باشد و با زور پنجه و دندان و شاید بازو آقا بالا سر گله ای شود و نر بدبخت دیگری را تباه کند یا اگر بخت یارش باشد و زنده ماند آواره و خانه بدوشش گرداند.

    Comment by 7 — فروردین ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۳۳ ب.ظ

  34. نه بر فضلهٔ دیگران “گوش” کن
    احتمالا نوش کن نیست؟

    Comment by سائل — فروردین ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۲:۲۶ ب.ظ

  35. بچنگ آر و با دیگران نوش کن
    نه بر فضلهٔ دیگران گوش کن
    برو کار میکن و از دسترنج خود به دیگران هم بده
    نه اینکه گوش به زنگ پس مانده دیگران باشی

    Comment by 7 — فروردین ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۴:۲۸ ب.ظ

  36. که زین پس به کنجی نشینم چو مور…

    Comment by سیا — اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۲۷ ق.ظ

  37. درباره روباه بد نیست بدانیم که به معنی دزد است.
    رب یا روب از ربودن یا روبودن می آید و به معنی بردن و رفتن است.
    ربودن و روبیدن یا رفتن هم معنی هستند.بعدتر رفتن و روبیدن در معنی پاک کردن بکار رفته است هر چند که خود بردن هم در اصل با پاک کردن همراه است.
    دیگر معنی روب،مالیدن است.
    روب(رب)+اک=روباک=روباه
    آهنربا:رباینده آهن

    Comment by 7 — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۷ @ ۷:۳۳ ق.ظ

  38. ۱-در بیت ۱ و ۲ جناب شیخ به تناقض گوید روبه بی دست و پای و در جای دیگر می پرسد با این دست و چای چگونه غذا می خورد.
    ۲-

    Comment by عل رضا نقش — آبان ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۴۴ ب.ظ

  39. ۲_شغال که خود مردار خوار است.مرده اش توسط روباه خورده می شود

    Comment by عل رضا نقش — آبان ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۴۸ ب.ظ

  40. ۳-روباه که نماد حیله ومکر است به تقدیر بی دست و پا شده است و مانند مردار خوارن گشته است

    Comment by عل رضا نقش — آبان ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۵۱ ب.ظ

  41. در بیت ۱۱ می گوید برو شیر درنده باش و دربیت ۱۳ هشدار میدهد شیر فربه هم متواند از سگ پستر گردد.
    در ادامه روش مورچه میستاید

    Comment by عل رضا نقش — آبان ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۰۴ ق.ظ

  42. زنخدان فرو برد چندی به جیب

    که بخشنده روزی فرستد ز غیب

    قافیه ها به هم نمیخونه.

    Comment by ویزیت پزشک عمومی و متخصص در منزل — آبان ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۷:۳۷ ب.ظ

  43. دوست پزشک این لغت تلفظ درستش : jayb
    یعنی گریبان یعنی یقه هست نه به معنای جیب لباس
    و تلفظش هم درست مثل عیب هستش

    Comment by مفقودالاثر — آبان ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۸:۵۹ ب.ظ

  44. مممممممنون از وبسایتتون

    Comment by هادی احمدی — دی ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۵:۰۹ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره