1. بنظر میرسداگر بجای بیا در ابیات مربوط بیار درج شود بهتر است.

    پاسخ: «بیار» از لحاظ وزنی مشکل ایجاد می‌کند، ضمن این که در هیچ نسخه‌ای نقل نشده.

    Comment by Anonymous — مهر ۲۰, ۱۳۸۹ @ ۹:۲۴ ق.ظ

  2. با سلام ساقی نامه حافظ ۲۰۵ بیت است در صورتی که انچه بنام ساقی نامه حافظ نوشته اید ۵۸ بیت بیشتر نیست حتی نمیشود گفت گلچینی از ساقی نامه حافظ به دیوان حافظ چاپ بمبئی مراجعه کنید اکثر دیوانهای حافظ هم چاپ قدیم ساقی نامه حافظ را کامل چاپ کرده اند شاد باشید

    پاسخ: دوست عزیز، متن مطابق تصحیح علامه قزوینی است اگر حذفی هم شده ایشان مسئولند!

    Comment by عیسی سجادی از شوشتر — آبان ۳, ۱۳۸۹ @ ۶:۱۲ ب.ظ

  3. باسلام بیت ۵۴ اینگونه صحیح است - مغنی کجایی نوایی بزن - به یکتایی او دوتایی بزن نسخه خطی نوشته نوایی بزن که صحیح می باشد لطفا اصلاح فرمایید

    پاسخ: با تشکر از ذکر بدل، متن مطابق تصحیح قزوینی است (در نسخهٔ چاپی همین آمده).

    Comment by عیسی سجادی از شوشتر — آبان ۳, ۱۳۸۹ @ ۶:۲۴ ب.ظ

  4. با سلام. به نظر بنده ی کمترین بهتر است به جای لغت « بیا » در مصاریع مربوطه ، از کلمه ی « بده » استفاده شود. در اینصورت نه مشکل معنایی بوجود میآید و نه مشکل وزنی. گر چه مجبوریم در کلمه ی « بده » بنابر اختیارات عروضی ، هجای دوم را مصوّتِ بلند فرض کنیم.
    البته این فرض نیز لازم نیست لحاظ شود اگر که حرف « ه » از کلمه ی مذکور ، عینا” و به وضوح تلفظ شود .
    متشکرم.

    Comment by خوئی — بهمن ۹, ۱۳۹۰ @ ۳:۰۵ ب.ظ

  5. نوشتن نظر هیچ ایرادی نداره

    فکرش این بوده که اشاره به ان اهو دارد وگفته

    تویی که نظرت غیر ازینه نظرخودته و برا خودت ارزش داره

    واونایی که مثه تو عقیده دارند که بیشتر فکر کنند و کمتر حرف بزنن

    فقط فکر میکنن باهوشند

    Comment by سامیار — اسفند ۲۹, ۱۳۹۰ @ ۶:۰۶ ب.ظ

  6. من احساس میکنم که بجای بیا می بایست “بده”قرار بگیره.
    بده ساقی آن می که حال آورد…

    Comment by بهاران — فروردین ۶, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۴۵ ب.ظ

  7. با سلام
    دوستان عزیزی که گفته اند از “بده” بجای “بیا” استفاده شود به این نکته توجه داشته باشند که این ابیات(که با بیا آغاز شده) با بیت بعدی خود موقوف المعانی هستند.
    در زبان امروز ما میگوییم : بیا فلان کار را انجام دهیم یا بیا بریم فلان جا .این جا نیز به همین حالت نگاشته شده است
    با سپاس

    Comment by نسیم سحری — فروردین ۳۰, ۱۳۹۱ @ ۷:۵۷ ب.ظ

  8. با سلام.
    اگر بده بجای بیا باشد هم معنی و هم وزن بهم میخورد.اینطور میشود:بده ساقی آن می….بمن ده که بس…!در ضمن بیا چون با الف تمام میشود خیلی خوش آهنگ است که بعد از آن ساقی که الف دارد میآید.بویژه در این بیت:بیا ساقی آن آتش تابناک… که خیلی الف دارد.حسن این مثنوی به این است که در چند بیت اول ما را منتظر میگذارد که ببینیم چه میخواهد بگوید،چون جمله اش تمام نشده.
    اکثر دیوانهای حافظ موجود در بازار(که همه بر اساس نسخه غنی هستند)این ساقی نامه را نوشته اند.

    Comment by طاهره — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۰۳ ب.ظ

  9. حتما این شعر را با صدای استاد شهرام ناظری در نوار ساقی نامه گوشض کنید

    Comment by علی — مرداد ۲, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۴۹ ب.ظ

  10. بده ساقی قشنگتره چون ساقی جام می را می دهد.نه اینکه بیارد .بده ساقی آن می که حال آورد……….

    Comment by Anonymous — شهریور ۵, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۳۴ ق.ظ

  11. اتفاقا درست همینه که بیا نوشته شده چون با در نظر گرفتن دو بیت متوالی معنی کامل میشه

    یعنی
    بیت اول : بیا ساقی …
    بیت دوم :به من ده …

    Comment by حمید — مهر ۲۳, ۱۳۹۱ @ ۹:۲۶ ق.ظ

  12. خیلی واضح است که حاففظ در اینجا به شدت تحت تاثیر فردوسی و نظامی گنجوی بوده. این شعر باید از اشعار اولیه حافظ باشد.

    Comment by محمد — آذر ۱۲, ۱۳۹۱ @ ۱:۵۵ ق.ظ

  13. با سلام
    با احترام به دوستانی که به ترکیب “بیا ساقی” ایراد گرفته اند باید بگم به نظرم این ترکیب درسته و از نکات جذاب این شعره.
    ولی به نظرم میرسه بیت هفتم:
    بده ساقی آن می کز او جام جم
    زند لاف بینایی اندر عدم

    رو اشتباه نوشتید! و این بیت هم مانند بیت های بالا (به صورت یک در میان) باید به این صورت باشد:
    بیا ساقی آن می کز او جام جم
    زند لاف بینایی اندر عدم
    به من ده که گردم به تایید جام
    چو جم آگه از سر عالم تمام

    Comment by مصطفی — آذر ۲۶, ۱۳۹۱ @ ۱:۰۹ ق.ظ

  14. به نظزحقیر وبرای درستی معنی

    بیا ساقی آن ده که حال آورد

    کرامت فزاید کمال آورد

    درست است

    Comment by اشرفی — بهمن ۲۸, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۰۶ ب.ظ

  15. بیا ساقی هم بلحاظ معنی وهم وزن وقافیه صحیح است وحقیرهرگزدرهیچ نسخه ای بده ساقی ندیده است .
    تنها ایراد موجود که تصورمیکنم آنهم اشتباه تایپ باشد درسطر ۵۴ است که استدعا دارم تصحیح شود :
    مغنی ملولم دوتایی بزن به یکتایی اوکه نایی بزن
    نایی بزن یعنی نی بزن که به یکتایی او که یکیست وبگمانم اشتباهاً تایی بزن تایپ شده است که اگرهم معنی ای درتایی زدن باشد حقیرنداند .

    Comment by حمید رضا گوهری — خرداد ۴, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۹ ب.ظ

  16. به جای بیا و بیار می توان بده به کار برد

    Comment by Anonymous — خرداد ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۳:۳۸ ب.ظ

  17. با درود فراوان.
    در جواب اون دوستمون راجع به تعداد ابیات باید بگم که ابیات ساقی نامه در نسخه غنی قزوینی ۵۸ و در نسخه قدسی ۲۰۵ بیت هست و در نسخه های دیگه مثل: حافظ به سعی سایه ، حافظ آفرینش و … متفاوت هست. پدرام باشید. بدرود

    Comment by مانی — تیر ۲۱, ۱۳۹۲ @ ۳:۲۳ ب.ظ

  18. درود..
    خواهشمندم یکی معنی ومفهوم بیت زیر را که از ساقی نامه حافظ است، برای من ایمیل کند
    مغنی ملولم دوتایی بزن به یکتایی او که تایی بزن
    دوتایی بزن یعنی چه؟
    تایی بزن یعنی چه؟

    ESI_ARAM@Yahoo.com

    Comment by محم آرام پور — آبان ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۱:۵۵ ق.ظ

  19. جناب آرام پور
    تایی بزن اشتباه تایپ است ونایی بزن صحیح است . دوتایی بزن یعنی تار بزن [ ساز تار ۲ سیم دارد وسه تار سه سیم که بعدها سیم چهارم بدان افزوده شده است ] نایی بزن هم یعنی نی بزن . صورت صحیح بیت اینست :
    مغنی ملولم دوتایی بزن
    به یکتایی او که نایی بزن
    دوتا = ساز تار
    نای = ساز نِی

    Comment by شمس الحق — آبان ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۴:۰۴ ق.ظ

  20. با عرض سلام زیبایی کلام حضرت حافظ وصف نشدنیست.
    من بارها این مثنوی رو خواندم و لذت بردم هیچگونه عیبی ندارد تمام
    ابیات صحیح ؛ شیوا و بجا میباشد. از دوستان خواهش میکنم بجای نگارش ایده هیشان کمی از دانش حضرت بهره بگیرند و از مسولین محترم سایت گنجور بابت زحماتشان تشکر میکنم.
    خسته نباشید عزیزان

    Comment by محسن — آذر ۲۵, ۱۳۹۲ @ ۱:۱۸ ق.ظ

  21. آقا محسن ! ماکه جسارتی نکردیم که اینگونه دعوامان میکنی . ما عرض کردیم نمیدانیم تایی بزن یعنی چه و اگر شما میدانی که سازی هست که یک سیم دارد و مقصود از تایی بزن آنست خوب بگو ما هم بدانیم قربان قدت اینکه دعوا ندارد و ندانستن که عیب نیست برادر دانستن و نگفتن عیب است .

    Comment by شمس الحق — آذر ۲۵, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۰۱ ق.ظ

  22. آقای شمس الحق اگر در بیت دقت داشته باشید می بینید که حضرت حافظ می فرمایند که ناراحتم(ملولم)به یکتایی او تایی بزن یعنی تاری که یک تار دارد.این یک اشاره لطیفی است حالا چه ممکن چه ناممکن.

    Comment by طنین — اردیبهشت ۲, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۴۶ ق.ظ

  23. سلام بر شما جناب طنین !
    حقیر را ببخشید که از چگونگی ساز های ایرانی چندان اطلاعی ندارد . پس اینگونه که حضرتعالی می فرمایید ، اگر تایی بزن یعنی تاری بزن که یک تار دارد ، پس باید یک سازی باشد که یک سیم دارد و نامش [ تا ] است . آیا درست فهمیدم ؟!

    Comment by شمس الحق — اردیبهشت ۲, ۱۳۹۳ @ ۲:۴۰ ب.ظ

  24. با سلام خدمت دوستان یک توضیح راجع به سازها میدهم
    ساز تار دارای ٦ سیم است
    ساز سه تار داری ٤ سیم است
    ساز دو تار دارای ٣ سیم است ساز تنبور هم نوعی دوتار است
    در شعر جناب حافظ منظور از دوتایی بزن به احتمال بسیار زیاد همان ساز تنبور است و همچنین تایی بزن نیز احتمالا ساز تار است

    Comment by علیرضا — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۶:۳۵ ب.ظ

  25. مثنوی ساقی نامه یکی از زیباترین و پرشورترین شعرهای حافظ است. در ٢٧ بیت اول ١٢ بار درخواست می و شراب میکند و بارها با ترکیبهای بدیعی از منزلت آن میگوید. شراب میخواهد تا چون شیری بر فلک شود و دم دستگاه این دنیای نابکار را بر هم زند: بیا ساقی آن آب اندیشه سوز، که گر شیر نوشد شود بیشه سوز، بده تا روم بر فلک شیرگیر، به هم برزنم دام این گرگ پیر!
    همینطور از نکات مهم دیگر این مثنوی، ابراز علاقه حافظ به تاریخ ایران باستان است … پرویز (خسرو پرویز) و باربد به عنوان بزرگانی معرفی میکند که باید باخواندن شعر و موسیقی روانشان را شاد کرد (نمیگوید صلوات بفرستید تا روان ارباب دین شاد کنید) روان بزرگان ز خود شاد کن، ز پرویز و از باربد یاد کن.

    Comment by فرهاد — اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۳ @ ۹:۵۷ ب.ظ

  26. به یکتایی او دو تایی‌ بزن

    لطفا اصلاح کنید

    Comment by محسن شمس — مهر ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۷:۰۵ ق.ظ

  27. تشکر

    Comment by Anonymous — آذر ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۶:۳۶ ب.ظ

  28. دوستان لطفا معنی (در اینجا چرا تخته‌بند تنم) را مرقوم فرمایند آیا تخته بندد صحیح تر نیست ؟ با شپاس

    Comment by فرهاد پیرمرد — دی ۳, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۲۳ ق.ظ

  29. با سلام
    خیر دوست محترم ، تصور نمیکنم اینجا فعلی در کار باشد که بتوان گفت تخته بندد تنم .
    دهخدا معنی تخته بند را پارچه ای میداند که با قطعه چوبی به عضو شکسته شده می بندند و
    تخته بندِ تنم اشاره به این معنی دارد که کل بدن یا جسم و نتش به اینجا بسته شده و معنی مصرع بنظر حقیر احتمالاً اینست که :
    چرا در اینجا بمانم .
    گاهست که گفته میشود فلانی اگر به فلان شهر برود ، پاگیر میشود و میماند، اینجا هم ای بسا که مراد شاعر این باشد ، تا نظر صاحبنظران و حافظ پژوهان چه باشد .

    Comment by شمس الحق — دی ۳, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۵۶ ب.ظ

  30. با سلام
    یک بیت مونده به آخر مصرع دوم اشتباه تایپ شده و درستش اینه :
    تو خون صراحی به ساغر بریز
    که به جای کلمه به حرف واو تایپ شده
    تشکر از سایت بسیار عالیتون

    Comment by جواد — خرداد ۳, ۱۳۹۴ @ ۷:۲۵ ب.ظ

  31. سلامی چو…

    بیا ساقی آن می که عکسش زجام یعنی چه ؟

    بیا نادرست و بیار ساقی صحیح است .

    قبول فرمایید یا تصورکنید ساقی شربت می آورد.

    Comment by رضا — تیر ۲۳, ۱۳۹۴ @ ۲:۲۳ ب.ظ

  32. شاید در بیت
    مغنی ملولم دوتایی بزن
    به یکتایی او کتایی بزن

    دوتایی بزن یعنی شروع به نواختن کن
    کتایی بزن یعنی یکه تایی بنواز در شان یکتا

    شاید برداشت من اشتباه ترین نظر باشه

    Comment by امیر — شهریور ۳۰, ۱۳۹۴ @ ۲:۱۰ ب.ظ

  33. تا به حال بر خلاف همه ی دوستان گمانم برین بوده و هست که منظور حافظ در
    مغنی ملولم دوتایی بزن
    به یکتایی او که تایی بزن
    اینست که مطربا دلم گرفته دوتاری بزن و ترا به خدا یک آهنگی سازکن
    که تایی درین جا معنی یک میدهد که منظور یک آهنگ است
    بااحترام
    مهری

    Comment by مهری — شهریور ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۱۱ ق.ظ

  34. نظر مهری بانو
    در مورد معنی
    مغنی ملولم دوتایی بزن
    به یکتایی او که تایی بزن
    از همه نظرات درست تر مینماید
    زیرا ” تا “ به معنی یک است و مغنی نیز کارش با آهنگ و نواست ، تایی بزن یعنی یک نوایی ساز کن
    آفرین بر شما بانوی فرهیخته

    Comment by ایزدجو — شهریور ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۱۹ ق.ظ

  35. به نظر من در ابیاتی که آمده است کلمه«بیا» درست است زیرا میتوانیم به طور مثال دوبیت اول را این گونه معنا کنیم : «ساقی بیا وآن می را که حال می آورد و کرامت می افزاید و کمال می آورد را بهمن بده که بس بیدل شده ام و نیز حالی و کمالی نیز به دست نیاورده ام.»

    Comment by محمد — آذر ۳, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۹ ب.ظ

  36. با سلام
    بنده فکر می کنم با توجه به بار معنایی این شعر “بیار” صحیح تر باشد و با درنظر گرفتن اینکه در این شعر اصولا زیاد تناسب وزنی رعایت نشده می توان به نوعی این اشکال را نادیده گرفت.

    Comment by هیوا اشرف نژاد — بهمن ۱۷, ۱۳۹۴ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  37. اصلا نباید روی کلمه”بیا” بحث شود چون کاملا درست است. اگر به بیت دوم مراجعه فرمایید کلمه “بده” به همون “بیا” بر میگردد و منظور حضرت حافظ اینست که” ساقی بیا و آن می را بده که حال آورد و…….

    Comment by رضا — اسفند ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۱:۵۷ ب.ظ

  38. این هم فایل صوتی این مثنوی زیبا و پر بار برای همه عزیزانی که از مرحله “بیا” و “بیار” و “تایی” و “تاری” فرا تر رفته اند:

    http://www.radiocp.com/?p=262&item=saghi_nameh

    Comment by فرهاد — فروردین ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۲ ق.ظ

  39. با سلام به دوستان حاشیه نویس فقط می خواستم یک نکته را گوشزد کنم فارغ از اینکه بیا بهتر است یا بده. گویا دوستان فراموش کرده اند که این مثنوی از حافظ است که ۷ قرن پیش می زیسته است و اگر قرار باشد هر کسی با هر بضاعتی که دارد بخواهد قلم تصحیح در اشعار او بردارد، درست یا غلط فرقی نمی کند، در هزار سال دیگر چه اثری از این اشعار باقی خواهد ماند. شاملو یکبار این کار را کرد و صد البته اشتباه هم کرد، نمونه آن غزل زیبای صلاح (با کسره ی ح) و منِ خراب کجا) که او به صلاحکار تغییر داد. به هر حال در تاریخ ادبیات مدعیان زیادی بوده اند که اشعار شاعران بزرگ را مطابق میل خود تغییر می داده اند و یا اشعار خود را به نام آنها دستنویس می کرده اند. اکنون یکی از کارهای مهم استادان این رشته این است که تشخیص بدهند که کدام اشعار از کدام شاعر نیست. فکر می کنم همین برای سردرگمی مصرف کنندگان شعر کلاسیک کافی باشد. پس بهتر است ما هم منتظر شویم که استاد شفیعی کدکن ای پیدا شود و روی ساقی نام کار کند.

    Comment by حماسه ایرانی — شهریور ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱:۲۷ ق.ظ

  40. همون طور که دوست دیگری هم گفته، اول من فکر کردم که «بیار» ساقی آن می که حال آورد، معنی درست تری داره، اما قافیه رو بهم می زنه، بعد گفتم شاید «بده» ساقی آن می که حال آورد، احتمالا درست باشه، اما آخرش متوجه شدم که همین صورت درسته و بیت اول و دوم موقول المعانی هستن. در واقع به این صورت هست: «بیا ساقی. آن می که حال آورد، کرامت فزاید، کمال آورد، به من ده که بس بی دل افتاده ام.» ایول!

    Comment by سیاوش مرتضوی — مهر ۶, ۱۳۹۵ @ ۸:۳۶ ق.ظ

  41. درود بیکران
    نخست باید ساقی یار همیشگی بیاید سپس شراب دهد ما در دستور زبان چندین حذف داریم که یکی از حذف ها حذف یکی از افعال است که ارزش پایین تری نسبت به فعل دیگر دارد . آمدن نسبت به دادن ِ چون می حافظ دو نمونه است یکی آن که ساقی برایش می آورد و دیگر آنکه در خانه دارد (سر خوش آمد یار و جامی در کنار طاق بود ) پس آمدن او شرط نخست است تا او نیاید می در مجلس به گردش نمیاید.
    بنابر این ای ساقی بیا و آن میی که با خود داری که دارای حسن حال خوش آوردن است را به من ده .

    Comment by مهرداد — مهر ۹, ۱۳۹۵ @ ۷:۲۹ ق.ظ

  42. سلام
    بیا در اول ابیات، درست است و بیتهایی که با بیا شروع می‌شوند، موقوف به بیت بعدی هستند مثلا
    بیا ساقی و آن می را …..به من ده که بس بیدل افتاده ام

    Comment by ابراهیم واشقانی فراهانی — آذر ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۷:۲۸ ب.ظ

  43. بیا ساقی آن می که حال آورد یک جمله کاملاً اشتباه و بی معناست

    متأسفانه در این شعر حافظ دخل و تصرف و دستکاریهای ناهنجاری شده بخصوص اینکه از بیا به جای بده یا بیار (بیاور) استفاده شده

    با “بیا” جمله معنای درستی به خود نمیدهد و ترکیب جمله را ضعیف و بی معنا میسازد

    به هر شکل هم که به “بیا” فکر کنیم و حتی اگر به عنوان استعاره در نظر بگیریم هیچ چیز نزدیکی پیدا نمیشود که آن را با باقی جمله معنا دار کند

    Comment by حمید سامانی — خرداد ۱, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۱ ق.ظ

  44. کاربران محترم گنجور
    چند ساعت پیش نظرى در رابطه با این شعر ارسال کردم لطفا منتشر نکنید تغییر نظر داده ام
    نطر جدید را مجددا وارد میکنم
    سپاس
    حمید سامانى

    Comment by حمید سامانى — خرداد ۱, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۵۴ ق.ظ

  45. در رابطه با نظرات دیگر دوستان، ابیاتی که با “بیا ساقی” شروع میشوند صحیح هستند و بایستی در خوانش این ابیات دقت کرد
    بعد از بیا ساقی بایستی مکث کوتاهی کرد و لحن خوانش بیت را با حالت اشاره مشخص کرد، برای نشان دادن این مطلب و خوانش درست میتوان از علامت مکث (ویرگول) استفاده کرد

    مثال:

    علی، آن خانه کوچک با قیمت مناسب
    که گفتی اگر هر کس بخرد سود میکند
    نشانی آن را بده بروم ببینم

    بیا ساقی، آن آب اندیشه‌ سوز
    که گر شیر نوشد شود بیشه‌ سوز
    بده تا روم بر فلک شیر گیر
    به هم بر زنم دام این گرگ پیر

    با گفتن “بیا ساقی” ابتدا شاعر ساقی را میخواند (صدا میکند) و در ادامه با اشاره به منظورش (بر فرض در مثال بالا به آب اندیشه سوز که همان می است اشاره میکند که در مصراع بعدی آن را توضیح داده که چه خاصیتی دارد) و سپس در بیت بعدی آن را طلب میکند (بده) که با آن چه خواهد کرد

    اما اگر مصراع بدون مکث خوانده شود و در روش خواندن لحن و اشاره مشخص نشود و به بیت مکمل و متمم بعدی توجه نکند جمله (مصراع) بی معنا به نظر می آید به همین دلیل عده ای از دوستان سردرگم شده اند و متوجه منظور شاعر نیستند و فکر میکنند که به جای بیا بایستی از “بیار” و یا “بده” استفاده کرد که به خود معنی بگیرد

    امیدوارم با این توضیح رفع ابهام آن عده از دوستان دوستدار حافظ و ادب شده باشد

    Comment by حمید سامانى — خرداد ۲, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۴ ق.ظ

  46. شیره را خورد و گفت شیرین است!

    Comment by خرم روزگار — خرداد ۲, ۱۳۹۶ @ ۳:۵۹ ق.ظ

  47. با سلام
    توضیحی در رابطه دوتا وتا
    در سنت موسیقی ایران از عهد عتیق ساز های زخمه ای را به تعداد سیم‌های انها نامگذاری میکردند تار ، دو تار ، سه تار که. این سنت در یونان نیز از ایرانی‌ها گرفته در کتب انها ترجمه شده : مونو کرد(تار)٬ دیکردون(دوتار) تری گردون ( سه تار )
    و کامل ترین ان ها طبق نظر کتب گذشتگان ۳تار بوده است،
    البته در طی زمان تعداد سیم ها تغییر در بعضی سازها تغییر کرده ولی نام های قدیم باقی مانده اند
    بطور مثال تار اکنون در عمل سه تار است که البته شش تاری است که هر دو سیم با ها هم به یک صدا کوک میشوند
    دوتار هنوز در خراسان وجود دارد
    سه تار نیز سه تا تک تاری بوده که همین اواخر درویشی سیم باس ان را دوتیای کرده که قویتر صدا دهد و این سیم در نزد اهل به نام همین درویش نامیده میشود.

    قابل ذکر است که از عهد باستان تا قرون وسطی فواصل موسیقی را بر روی تار (تک سیم ) محاسبه و پرده بندی میکردند که نت های موسیقی تعیین میشدند و در اصل شروع وپیدایش موسیقی بر روی تک تار بوده سازه ها ونغمات ودستگاها وجود خود را مدیون تک تار هستند
    شاید حافظ که قطعا با موسیقی اشنا بوده (همانطور که در همین قسمت از شعر از کلمات فنی موسیقی استفاده کرده ) نظری به تکتار داشته

    Comment by کامبیز — تیر ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۰ ق.ظ

  48. چرا تخلص خواجه شیراز(حافظ)در ابیات فوق دیده نمیشود؟البته دوستان اشاره داشتند که این متن تمام غزل نیست که همین میتواند پاسخ سوال من باشد.

    Comment by شهریار — تیر ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۸ ب.ظ

  49. سلام . خدمت دوستان عرض کنم بیا درست است . بده و بیار غلط است برای اینکه . اول بهتر است در مورد تایی و دوتایی بگویم تا بحث به جایی برسد . در معنی مغنی ملولم دوتایی بزن . اینجا از زدن و بیرون کردن صحبت میکند یعنی دوتایی را بزن و بیرون کن . در مصرع بعدی میگوید خدا وند یکتاست . پس یکتایی بزن یعنی یکتایی ببین . دویی نبین
    عطار میگوید . دوئی بگذارو همچون او یکی باش
    یکی بین و دوئی اینجا رها کن ، چو منصورت وجود خود رها کن
    یکی بین و دم اینجا از یکی زن ، اگر نه این چنین بینی توئی زن
    تو در یکی قدم زن همچو مردان ، رخت را از دوئی اینجا بگردان
    تو در یکی قدم زن در تولّا ، همه لابین و در لا گرد الا
    تو در یکی قدم زن همچو منصور ، یک نزدیک بین و بس دوئی دور
    پس با این ابیات متوجه یکی دیدن و دوتایی ندیدن شدیم . حالا در بیت اول و دیگر ابیات که بیا گفته صحیح است . زیرا که نه می و نه شرابی در کار است که ساقی بخواهد بیاورد و یا بدهد . به ساقی میگوید بیا . من به دنبال یک می هستم که کرامت و کمال به من بدهد . اگر اینچنین می داری به من بده که بس بیدل افتاده ام .
    بیا ساقی من یک می به تو نشان میدهم که کرامت میدهد و کمال و کیمیایی هست که عمر نوح و گنج قارون به تو میدهد . و … و هنگامیکه به آن رسیدی و درک کردی . اینجا ساقی باش و تقسیم کن ، به همه بده ، به منهم بده . این ابیات با همان بیت اول حافظ الا یا ایهالساقی … همخوانی دارد . پس بیا درست است . به ساقی میگوید بیا تا به تو شرابی نشان بدهم که با این شرابی که در نظر مردم است زمین تا آسمان فرق دارد . دوستان عزیز در شعر شاعرانی چون خیام ، مولانا ، حافظ و دیگر شعرای عرفانی می ، پیاله ، جام ، سبو . قرآن و ائئمه اطهار است . قرآن و پیامبر است که ما را واله او میکند ، شیدای او میکند ، مجنون او میکند . محو او میکند . اگر قرآن کسی را مست نکند ، محو و مجنون او نکند . او قرآن نخوانده و از قرآن چیزی نمیداند . پس وقتی حافظ میگوید به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد . میدانیم چه میگوید . والسلام

    Comment by امین اعتماد — مرداد ۱۶, ۱۳۹۶ @ ۴:۱۲ ب.ظ

  50. با سلام به نظر من مراد حضرت حافظ از دوتایی همان دو نلی است که اکنون در ابران فقط در بلوچستان زده می شود که بسیار گوش نواز است(همانند دونلی شیر محمد اسپندار ) که در آن دو نی توسط یک نفر همزمان نواخته می شود با توجه به اینکه در بیت بعد از ساز نی نام برده می شود

    Comment by ماشی — مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۲ ق.ظ

  51. عا

    Comment by ماشی — مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۳ ق.ظ

  52. یک نکته جالب، جامع و قابل توجه فرهنگی در این “حاشیه ها” نهفته است که به نظر این خقیر قابل توجه است و بازتابی از اشکالات روزمره خودمان است.

    یک دوست ناشناس نکته ای در اشتباه کامل پیش کشیده که مثلا “بیا” غلط است و درست آن می باید “بیار” بوده باشد!

    حالا جرا این مطلب به این صورت مطرح می شود بحثی است جدا؛ جون واضح است که نویسنده نه تنها در فرهنگ و شعر بسیار مبتدی است، بلکه مشهود است که با اشعار حافظ هم آشنایی ندارند چنانکه خود حافظ در غزلی آورده:

    صوفی بیا که آینه صافیست جام را

    و یا مولانا فرموده که:

    بیا تا قدر یکدیگر بدانیم …

    و یا نظامی تمام بخش های شرف نامه را با “بیا ساقی” شروع کرده

    و اصلا صحبتی از “بیار” نیست. کما اینکه “بیار” یک واژه غلط است که بطوری رایج شده که اصلا متجه غلط بودن آن نیستیم. (بیاور درست است)

    ولی توجه داشته باشیم که جه قدر راحت همگی دنبال یک اشتباه محض را گرفته و بر سر آن جانه می زنیم!!

    و “حقیقتی” از “حقیقتهای نقد وقت ما” در اجتماع امروزی است.

    چه باید کرد؟

    Comment by بهزاد علوی — شهریور ۸, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۵۹ ب.ظ

  53. درود بسیار خدمت عزیزان
    حضرت حافظ در ابتدای این ساقی نامه برای این که همچنان حافظانه بیندیشد و باشد سه بار هر بار دوبیت موقوف المعانی آورده که هرکدام از آنها با ” بیا ساقی ” اغاز می شود . در اینجا ظاهران دوتای نخستین درست تایپ شده ولی در سوم اشتباه تایپی رخ داده است . به نظر می رسد بیت پنجم باید با بیا شروع شود ( نه با بده ) چون بیت ششم به درستی با ( بده ) اغاز گردیده
    شاد و سربلند باشید

    Comment by دکتر محمد روحانی ( نجوا کاشانی ) — مهر ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۷ ب.ظ

  54. آخر چرا می گویید « بیار» ؟!
    شما بیت اول را جمله تمام شده فرض می کنید، جمله در بیت دوم کامل می شود :
    ساقی بیا آن می « که حال آورد، کرامت فزاید کمال آورد » ، به من ده که بس بیدل افتاده ام، وزین هر دو بی حاصل افتاده ام.

    Comment by روفیا — خرداد ۳۰, ۱۳۹۷ @ ۲:۰۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره